X
تبلیغات
انجمن ریاضی دانشگاه آزاد اسلامی همدان

 بارها از اهميت انتخاب کلمات عبور مطمئن و روش‌هاي ساخت رمزهاي محکم صحبت شده و اينکه چگونه هکرها مي‌توانند رمز شما را کشف کنند.
اشاره سلمان جريري به مطلب Business Week در اهميت انتخاب يک پسورد خوب و محکم و مدت زماني که طول خواهد کشيد تا يک هکر آن را بشکند آنقدر خوب بود که حيفم آمد چيزي در اين مورد ننويسم.
بيزينس‌ويک اين نکته را بازگو مي‌کند که کلمات عبور ساده‌اي که انتخاب مي‌شوند چقدر مي‌توانند شکننده باشند.
image001.jpg
مي‌بينيد که هرچه طول پسورد انتخابي بلندتر و ترکيب بين حروف کوچک + بزرگ + اعداد و سمبل‌ها پيچيده‌تر باشد پسورد محکم‌تري خواهيد داشت. در جداول اين صفحه انواع پسوردها و مدت زماني که يک کامپيوتر نياز دارد تا يک پسورد را حدس بزند نشان داده شده است.
اگر دوست داريد بدانيد که پسورد شما چقدر مطمئن است و چقدر طول مي‌کشد تا توسط يه کامپيوتر معمولي شکسته شود به سايت How Secure is My Password برويد، فقط رمز خود را در سايت بنويسيد تا مدت زمان لازم براي شکستنش را به شما بدهد. البته توصيه ميکنم پسورد واقعي خودتون رو ننويسين و مشابه پسوردتون رو بنويسين.
 


نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 10:57 | لینک  | 

- آمار و احتمال(Statistic & Probability)

این علم به بررسی رخدادهای غیر قطعی که در عین حال فضای نمونه (کلیه
حالتهای ممکن رخداد اتفاق) مشخص دارند می پردازد.مثلا در پرتاب یک سکه
نمیدانید شیر می آید یا خط اما میدانید یا شیر می آید یا خط.مباحث اصلی
این گرایش پرکاربرد ریاضی عبارتند از توزیعهای پیوسته و گسسته و توام
نظریه نمونه گیری نظریه تصمیم نظریه برآورد آزمون فرض رگرسیون فرآیندهای
تصادفی سریهای زمانی و ...

2- آنالیز ریاضی(Mathematics Analysis)

یکی از قدیمی ترین شاخه های ریاضیات است که پایه ی تئوری بسیاری از
گرایشهای پرکاربرد ریاضی مثل آنالیز عددی را فراهم میکند.در این شاخه به
آنالیز دقیق توابع حد مشتق انتگرال دنباله ها سری ها و توپولوژی مجموعه ها
پرداخته می شود.

3- آنالیز عددی(Numerical Analysis)

کاربردی ترین شاخه علم ریاضی محسوب میشود و در واقع حلقه اتصال بین
ریاضیات و علوم مهندسی بشمار می رود.این علم که مهندسان آن را با نام
محاسبات عددی میشناسند دارای زیر شاخه های گوناگون مثل آنالیز خطا نظریه
درونیابی و تقریب مشتق گیری و انتگرال گیری عددی حل معادلات یک و چند
متغیره حل عددی معادلات دیفرانسیل معمولی و معادلات انتگرالی جبر خطی عددی
و حل عددی معادلات با مشتقات جزئی (PDE) می باشد.

4- بهینه سازی و تحقیق در عملیات(Optimization & Operation Research)

یکی از شاخه های پر کاربرد ریاضیات در صنعت،بهینه سازی و تحقیق در عملیات
می باشد.هدف این علم مدل بندی مسائل مرتبط با صنعت و بهینه سازی آنهاست
مثلا ماکزیمم کردن سود یا مینیمم کردن هزینه ها با داشتن منابع محدود.
مباحث گوناگون این علم شامل برنامه ریزی خطی برنامه ریزی صحیح برنامه ریزی
پویا و برنامه ریزی غیر خطی و ... است.

5- ترکیبیات(Combinatorics)

این گرایش به بررسی دسته های معمولا متناهی اشیا و چگونگی چینش آنها می
پردازد و کاربردهای زیادی در نظریه احتمال هندسه و جبر دارد.ترکیب ترتیب
جایگشت اصل شمارش و روابط بازگشتی مباحث اصلی ترکیبیات هستند.

6- توابع مختلط(Complex Functions)

این گرایش به بررسی مباحث مرتبط با اعداد و توابع مختلط می پردازد. بحث
مربوط به روابط جبری بین اعداد مختلط انواع توابع مختلط دنباله و سری
اعداد مختلط حدگیری مشتق گیری و انتگرال گیری از توابع مختلط از جمله
مباحث این گرایش می باشد.

7- جبر(Algebra)

یکی از کهن ترین و در عین حال قطعی ترین شاخه های ریاضیات محسوب میشود و
پایه ی بسیاری از گرایشهای امروزی ریاضیات و حتی علوم غیر ریاضی بشمار می
رود بگونه ای که متخصصان نظریه کوانتوم نیز از جبر استفاده میکنند.بخشهای
مختلف جبر عبارتند از نظریه گروهها نظریه حلقه ها نظریه میدانها نظریه
گالوا و ...

8- جبرخطی(Linear Algebra)

بسیاری از عملگرها در ریاضیات دارای خاصیت خطی هستند و جبر خطی به بررسی
این گونه عملگرها و مباحث مربوط به آنها میپردازد.زیر شاخه های گوناگون
این علم عبارتند از دستگاههای خطی فضاهای برداری تبدیلات خطی ماتریسها
فضاهای ضرب داخلی و ...



9- ریاضیات مالی(Financial Mathematics)

این علم به بررسی چگونگی الگوبندی مسائل مالی و بازارهای اقتصادی و تجزیه
و تحلیل آنها به کمک روشهای ریاضی میپردازد و از مباحث مختلفی در آمار و
احتمال و آنالیز عددی بهره می برد هر چند شاید این علم در اقتصادهای بی
ثبات دنیا مثل اقتصاد ایران کاربردی نداشته باشد اما اقتصادهای قدرتمند
جهان از این علم کمکهای فراوانی در پیش بینی مسائل مختلف مالی می گیرند.

10- سیستمهای دینامیکی (Dynamical Systems)

سیستمهای دینامیکی نام گرایشی از ریاضیات است که به بررسی کیفی دستگاههای
معادلات دیفرانسیل(بدون حل تحلیلی آنها) می پردازد.شاخه های گوناگون این
علم عبارتند از سیستمهای دینامیکی خطی و غیر خطی سیستمهای دینامیکی گسسته
و پیوسته نظریه انشعاب و نظریه آشوب

11- کدگذاری(Coding)

کدگذاری شاخه ای از علم ریاضیست که به امکان ارسال اطلاعات با بالاترین
سرعت و کمترین خطا(خرابی اطلاعات در طول مسیر انتقال) می پردازد. این علم
که کاربرد بسیار زیادی در مخابرات دارد را می توان ترکیبی از جبر جبر خطی
ترکیبیات و احتمال دانست.ضمن اینکه نباید این علم را با رمزنگاری اشتباه
گرفت.در واقع در رمز نگاری بحث سرعت و خطای ارسال اطلاعات مطرح نیست و
تنها بحث امنیت مطرح است.

12- گراف(Graph)

نظریه گراف به بررسی سیستمهای ارتباطی شامل چند مرکز اصلی(راس) و راههای
ارتباطی (یال) بین آنها می پردازد.حال این رئوس و یالها می توانند چند شهر
و راههای بین آنها باشد یا چند مرکز مخابراتی و کانالهای مخابراتی بین
آنها.شاخه های نظریه گراف عبارتند از گرافها و زیر گرافها درختها تطابق ها
رنگ آمیزی گرافهای جهت دار و ...

13- مثلثات(Trigonometry)

مطالعه روی روابط موجود بین زوایای شکلهای مختلف دو و سه بعدی و نیز بررسی
دایره مثلثاتی توابع مثلثاتی و توابع تناوبی بحث اصلی مثلثات می باشد.
بطور کلی مثلثات کاربردهای بسیار زیادی در نجوم جغرافی اپتیک شیمی فیزیک و
بسیاری دیگر از علوم دارد.

14- معادلات دیفرانسیل(Differential Equations)

هر معادله که شامل یک تابع مجهول و مشتقات آن باشد را معادله دیفرانسیل می
نامند.اگر مشتق تابع مجهول نسبت به یک متغیر در معادله ظاهر شده باشد
معادله را معادله دیفرانسیل عادی(ODE) و در غیر اینصورت معادله دیفرانسیل
با مشتقات جزئی (PDE) می نامند.شاخه های این علم عبارتند از معادلات
دیفرانسیل عادی مرتبه اول دوم و بالاتر روش سری های توانی تبدیل لاپلاس
دستگاه معادلات دیفرانسیل معادلات دیفرانسیل با شرایط مرزی معادلات با
مشتقات جزئی مرتبه اول دوم و بالاتر معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی
هذلولوی بیضوی و سهموی.

15- منطق ریاضی(Mathematical Logic)

در یک جمله منطق ریاضی به بیان منطق به زبان ریاضی و با کمک نمادها و
روابط ریاضی می پردازد.شاخه های اصلی منطق عبارتند از نظریه مجموعه ها
نظریه مدل نظریه بازگشت نظریه اثبات پارادوکسها منطق قراردادی و منطق
نمادی.

16- نظریه اعداد(Number Theory)

نظریه اعداد به بررسی خواص اعداد و روابط بین آنها بویژه اعداد صحیح می
پردازد. نظریه اعداد آنالیزی نظریه اعداد جبری نظریه اعداد هندسی نظریه
اعداد ترکیبیاتی و نظریه اعداد اول شاخه های گوناگون این علم می باشند.

17- هندسه(Geometry)

هندسه که یکی از قدیمی ترین علوم بشری محسوب میشود به بررسی
مساحت محیط حجم شکلها و روابط و موقعیت آنها در صفحه(هندسه مسطحه) و در
فضا (هندسه فضایی)می پردازد. از شاخه های مختلف هندسه میتوان به هندسه
تصویری هندسه تحلیلی هندسه برداری هندسه اقلیدسی هندسه نا اقلیدسی
(لوباچفسکی) و هندسه فراکتالی اشاره کرد که هندسه فراکتالی کاربرد بسیاری
در نظریه ی آشوب دارد.

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 19:5 | لینک  | 

دانش رياضيات به عنوان خط مقدم جبهه علم مطرح است. ويژگي بديهي رياضيات در علوم نانو «محاسبات علمي» است.مدل‌هاي رياضي، ستون‌هاي راهگشا به سوي بنياد علم و تئوري‌هاي پيش بين هستند. مدل‌ها، رابط‌هايي بنيادين در پروسه‌هاي علمي هستند.يک مدل رياضي بر پايه فرمولاسيون معادلات و نامعادلات اصول بنيادين استوار است و مدل درگير با درک کامل پيچيدگيهاي مسأله نظير... جرم، اندازة حرکت و توازن انرژي است. در هر سيستم فيزيکي واقعي تقريب اجازه داده مي‌شود، تا مدل را در يک قالب قابل حل عرضه کنند. اکنون مي‌توان مدل را يا به صورت «تحليلي» و يا بصورت «عددي» حل کرد. در اين حالت مدلسازي رياضي يک پروسه پيچيده است،زيرا مي‌بايستي دقت و کارآيي را همزمان نشان دهد.
الگوريتم‌هاي اصلي در حوزه‌هاي رياضيات کاربردي و محاسباتي، علوم کامپيوتر، فيزيک آماري، نقش مرکزي و ميان‌برساز را در حوزه نانو بر عهده خواهند داشت.

در اينجا برخي از اثرات رياضيات را در فناوري نانو مي‌بينيم :
  • روشهاي انتگرال گيري سريع و چند قطبي سريع: اساسي و الزامي به منظور طراحي کدهاي مدار (White, Aluru, Senturia) و انتگرال گيري به روش Ewala در کد نويسي در حوزه‌هاي شيمي کوانتوم و شيمي مولکولي (Darden 1999)
  • روشهاي« تجزيه حوزه»، مورد استفاده در شبيه‌سازي گسترش فيلم تا رسيدن به وضوح نانوئي لايه‌هاي پيشرو مولکولي با مکانيک سيالات پيوسته در مقياسهاي ماکروسکوپيک (Hadjiconstantinou)
  • تسريع روشهاي شبيه سازي ديناميک مولکولي (Voter 1997)
  • روشهاي بهبود مش‌بندي تطبيق پذير: کليد روشهاي شبيه پيوسته که ترکيب کنندة مقياسهاي ماکروئي، مزوئي، اتمي ومدلهاي مکانيک کوانتوم از طريق يک ابزار محاسباتي است (Tadmor, Philips, Ortiz)
  • روشهاي پيگردي فصل مشترک: نظير روش نشاندن مرحله‌اي Sethian, Osher که در کدهاي قلم زني و رسوب‌گيري جهت طراحي شبه رساناها مؤثرند (Adalsteinsson, Sethian) و نيز در کدگذاري به منظور رشد هم بافت ها (Caflisch)
  • روشهاي حداقل کردن انرژي هم بسته با روشهاي بهينه سازي غير خطي (الماني کليدي براي کد کردن پروتيئن‌ها) (Pierce& Giles)
  • روشهاي کنترل (مؤثر در مدلسازي رشد لايه نازک‌ها (Caflisch))
  • روشهاي چند شبکه‌بندي که امروزه در محاسبات ساختار الکتروني و سيالات ماکرومولکولي چند مقياسي بکار گرفته شده است.
  • روشهاي ساختار الکتروني پيشرفته ، به منظور هدايت پژوهشها به سمت ابر مولکولها (Lee & Head – Gordon)
  • منبع : www.forum.p30world.com

 

برگرفته از سایت ریاضی ها

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:7 | لینک  | 

 

      

 

مکعب روبیک (Rubik’s Cube) یک پازل مکانیکی که در سال ۱۹۷۴ توسط ارنو روبیک مجسمه ساز و پرفسور معماری در کشور مجارستان اختراع شد.

مکعب روبیک در چهار نوع مختلف وجود دارد: ۲×۲×۲ که به مکعب جیبی معروف است، ۳×۳×۳ رایجترین مکعب روبیک، ۴×۴×۴ که به انتقام روبیک معروف است، و در آخر نوع ۵×۵×۵ یا مکعب حرفه‌ای. نوع ۳×۳×۳ آن که رایجترین آنهاست نه سطح مربع شکل در هر طرف دارد، در مجموع پنجاه و چهار سطح می‌شوند که به اندازه بیست و هفت مکعب کوچک به هم چسبیده فضا را اشغال می‌کند. سطح مکعب روبیک را شش رنگ پوشانده‌است، هر وجه یک رنگ. مخترع آن نام مکعب جادویی را برای آن انتخاب کرد که در سال ۱۹۸۰ با نام مکعب روبیک در جهان پخش شد و می‌توان گفت که پرفروش ترین اسباب بازی جهان است.
 
طرز کار:
اندازه هر طرف مکعب تقریبا برابر ۵٫۷۱۵ سانتیمتر و شامل بیست و شش مکعب کوچک است. مکعب مرکزی هر وجه تنها نمای مکعب است و متصل به مرکز هستند و این برای آن است که دیگر مکعب‌ها متصل شوند و توانایی چرخش را داشته باشند. در نتیجه بیست و یک قطعه وجود دارد، هسته مرکزی دارای سه محور متقاطع است که مرکز شش قطعه روی محورها را نگه داشته و به آنها و بیست مکعب کوچک پلاستیکی دیگر اجازه چرخش می‌دهد. مکعب روبیک دارای دوازده زاویه هست که دو رنگ را نشان می‌دهد، و هشت گوشه که سه رنگ را نشان می‌دهد، هر قسمت (هر زاویه) دو یا سه رنگ متفاوت را نشان می‌دهد، بدینگونه‌است که هیچگاه زاویه‌ای وجود ندارد که دو رنگ شبیه ( مثلا قرمز و قرمز ) را نشان دهد! در اغلب مکعبهای روبیک رنگ قرمز در مقابل رنگ نارنجی است ، زرد مقابل سفید و سبز مقابل آبی.
 
در مکعب معمولی (۳×۳×۳) روبیک امکان وجود (۸! × ۳۸−۱) × (۱۲! × ۲۱۲−۱)/۲ یا ۴۳٬۲۵۲٬۰۰۳٬۲۷۴٬۴۸۹٬۸۵۶٬۰۰۰ حالت متفاوت وجود دارد!!!
آمار و ارقام زیادی در مورد این مکعب وجود دارد حتی رکوردهای متفاوت با حالتهای متفاوت که نشان از محبوبیت آن دارد!
 
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 11:47 | لینک  | 

ابتدا تقسیم بندی کلی بر هواپیماها از نظر سرعت خواهیم داشت. هواپیماها از نظر سرعت به چند دسته تقسیم می شوند:

*هواپیماهای زیر سرعت صوت یا Sub Sonic
*هواپیماهای نزدیک سرعت صوت یا Tran Sonic
*هوپیماهای دقیقاْ در صوت یا Sonic
*هواپیماهای ماورای سرعت صوت یا Super Sonic
*هواپیماهای بسیار بالاتر از سرعت صوت یا Hyper Sonic

سرعت صوت عبارت است از مقدار مسافتی که صوت در یک مدت زمان معین طی می کند. برای مثال سرعت صوت در ثانیه و در سطح دریا و دمای 22 درجه تقریباً 345 متر و سرعت آن در یک ساعت 1240 است. دلیل متغیر بودن سرعت صوت، به میزان فشار هوا یا در حقیقت ارتفاع بستگی دارد. در سطح دریا، سرعت صوت در میزان حداکثر خود و در ارتفاعات بالا کمترین مقدار خود را یعنی حدود 1060 کیلومتر بر ساعت را در در دمای 52 درجه دارد که به این معنی است که در سطح دریا، به دلیل تراکم نسبتاً زیاد ملکول های هوا، صوت با سرعت بیشتری حرکت می کند و مجرد اینکه ارتفاع بالا می رود، فشار هوا تقلیل یافته در نتیجه صوت با سرعت کمتری فضا را پیمایش می کند. به حداکثر سرعت صوت در یک ارتفاع معین ماخ یا Mach می گویند. به این ترتیب سرعت 120 کیلومتر در ساعت تقریباً مقداری معادل 0.1 ماخ داشته و سرعت 950 کیلومتر برساعت تقریباً معادل 0.9 ماخ است (البته بیان سرعت به کیلومتر در ساعت برای درک بهتر است، چه، در غیر اینصورت واحد سرعت هواپیماها بیشتر بر حسب نات یا Knot که معادل 1822 متر است محاسبه گردیده و ارتفاع آنها نیز بر حسب پا یا Foot که هر فوت معادل تقریباً 0.35 متر است محاسبه می شود). سرعت ماخ توسط فرمول سرعت "هواپیما ÷ سرعت صوت محیط" محاسبه می شود.

 

 حالا علت تشکیل توده ی ابر مانند در اطراف هواپیماها در هنگام شکستن دیوار صوتی :

این پدیده ی بصری که در تصاویر زیر هم می بینید به علت قطرات آبی است که میان دو سطح پرفشار هوا به دام می افتند. ای اثر لزوما با شکستن دیوار صوتی هم زمان نیست، اما ممکن است همراه آن رخ دهد.

 

 

 



در حدود سرعت صوت، به دلیل فشردگی بیش از حد هوا در مقابل لبه حمله بال هواپیما، نیروی "برا"ی هواپیما به شدت کاهش پیدا کرده و بالعکس نیروی پس کشنده یا Drag آن به شدت افزایش پیدا می کند؛ تا جایی که بسیاری در زمان های گذشته عقیده داشتند که عبور از چنین سرعتی برای اجسام پرنده ساخت دست انسان غیر ممکن می باشد، اما ورود موتور جت به عرصه هوانوردی، این رویا رنگ واقعیت به خود گرفت. چرا که اگر یک هواپیمای ملخ دار در سرعت 700 کیلومتر بر ساعت به 1000 اسب بخار نیرو نیاز داشته باشد، در سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت، همین هواپیما به 30,000 اسب بخار نیرو جهت پرواز نیز خواهد داشت. به همین دلیل این حد را (دیوار صوتی)، Sound Barrier نامیده و گذشتن از آن را غیر ممکن می دانستند.

Image

تصویری از تشکیل یک رنگین کمان در هنگام شکستن دیوار صوتی به وسیله  F_15 به دلیل برخورد نور خورشید و زاویه دید بیننده



چگونگی شکستن دیوار صوتی:

با نزدیک شدن هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای یا Shockwave ها بر روی بال ها شروع می شود. هر چه سرعتی که هواپیما در آن سرعت موجب تولید امواج ضربه ای می شود بیشتر باشد، آن هواپیما از آیرودینامیک بهتری برخوردار است. این امواج حالتی را شبیه به کوبیدن رو بال ها پدید می آورند و این حالت ناپایداری تا جایی ادامه می یابد که ممکن است فرامین هواپیما به کلی از دست هدایت کننده آن بیرون رود. سرعتی را که تولید امواج ضربه ای در آن برای یک هواپیما شروع می شود، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach می نامند. اما بعد از شکست دیوار صوتی و گذشتن از آن این حالت از بین رفته و فرامین به حالت اصلی خود باز می گردند. گفتیم که نزدیکی هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای را در پی دارد. هر موجود پرنده ای در حالت پرواز، فشار های گوناگونی تولید کرده و فشار های متفاوتی نیز از سوی او بر محیط اعمال می شود و عملاً نظم فشار محیط را بهم می زند. تا قبل از سرعت صوت، هر موجی که از سوی هواپیما تولید می شود، از آن دور شده و اثری بر آن نخواهد داشت. اما با تقرب هواپیما به سرعت صوت، دیگر تقریباً امواج فرصت دور شدن از لبه حمله بال هواپیما را نداشته تا جایی که دیگر اصلاً موقعیتی برای فرار آنها وجود نداشته و چون هواپیما نیز همسان با سرعت صوت حرکت می کند، صدای تولید شده توسط هواپیما در هر لحظه جمع شده و با تجاوز از سرعت صوت، صدای مهیب و انفجار مانندی به گوش می رسد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی است.

Image

Image

Image

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 12:28 | لینک  | 

شاید‌ تا به حال شنید‌ه باشید‌ كه شخصی برای حل مشكلش نزد‌ فالگیری رفته و آن فالگیر د‌ارویی را به او د‌اد‌ه و توصیه كرد‌ه است كه آن را چهل روز استفاد‌ه كند‌.

امروزه این گونه خرافات سبب خند‌ه هر فرد‌ تحصیل كرد‌ه‌ای می‌شود‌ اما هنوز د‌ر بسیاری از كشورها و حتی تا حد‌ود‌ی د‌ر كشور خود‌مان، خرافات به ویژه خرافات عد‌د‌ی نقش مهمی د‌ر زند‌گی روزمره و روابط افراد‌ بازی می‌كند‌.

 

اعتقاد‌ به نحسی یا مباركی اعد‌اد‌ از تمد‌ن‌های باستان تا امروز جایگاه خود‌ را حفظ كرد‌ه‌اند‌ و بسته به اینكه شما د‌ر كد‌ام قسمت از جهان و د‌ر كد‌ام كشور زند‌گی می‌كنید‌، اعد‌اد‌ می‌توانند‌ د‌ر فعالیت‌های روزمره شما و حتی د‌ر آیند‌ه‌تان نقش مهمی ایفا كنند‌. بسیاری از عد‌د‌شناسان معتقد‌ند‌ كه شناخت رموز اعد‌اد‌ بیش از د‌ه هزار سال قد‌مت د‌ارد‌. مرد‌م كشور باستانی گل (GOULS) به خوش‌شانسی و بد‌شانسی روزها و علم عد‌د‌شناسی اعتقاد‌ د‌اشتند‌ و بابلیها نیز آن را د‌نبال كرد‌ه و بسط د‌اد‌ند‌ اما شاید‌ مهمترین نقش را د‌ر علم عد‌د‌شناسی، پیروان فیثاغورس بازی كرد‌ه باشند‌. آنها قوانین مربوط به طبیعت را از هارمونی‌های موسیقی تا حركت ستارگان به كمك عد‌د‌ بیان می‌كرد‌ند‌. فیثاغورسیان معتقد‌ بود‌ند‌ كه عد‌د‌ بر تمام جهان هستی حكومت می‌كند‌. آنها اعد‌اد‌ زوج را نشانه مرد‌ و اعد‌اد‌ فرد‌ را (با شروع 3) نشانه زن می‌د‌انستند‌ و مجموع عد‌د‌ نخستین مرد‌ (2) و عد‌د‌ نخستین زن (3)، یعنی 5 را مظهر ازد‌واج می‌د‌انستند‌. عد‌د‌های مربع كه از ضرب هر عد‌د‌ د‌ر خود‌ش بد‌ست می‌آید‌، برایشان مظهر عد‌ل و د‌اد‌ و عد‌د‌ 6، نشانه كمال بود‌، زیرا این عد‌د‌ با مجموع مقسوم علیه‌های خود‌ش برابر است (3+2+1=6).

 

این گروه همچنین عد‌د‌ 10 را نشانه هماهنگی می‌د‌انستند‌ زیرا به صورتی موزون، اعد‌اد‌ بعد‌ی را به اعد‌اد‌ قبلی مربوط می‌كند‌ و عد‌د‌ 4 نیز به صورت پنهان شامل عد‌د‌ 10 است، زیرا اگر آن را با اعد‌اد‌ قبلش جمع كنیم، عد‌د‌ 10 بد‌ست می‌آید‌، به همین علت 4 برای فیثاغورسیان عد‌د‌ی مقد‌س بود‌ و به آن سوگند‌ می‌خورد‌ند‌. البته عد‌د‌ 36 نزد‌ ایشان حتی از 4 هم مقد‌س‌تر بود‌. چرا كه از مجموع 4 عد‌د‌ نخستین زوج و 4 عد‌د‌ نخستین فرد‌ حاصل می‌شد‌. از این رو فیثاغورسیان از این عد‌د‌ می‌ترسید‌ند‌ و سوگند‌ خورد‌ن به آن ممنوع بود‌.

 

مرد‌م چین باستان نیز گرما، آتش، خورشید‌، روز و رنگ سفید‌ را به اعد‌اد‌ فرد‌ و سرما، آب، ماه، شب و رنگ سیاه را به اعد‌اد‌ زوج نسبت می‌د‌اد‌ند‌. رومی‌ها نیز از تأثیر «عرفان عد‌د‌ی» بركنار نماند‌ند‌، آنها به عد‌د‌ 3 احترام می‌گذاشتند‌، زیرا خد‌ایان بزرگ آنها سه‌گانه بود‌ند‌؛ 3 الهه سرنوشت، 3 الهه انتقام و 3 الهه زیبایی د‌اشتند‌ و د‌یانا (الهه شكار) 3 صورت و سه سر د‌اشت. آنها عد‌د‌ هفت را مقد‌س می‌د‌انستند‌ و خوشحال بود‌ند‌ كه رم بر 7 تپه ساخته شد‌ه است و گمان می‌كرد‌ند‌ كه رود‌خانه «ستیكس» (Styx) 7 بار جهنم را د‌ور می‌زند‌. عتقاد‌ به نقش اعد‌اد‌ د‌ر سرنوشت مرد‌مان حتی تا د‌و قرن بعد‌ و د‌ر میان ریاضید‌انان و ستاره‌شناسان جایگاه خود‌ را حفظ كرد‌.

كپلر، ستاره‌شناس مشهور (1630 ـ 1571) و كاشف قانون‌های د‌قیق حركت سیاره‌ها، بسیاری از مواقع از روی اعد‌اد‌ و حركت ستاره‌ها به پیشگویی می‌پرد‌اخت، گرچه همواره بیان می‌كرد‌ كه خود‌ش به این پیشگویی‌ها اعتقاد‌ ند‌ارد‌.

 

نپر، كاشف لگاریتم (1617 ـ 1550) نیز سعی د‌اشت كه به كمك محاسبات عد‌د‌ی، آیند‌ه را پیشگویی كند‌. این تفسیرها شامل زند‌گی شاهان و افراد‌ سرشناس نیز می‌شد‌. برخی از اعد‌اد‌ د‌ر زند‌گی افراد‌ خاص، نقش بسزایی د‌اشتند‌، مثلاً عد‌د‌ 14، د‌ر زند‌گی هانری چهارم پاد‌شاه فرانسه، نقش زیاد‌ی د‌اشته است، نام او Henride Bourbon، 14 حرف د‌اشت و 14 د‌سامبر سال 1553 به د‌نیا آمد‌، ضمناً مجموع رقم‌های سال تولد‌ او هم برابر 14 بود‌. د‌ر 14 مه 1610 كشته شد‌ و سال تولد‌ وی هم مضربی از 14 بود‌. او به اند‌ازه 14×3 سال حكومت كرد‌ و «راوالیاك» قاتل او را د‌رست 14 روز پس از جنایت، اعد‌ام كرد‌ند‌. بیسمارك، صد‌راعظم معروف آلمان به عد‌د‌ 3 اهمیت زیاد‌ی می‌د‌اد‌ و نام مستعار او «با نیروی سه‌گانه» (intrinitoterobus) بود‌. او به سه امپراتوری خد‌مت كرد‌ و د‌ر سه جنگ شركت د‌اشت. (د‌انمارك، اتریش و فرانسه) سه پیمان جهانی را امضا كرد‌، شورا و د‌ید‌ار سه گانه هر امپراتور را ترتیب د‌اد‌. با سه حزب سیاسی مبارزه كرد‌، سه فرزند‌ د‌اشت، مالك سه ملك بود‌ و غیره.

 

فرانسوی‌ها نیز این روحیه را تا امروز حفظ كرد‌ه‌اند‌ و از برآورد‌های عد‌د‌ی استفاد‌ه می‌نمایند‌ تا ثابت كنند‌ كه عد‌د‌ معینی د‌ر زند‌گی یك چهره تاریخی و یا یك پیشامد‌، نقش خاصی د‌اشته است.

مثلاً عد‌د‌ 17، د‌ر زند‌گی ناپلئون سوم، نقش خاصی د‌اشته است. او د‌ر سال 1808 كه مجموع رقم‌های آن برابر 17 است به د‌نیا آمد‌، همسرش د‌ر سال 1826 متولد‌ شد‌ كه باز هم مجموع رقم‌های آن برابر 17 است، آنها د‌ر سال 1853، ازد‌واج كرد‌ند‌ و مجموع رقم‌های این عد‌د‌ هم برابر است با 17 و امپراتوری ناپلئون سوم 17 سال طول كشید‌. این خرافات حتی امروز نیز د‌ر بسیاری از كشورها د‌ید‌ه می‌شود‌. مرد‌م ژاپن و چین پایه بسیاری از فعالیت‌های خود‌ را بر اعد‌اد‌ مشخصی می‌گذارند‌. به عنوان مثال؛ د‌ر زبان چینی عد‌د‌ «چهار» و كلمه «مرگ» هر د‌و به صورت «Shi» تلفظ می‌شوند‌، به همین د‌لیل عد‌د‌ چهار د‌ر زبان چینی، عد‌د‌ی نحس تلقی می‌شود‌ و مرد‌م چین به شد‌ت از به زبان آورد‌ن آن (حتی د‌ر پرد‌اخت پول) د‌وری می‌كنند‌. اما عد‌د‌ 9 برای آنها مبارك و سبب خوش‌شانسی است.

 

برعكس، 9 برای ژاپنی‌ها معنای ناخوشایند‌ی د‌ارد‌ زیرا «Ku» یعنی عد‌د‌ 9 برای آنها به معنی رنج است، سخنگوی سفارت ژاپن د‌ر لند‌ن نیز با تاكید‌ براین نكته می‌گوید‌: مرد‌م ژاپن مراقب هستند‌ كه عد‌د‌های 4 و 9 د‌ر شماره اتاق‌ها و شماره ماشین‌هایشان وجود‌ ند‌اشته باشد‌ و حتی برخی از آنها سعی می‌كنند‌ د‌ر روزهای چهارم و نهم ماه به مسافرت نروند‌.

 

عد‌د‌ 7 تقریباً د‌ر تمامی اد‌یان و باورها، عد‌د‌ی مبارك و حتی عد‌د‌ تكوین روحی به شمار می‌رود‌، 7 عد‌د‌ روزهای آفرینش، و تعد‌اد‌ فرامین نوح، تعد‌اد‌ حیوانات پاكی كه به كشتی نوح منتقل شد‌ند‌ و تعد‌اد‌ افلاك است همچنین طبق علوم پزشكی، هر هفت سال یك بار سلول‌های بد‌ن انسان جای خود‌ را به سلول‌های جد‌ید‌ی می‌د‌هند‌. برخی اعتقاد‌ د‌ارند‌ كه ضربان قلب، هر هفت روز آهسته‌تر می‌زند‌، مانند‌ هفتمین روز آفرینش كه به یكباره همه چیز آرام گرفت. خد‌اوند‌ انسان را از خاك آفرید‌ و د‌انشمند‌ان اثبات كرد‌ه‌اند‌ كه بد‌ن انسان از 14 (2×7) عنصر موجود‌ د‌ر یك مشت خاك تشكیل شد‌ه است. نور خورشید‌، از 7 رنگ مجزا ساخته شد‌ه است. (همانطور كه د‌ر رنگین‌كمان د‌ید‌ه می‌شود‌). د‌ر موسیقی 7 نت وجود‌ د‌ارد‌ كه د‌ر یك آكورد‌ به اوج می‌رسند‌ و پایان آنها برابر است با آغاز 7 نت جد‌ید‌. برخی از جنایات نیز با خرافات عد‌د‌ی آمیخته شد‌ه‌اند‌، به عنوان مثال د‌سته مافیای هنگ‌كنگ (Tirads) اعضای خود‌ را با اعد‌اد‌ مشخص می‌كشد‌.

 

بسیاری از فرهنگ‌ها نیز تقویم خود‌ را بسته به موقعیت ماه تعیین می‌كنند‌. به عنوان مثال؛ امسال سال نو د‌ر سریلانكا د‌ر سحرگاه چهارد‌هم آوریل و د‌ر ساعت 37/4 صبح آغاز شد‌ و به همین مناسبت مرد‌م سریلانكایی برای خوش‌یمنی لباس‌های سفید‌ و زرد‌ پوشید‌ه بود‌ند‌.

به هر حال اعتقاد‌ به خوش‌شانسی یا بد‌شانسی اعد‌اد‌ د‌ر زند‌گی انسانها تا به امروز اد‌امه د‌ارد‌ و هر روز بر طول د‌استان خرافات عد‌د‌ی افزود‌ه می‌شود‌ اما اینكه هر كد‌ام از ما یكی از سوژه‌های این د‌استان می‌شویم یا شد‌ه‌ایم و خود‌مان خبر ند‌اریم، سئوالی است كه باید‌ پاسخش را د‌ر پیشانیمان جستجو كنیم.

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 12:10 | لینک  | 

 

بعد از هر انتخابات هميشه مي­شنويم كه جامعه­اي ايراني غير قابل پيشبيني است. اما در واقع اين گونه نيست، و اينگونه صحبت كردن يك فرافكني است. دليل اين فرافكني ضعف ما در تحليل سيستم هاي ­اجتماعي است. هيچ يك از احزاب سياسي كشور نه قبل و نه بعد از انتخابات قادر به بيان تحليلي از نتيجه انتخابات نيستند. چون احزاب نه به صورت علمي، كه بايد برخاسته از هويتي علمي باشد، بلكه با شور و احساسات، به سوي انتخابات مي­روند. در اين گفتار سعي مي كنيم تحليلي از روند انتخابات رييس­ جمهوري ارايه دهيم. مسلما فرضيه زير قابل نقد و بررسي است.

در انتخابات

1. با عاملي روبرو هستيم كه قصد دارد از ميان گزينه ­هاي موجود (كه همان شعارهاي انتخاباتي هستند) بهترين را انتخاب كند و به آن راي بدهد.

2. هر عامل با توجه به نيازهايش به يكي از گزينه هاي موجود راي مي دهد.

3. راي آندسته از عامل­هايي كه جمعيت بيشتري از سيستم را به خود اختصاص مي دهند (مثلا متولدين سالهاي 58 تا 66 در كشور) نقشي اساسي را در نتيجه انتخابات بازي مي ­كنند.

در انتخابات گذشته دو كانديدا، معين و قاليباف، سعي كردند شعارهايي نزديك به شعارهاي خاتمي بدهند كه در دوره­هاي قبل توانسته بود راي بسيار قابل توجهي كسب كند. آنها شعارهايي چون عشق و آزادي دادند. دو كانديدا ديگر، احمدي­نژاد و كروبي، شعارهاي معيشتي دادند كه بيشتر مورد توجه مردم قرار گرفت و اين دو كانديدا توانستند در رتبه­ اي بالاتر از دو كانديدا اولي قرار گيرند.
آيا راي دهندگان اين دوره رييس­ جمهوري هماناني نبودند كه به خاتمي راي داده بودند؟
جواب مثبت است.

پس چرا معين و قاليباف نتوانستند همان راي را بدست آورند؟

براي پاسخ دادن به اين سوال بايد شناختي از عامل داشته باشيم. هر عامل به دنبال پاسخگويي به نيازهاي خود است. بگذاريد يك عامل (انسان) را به كمك هرم سلسله مراتب نيازهاي مازلو مدل ­كنيم.

 

در شكل هرم مازلو را مي­توانيد مشاهده كنيد كه در سطح پاييني هرم نيازهاي فيزيولوژي و در بالاترين سطح نيازهاي خود­شكوفايي قرار دارد. مازلو معتقد است قبل از اينكه نيازهاي سطوح بعدي انگيزه­هاي مهمي براي عمل گردند لازم است نيازهاي آن سطح حداقل بطور نسبي ارضا گردد.

بنابر 3 نتيجه انتخابات در كشور وابسته به نياز مشترك آندسته از عامل ها است كه جمعيت قابل ملاحظه­اي دارند. به بررسي اين قشر در دو زمان، يكي انتخابات 76و80 و ديگري انتخابات 84 مي­پردازيم. در دو انتخابات اول­، كشور تازه با يك قشر جوان روبرو ­شده بود و اكثر اين قشر جوان در سنين زير 22 سال بسر مي­بردند و در حمايت مالي خانواده­هاي خود قرار داشتند. به اين ترتيب، دو سطح پايين هرم مازلو براي اين قشر جوان به وسيله خانواده ارضا شده بود و جوانان به دنبال ارضا سطح سوم هرم، يعني نياز احساس تعلق و عشق بودند. شعارهاي خاتمي مورد توجه قرار گرفت. با گذشت سالها جوانان از زير چتر حمايت مالي و امنيتي خانواده خارج شدند. آنها به دنبال هر شغلي براي ارضا نيازهاي فيزيولوژي، و به دنبال مسكن براي ارضاي نيازهاي ايمني بودند. پس در انتخابات گذشته، به سطح پايين جدول نزول كرده بودند و به همين علت شعارهاي معين و قاليباف مورد توجه قرار نگرفت و شعارهاي احمدي­نژاد وكروبي مورد اقبال قرار گرفت. پرسش زير قابل بررسي است. با مدل كردن عامل به كمك هرم مازلو شعارهاي انتخاباتي اين دور رييس جمهوري چه خواهد بود؟

فرض كنيم بخواهيم شعارهاي انتخاباتي براي يك رييس جمهور طراحي كنيم. مراحل الگوريتمي زير را بايد انجام دهيم.

1. براي هر سطح هرم يك شعار تنظيم كنيم، 7 شعار براي 7 سطح.
2. نسبت جمعيتي را براي هر سطح هرم مشخص كنيم.
3. از ستاد تبليغاتي بخواهيم كه هر يك از 7 شعار را با توجه با توجه به نسبت جمعيتي تبليغ كند.

شعارهاي سطح اول از پايين: عاملي كه در اين سطح قرار دارد مي تواند به اين مجموعه از شعارها جذب مي شود: يارانه دولتي، حمايت اجتماعي، دريافت پول.
شعارهاي سطح دوم از پايين: مسكن، پليس و امنيت محله (محله هاي حومه شهر)، حمل ونقل از حومه شهر به مركز شهر، احساس امنيت شغلي نسبت به آينده.

شعارهاي سطح سوم از پايين: آزادي، تفريح، خانواده، دوستي، آزادي موسيقي، كنسرت، پارك، و هر امكانات اجتماعي براي دوستي و عشق.

شعارهاي سطح چهارم از پايين: تحصيل، شغل مناسب، استقلال سياسي، احترام اجتماعي، تحمل سختي براي پيشرفت اقتصادي، بالا بردن بودجه تحقيقاتي.

شعارهاي سطح پنجم از پايين: وقت آزاد براي انديشدين به خود، امكانات براي سفرهاي توريستي، روابط حسنه با جهان، حقوق بشر، آزاد انديشي.

شعارهاي سطح ششم از پايين: هنر، انديشيدن به نگهداري تمدن و اشياي باستاني، نگهداري از آثار ملي، خلاقيت علمي و فرهنگي، انديشه هاي تازه فلسفي.

شعارهاي سطح هفتم از پايين: نيازي به شعار نيست. نسبت جمعيتي در حد صفر است.

 منبع: ریاضیات در سيستم هاي اجتماعي


 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:36 | لینک  | 

 

آئین نامه ادامه تحصیل مستقیم دانشجویان رشته ریاضی  و فیزیک از مقطع کارشناسی به دکتری

http://www.sharifgradschool.com/files/admition.pdf

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 21:39 | لینک  | 

۱. دید چهار بعدی اشیاء در سه بعد

گفته می شود که انسانها فقط  تا سه بعد را می توانند تصور کنند، چطور تصور و درک چهار بعدی اشیاء امکان پذیر است؟ این سوال متضمن تصوری است از یک رمان کوتاه که در بیش از صد سال پیش توسط ادوین .آ.ابوت(Edwin A. Abbot) با نام فلت لند نوشته شده است. فلت لند یک داستان در مورد موجودات دو بعدی است ، مثلث، دایره، مربع و چند ضلعی های دیگر که روی یک صفحه زندگی می کنند .

داستان شامل بخشی است که یکی از مربع ها با کره، یک شیء سه بعدی ملاقات می کند. کره برای مربع از وجود اشیایی با ابعاد بالاتر مثل خودش می گوید و راههایی که مربع بتواند چنین اجسامی را درک کند را برای آن توضیح می دهد. روشی را که کره در درک اجسام سه بعدی به مربع می دهد همچنین می توان  به دید اجسام چهار بعدی در سه بعد  تعمیم داد. این روش، منظر اشیاء در بعدهای بالاتر، روش خوبی است برای اینکه مردم بتوانند تصوری از بعدهای بالاتر داشته باشند و آن را درک کنند. از آن به بعد اين بهترين راه براى تحقيق بر بعد چهارم شد. يعنى دانشمند دنياى دو بعدى را مثالى از دنياى ما قرار مى دهد و آنگاه دنياى سه بعدى را مثالى از بعد چهارم مى سازد. آنوقت عقايدش قابل فهم مى شوند. اين كتاب پايه گذارى مهم در اين مبحث به شمار مى رود.

 

۲. تعبیر هندسی بعد چهارم

برای آنکه بتوان درک بهتری از بعد چهارم داد، از بعد صفر شروع کرده و ابعاد جدید را به آن اضافه می کنیم تا به بعد چهارم برسیم. یک نقطه به تنهایی صفر بعدی است. حال این نقطه را گرفته و در جهتی می کشیم اثری که از این کشش به جای می ماند یک خط است که یک بعدی است، حال این خط یک بعدی را در  راستایی عمود بر راستای قبلی بیرون می کشیم. خط تبدیل به یک مربع می شودکه دو بعدی است. بار دیگر مربع را در جهتی عمود بر دوجهت قبلی بیرون می کشیم. اثری که از این کشش باقی می ماند به شکل یک مکعب سه بعدی است. با ادامه این روند، یعنی بیرون کشیدن مکعب در جهت چهارمی عمود بر سه جهت قبلی حجمی ایجاد می شود که مکعب چهار بعدی نام دارد. اگر ابعاد این مکعب چهار بعدی را تا بینهایت امتداد دهیم فضای ایجاد شده فضای چهار بعدی خواهد بود. حالا به اينجا مى رسيم كه آيا مى شود راستاى جديدى را بر 3 راستاى قبل عمود كرد؟ چون ما در دنيايى سه بعدى قرار داريم نمی توانیم این جهت چهارم را تصور کنیم. همانطور كه در يك صفحه مختصات نمى شود يك مكعب كشيد و بايد حتما اين صفحه را به فضا تبديل كرد، در دنياى ما هم نمى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. چهارمین بعد جايى است كه ديگر مغز ما با مشكلاتى در تصور كردن آن مواجه مى شود. البته تعریفی که ما در اینجا ارائه داده ایم بر پایه قوانین ریاضیات و هندسه چهاربعدی است و طبق این تعریف بعد چهارم هر چیزی می تواند باشد. در فیزیک طبق تئوری نسبیت عام انیشتین زمان را راستایی بر سه بعد فضایی در نظر می گیرند و به طور قراردادی زمان را بعد چهارم در نظر می گیرند که البته اخیرا فیزیکدانان آمریکایی نظریه ی جدیدی ارائه کرده اند که فضا را چهار بعدی و فضا -زمان را پنج بعدی در نظر گرفته اند ، این مدل غشایی با استفاده از ریاضیات نشان می دهد که چگونه نیروی جاذبه فرم جهان هستی را شکل می دهد. بحث جالبی است که چگونه گرانش جهان را شکل می دهد و خصلتی غشایی دارد که جهان ما را احاطه کرده است و به عنوان بعد چهارم فضا در نظر گرفته می شود و فضا - زمانی پنج بعدی را به تصویر می کشد. نظریه فضا - زمان پنج بعدی که در آن گرانش بعد چهارم و زمان بعد پنجم آن است به صراحت در نظریه سی. پی. اچ. تشریح شده است. در هر حال ما حتی اگر ده بعد هم داشته باشیم زمان در جایگاه آخر قرار خواهد گرفت و بعد دهم خواهد بود

اما در اینجا ما نیز با این قرارداد که زمان بعد چهارم است، پیش خواهیم رفت.

 

  ۳. دنیای ما سه بعدی یا چهاربعدی؟

سطحستان یا فلت لند را در نظر بگيريد. دنياى دو بعدى اى كه مربع در آن زندگى مى كند. يك سطح صاف و بزرگ. همه قبول داريد كه دنياى مربع دو بعدى است. حالا مى خواهیم ذهنيت جديدى از اين سطح داشته باشيم: ((اين دنيا، سطح يك كره ى بزرگ است)). كره يك جسم سه بعدى است. دنياى دو بعدى ما ساختارى سه بعدى دارد.مربع در واقع روى سطح يك كره ى بزرگ زندگى مى كند. ولى به هر حال او موجودى دو بعدى است. مى دانيد اين كره ى بزرگ در حال بزرگ شدن است. در اصل در زمانى دور يك انفجار رخ داد. يك انفجار سه بعدى. در پى آن يك كره به وجود آمد كه در حال بزرگ شدن بود. سطح اين كره جهان مربع است. اين جهان در حال انبساط است. البته دانشمندان سطحستان مى گويند روزى دنياى آنها رو به انقباض خواهد رفت...

دنياى سه بعدى ما هم همينطور است. درست است كه سه بعدى است. ولى در مجموع يك ساختار چهار بعدى را تشكيل مى دهد كه ما نام آن را فوق كره مى ناميم (ساختار چهار بعدى اى شبيه به كره). اين فوق كره ى بزرگ در پى بيگ بنگ به وجود آمد. بيگ بنگ يا انفجار چهاربعدى. دنياى ما بخش خارجى اين فوق كره است.سه بعدى است. ولى ساختارى چهار بعدى را تشكيل مى دهد.

حالا مسئله ى جديد اين است كه زمان اين وسط چه كاره است. خوب مى دانيم زمان بعد جديدى است كه بايد بر بعد هاى قبلى عمود باشد. در سطحستان هم زمان وجود دارد. ولى موجودات دوبعدى نمى توانند در آن دخل و تصرفى داشته باشند. خوب حالا سعى كنيد خطى را رسم كنيد كه بر سطح يك كره عمود باشد... درست است. شعاع كره. زمان براى سطحستان شعاع كره است. اين خط همه جا بر دنياى دو بعدى عمود است. و خاصيت زمان را هم ايفا مى كند. مى دانيد چرا؟ چون اگر در راستاى شعاع كره به سمت مركز كره حركت كنيم به مركز كره يا به عبارتى به انفجار نزديك مى شويم. به عبارتى گذشته ى اسرار آميز سطحستان. البته بعضى از دانشمندان سطحستان فكر مى كنند كه گذشته ى سطحستان در گذشته ى كره ثبت شده باشد. و البته آينده اش هنوز ايجاد نشده است. و دنياى آنها سطح اين كره است. البته گروهى از دانشمندان سطحستان عقيده اى ديگر دارند. آنها فكر مى كنند بعد از انفجار ايجاد كننده ى دنياى آنها چند لايه پشت سر هم خارج شد كه دنياى آنها يكى از اين لايه هاست. به عبارتى آنها فكر مى كنند جهان هاى موازى اى وجود دارند كه در قالب يك كره گنجانده شده اند.(به عبارتى دنياى آنها مثل پياز است. هر لايه اش يك سطحستان براى خودش است. آنهايى كه به هسته نزديك اند در گذشته اند و آنهايى كه به سطح نزديك اند در آينده سپرى مى كنند و دنياى سطحستان مربع يكى از اين پوسته هاست.)

جهان ما هم چيزى شبيه به اين قصه است. زمان هم در واقع شعاع فوق كره ى ماست. بيگ بنگ گذشته ى جهان ما است. جايى كه زمان صفر است. خطى از بيگ بنگ تا جهان ما كشيده شده است كه خط زمانى نام دارد (همان شعاع). اگر به سمت مركز حركت كنيم به گذشته رفته ايم و اگر به طرف پوسته حركت كنيم به آينده رفته ايم.  

در دنياى ما هم دو دسته دانشمند وجود دارند كه بر دو عقيده ى مشابه پافشارى مى كنند. يك دسته معتقدند جهان ما خارجى ترين بخش اين فوق كره است. آينده اى وجود ندارد. گذشته هم فقط ضبط شده و فقط مى شود آن را ديد. ولى دخل و تصرفى در كار نيست. اما دسته اى ديگر معتقدند كه اين فوق كره ى عظيم مانند يك پياز از جهان هاى موازى تشكيل شده است كه در راستاى زمان چيده شده اند. اگر شرايط اين جهان ها يكسان باشد در بعضى از آنها گذشته ى ما در حال تكرار است و در بعضى ديگر آينده ى ما به طور زنده پخش مى شود. شايد هم اين جهان ها كاملا با هم متفاوت باشند. به هر حال آن چيزى كه سفر در راستاى محور زمان ناميده مى شود چيزى نيست جز سفر بين دنياهاى موازى...

۴. تونل زمان در دنیای پیازی مربع

آقای آبوت در قسمتی از رمان خود سفر بین دنیاهای موازی را مطرح می کند و چگونگی سفر بین این دنیاها را به کمک یک موجود برتر ، مکعب سه بعدی ، بیان می کند. چگونگی این ماجرا از زبان مربع ساکن فلت لند در زیر آمده است.

« داستان اينطورى شد كه مكعب به من خبر داد مى خواهد يك دوست را به ديدار من دعوت كند. مى گفت آن دوستش هم مانند من ماجراهايى داشته و با مكعب آشنا شده است. خيلى دوست داشتم يك نفر مانند خودم را ببينم. حالا موقعيتش پيش آمده بود. ولى اين چه كسى بود كه من نمى شناختمش؟

       بعد از اين كه خوب مكعب را سوال پيچ كردم فهميدم قضيه از چه قرار است. اين دوست عزيز از شهرى دور يا سرزمينى دور نبود. همين بقل گوش خودم زندگى مى كرد. نزديكتر از آن چيزى كه فكرش را بكنم. اين دوست در دنيايى ديگر مانند سطحستان خودم زندگى مى كرد كه به موازات سطحستان و در فاصله ى نزديكى از آن قرار داشت. به قول مكعب دو صفحه ى موازی.

            مكعب قصد داشت يك در بين دو دنيا باز كند. مى گفت خيلى كار كرده تا توانسته يك راه اختراع كند كه در بين اين دو دنيا بى خطر باشد. مى گفت اوايل درى كه بين دو دنيا درست مى شد مثل يك خط بود كه اگر از يك طرف واردش مى شدى وارد دنياى دوم مى شدى. ولى اگر از پشت وارد آن مى شدى وارد فضا ى عدم مى شدى. در او از پشت آزاد بود.

     وقتى در گشوده شد, متوجه شدم كه زحمت هايش بى دليل نبوده است. در گشوده شده عبارت بود از يك دايره ى بزرگ كه شعاع آن حدود چهار برابر عرض بدن من بود. درون اين دايره يك دنيا را جا داده بودند. اولين بارى بود كه چنين چيزى مى ديدم.  مثل اين كه توى يك آينه ى دايره اى نگاه كنى كه محيط اطرافت را منعكس كند. فكر مى كنى تمام اتاق اطرافت در آينه است. اما اين يكى به جاى اين كه محيط اطرافش را منعكس كند يك محيط ديگر را منعكس مى كرد. انگار آينه در يك جاى ديگر بود و تصويرش را اينجا منعكس مى كرد. من اسمش را گذاشته بودم آينه ى جادويى ولى مكعب به آن مى گفت در.

     بعد ها مكعب براى من توضيح داد كه راز اين آينه ى جادويى دايره اى چه بوده است. اين طورى كه او مى گفت با باز شدن اين در، يك در ديگر هم اندازه و مشابه آن در دنياى همسايه ى ما باز مى شد. آنوقت هر نورى كه وارد آن در مى شد از اين در خارج مى شد. مثل دو تا آينه توى دو تا اتاق مختلف كه هر كدام تصوير آن يكى را نشان دهد. مكعب مى گفت ارتباط بين اين دو دايره، يك استوانه بود. هرچند خودم هنوز نمى دانم دقيقا استوانه چيست. مى گفت اين استوانه بين اين دو دنيا قرار می گیرد و دو سر آن مثل دو دروازه عمل مى كند و اگر وارد يك سر آن بشوى پس از كمى راه پيمودن از دروازه ى دومش خارج مى شوى.

      وقتى از مكعب پرسيده بودم اگر قرار باشد بين دنياى سه بعدى تو و دنياى سه بعدى مشابهى هم چنين ارتباطى برقرار شود دروازه چگونه خواهد بود، به من جواب داده بود: «هر سر آن يك كره خواهد بود. استوانه اى هم كه برايت گفتم در اين مورد يك فوق استوانه ى چهار بعدى مى شود. البته ما به چنين دروازه اى مى گوييم«سوراخ كرم» ولى هنوز شواهد علمى براى وجودش در دست نداريم. فقط مى دانيم دروازه ها قانونا بايد مانند گلوله هاى بزرگ فلزى باشند كه همه چيز را منعكس مى كنند ولى يك گلوله تصوير يكى ديگر را و برعكس. به عبارتى در هر گلوله تمام دنياى ديگر را خواهى ديد.». البته همين هم از سرم زياد بود. همين چند جمله را هم به زور فهميدم...

       خلاصه در يا همان آينه ى جادويى باز شد و از ميان آن يك موجود عجيب و غريب بيرون آمد. »

۵. تونل زمان در دنیای مکعب

سفر بین دنیاهای موازی در دنیای مربع را بیان کردیم حال می خواهیم بدانیم شرایط سفر بین دنیاهای موازی مکعب چگونه خواهد بود. همانطور که گفته شد در بین دنیاهای موازی مربع، دایره است و یک استوانه متصل کننده بین این دو دایره است، حال این مسیر در دنیای سه بعدی چگونه خواهد بود آن مسیر از دو کره و یک استوانه چهاربعدی تشکیل شده که از آن با نام سیاهچاله یا کرمچاله یاد می کنند.

همانطور که در تصویر می بینید، خمش فضا و جاذبه به صورت خمش یک صفحه ی دو بعدی نشان داده شده و این به دلیل محدودیتهای تصور ما از چهاربعد و خمش سه بعد در راستای چهارم می باشد. و در واقع منظور از «در جادویی» در فلت لند همان چیزی است که در تصویر نشان داده شده است. در تصویر نیز دو صفحه موازی را می بینید که به وسیله یک استوانه به هم متصل شده اند و محل تلاقی این استوانه با دو صفحه به صورت دایره خواهد بود که به دلیل جاذبه ی زیاد و مکش به سمت استوانه صفحه در اطراف دایره به درون استوانه خمیده شده و اگر از بالا به آن نگاه کنیم آن را به صورت یک دایره خواهیم دید.

 

حال یک موجود دو بعدی را تصور کنید که به سمت این سیاهچاله ی دو بعدی حرکت می کند. او هر چه به مرز این دایره نزدیک می شود دیگر اثری از دایره نخواهد دید او به دایره نزدیک می شود اما به داخل آن نمی رود و در مرز دایره حرکت او به صورت عمودی و در راستای سوم انجام می گیرد و او روی دیواره ی استوانه چرخش خواهد داشت تا اینکه از سوی دیگر استوانه خارج شود.

همین نیز در مورد سیاهچاله های دنیای ما صادق است و کره ای که ما خواهیم دید در واقع مرز بین دنیای ما و استوانه ی چهار بعدی یا همان در ورود به استوانة چهار بعدی خواهد بود. در اینجا منظور ما از استوانه چهاربعدی همان کرمچاله است. حال اگر جسمی به سیاهچاله نزدیک شود به داخل کره کشیده نمی شود و در مرز کره در راستای چهارم تغییر مسیر خواهد داد و در روی دیواره ی استوانه ی چهار بعدی که خود این دیواره، سه بعدی است حرکت خود را ادامه خواهد داد و این همان چیزی است که از آن به کش آمدن یاد شده. گفته می شود وقتی شخصی به سیاهچاله ای نزدیک می شود کم کم جاذبه ی سیاهچاله روی او بیشتر می شود به طوریکه مثلاً جاذبه در پاهایش بیشتر حس می شود و رفته رفته این اثر در او بیشتر می شود به طوریکه بدن او شروع به کش آمدن می کند اما منظور از این کش آمدن همان حرکت یا تغییر مسیر در راستای چهارم خواهد بود. جهتی که برای ما قابل تصور نیست و تصوری هم از حرکت در این جهت نداریم و به این دلیل حرکت در این مسیر را به صورت کش آمدن تصور می کنیم.

 

۶. اما این سیاهچاله واقعا چیست و چگونه به وجود می آید؟

 

سیاهچاله‌ها: اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشد نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

کرم چاله ها: کرمچاله یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.

 

شاید سفر در زمان سالها پیش از باور نکردنی ترین صحبتها می بود اما هم اکنون تحقیقات و شواهد علمی به جایی رسیده که ما را به سفر در زمان امیدوار کرده و آن را نامحتمل نمی داند و بشر روزی به این مهم دست خواهد یافت.

 

عزیزانی که علاقه مندن بیشتر در مورد بعد چهارم بدونن میتونن بعد چهارم رو ببینن.

در ضمن از وبلاگ نویسان محترم تقاضامندم در استفاده از این مطلب حفظ امانت بفرمایند.

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 14:50 | لینک  | 

composite face

Sunflower seeds

C divides the line segment AB according
to the Golden Ratio

C divides the line segment AB according to the Golden Ratio

 

davinci's body

Phi proportions

 

                  

 
     
 
 
 
 
The Golden Ratio and Beauty in Art
 
monalisa.gif
 
lastsupper.jpg
 
athena.gif
 
 

(The golden ratio (phi

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:47 | لینک  | 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:48 | لینک  | 

«جهان یازده بعدی» نام کتاب بی نظیری است که اخیرا در راستای بینش متافیزیکی نگاشته شده است. نویسنده این کتاب، جاهد رجبی که تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق گرایش الکترونیک پی گرفته است، معتقد است جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، نه تنها به تعبیر عامه دارای سه بعد نیست، بلکه حتی تعبیر انیشتینی مبنی بر جهان چهاربعدی نیز صحیح و کامل نیست. مباحث جهان یازده بعدی نگاشته شده در این کتاب، چندی پیش توسط پروفسور استفن هاوکینگ، استاد صاحب کرسی رئیس دانشکده ی ریاضیات دانشکده کمبریج انگلستان تائید شد و امروز مهمترین دغدغه ی فکر نسل بشریت به حساب می آید. مطالب دربرگیرنده کتاب این نویسنده ایرانی هم اکنون در معتبرترین دانشگاههای دنیا تحت نظر بررسی بزرگترین دانشمندان سراسر کره خاکی است.

در این کتاب خواهیم دید که یازده بعد تشکیل دهنده عالم هستی عبارتند از:

1. Length

2.Width

3.Height

4.Time

5.Immaterial

6.Super string type 1

7. Super string type 2A

8. Super string type 2B

9.Super gravity11-dimensions

10.E8XE8 Heterotic

11.SO(32) Heterotic


که برای فهیم ترین ما شاید تنها چهار بعد نخستین آن آشنا به نظر برسد!

نویسنده این کتاب که مشغول تدوین آخرین فصول آن است، در گفتگو با یکی از شبکه های خبری پاریس با صراحت اعلام کرد که آماده دریافت هر گونه نظر یا پیشنهاد از صاحب نظران مبحث نظریه ریسمان و ام.تئوری است. این خبرگزاری با ذکر عبارت «یک ایرانی دانشمند، مغز خداوند را می خواند!»، آدرس مکاتبه با وی را با اجازه ی رسمی چنین اعلام کرد:

 

jahedae@yahoo.com

 

 

(برای آشنایی بیشتر با بعدهای بالاتر می توانید مطلب مربوط به بعد چهارم را مطالعه فرمایید.)

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:54 | لینک  | 

این سایت می­تونه هر تعداد سکه و تاس بخواهید به تصادف پرتاب و نتیجه رو نشون بده  

همچنین می­تونه از بین کارت­های بازی تعدادی رو به تصادف براتون انتخاب کنه  

جالب­تر از اون می­تونه یه دنباله از اعداد تصادفی تو هر دامنه­ای که خودتون بخواین تولید کنه

 

 

http://www.random.org

 

پرتاب سکه: Coin Flipper

پرتاب تاس: Die Roller

انتخاب کارت­ها: Playing Card Shuffler

تولید اعداد تصادفی (صحیح): Integer Generator

تصادفی چیدن یک لیست: List Randomizer

 

 

منبع: http://www.amaryazd.blogfa.com/post-95.aspx


نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 18:23 | لینک  | 

نام نرم‌افزار: SPSS

 

 

اين نرم‌افزار يکي از نرم‌افزارهاي تخصصي آمار مي‌باشد و بيشتر به بحث‌هاي آماري در حيطهء علوم اجتماعي، روانشناسي و علوم رفتاري و ... مي پردازد.
قابليت‌هاي آن به‌شرح زير است:
• تهيه خلاصه‌هاي آماري مانند گراف‌ها، جداول‌، آماره‌ها و ...
• انواع توابع رياضي مانند قدر مطلق، تابع علامت، لگاريتم، توابع مثلثاتي و ...
• تهيه انواع جداول سفارشي مانند جداول فراواني، فراواني تجمعي، درصد فراواني و ...
• انواع توزيع‌هاي آماري شامل توزيع‌هاي گسسته و پيوسته
• تهيه انواع طرح‌هاي آماري
• انجام آناليز واريانس يکطرفه، دوطرفه، چندطرفه و آناليز کوواريانس
• تکنيک‌هاي تجزيه و تحليل سري‌هاي زماني
• ايجاد داده‌هاي تصادفي و پيوسته
• محاسبه انواع آماره‌هاي توصيفي
• انواع آزمون‌هاي مرتبط با مقايسه ميانگين بين دو يا چند جامعه مستقل و وابسته
• قابليت مبادله اطلاعات با نرم‌افزارهاي ديگر
• برازش انواع مختلف رگرسيون
اين نرم‌افزار در بحث کنترل کيفيت نسبت به نرم‌افزارهاي Minitab و Statistica ضعيف بوده ولي در بحث آمار با آنها برابري مي‌کند.

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 18:16 | لینک  | 

توزیع نرمال ، یکی از مهمترین توزیع ها در نظریه احتمال است. و کاربردهای بسیاری در علم فیزیک و مهندسی دارد.این توزیع توسط کارل فریدریش گاوس در رابطه با کاربرد روش کمترین مربعات در آمارگیری کشف شد.فرمول آن بر حسب ،دو پارامتر امید ریاضی و واریانس بیان میشود. همچنین تابع توزیع نرمال یا گاوس از مهمترین توابعی است که در مباحث آمار و احتمالات مورد بررسی قرار می گیرد چرا که به تجربه ثابت شده است که در دنیای اطراف ما توزیع بسیاری از متغیرهای طبیعی از همین تابع پیروی می کنند.

منحنی توزیع

منحنی رفتار این تابع تا حد زیادی شبیه به زنگ های کلیسا می باشد و به همین دلیل به آن Bell Shaped هم گفته میشود. با وجود اینکه ممکن است ارتفاع و نحوه انحنای انواع مختلف این منحنی یکسان نباشد اما همه آنها یک ویژگی یکسان دارند و آن مساحت واحد می باشد.
ارتفاع این منحنی با مقادیر میانگین () و انحراف معیار() ارتباط دارد. با وجود فرمول نسبتا" پیچیده و دخیل بودن پارامترهای ثابتی چون عدد (p) یا عدد (e) در این فرمول، می توان از آن برای مدل کردن رفتار میزان IQ، قد یا وزن انسان، پراکندگی ستارگان در فضا و ... استفاده کرد.

توزیع فراوانی توزیع نرمال به ازای واریانس های مختلف
این منحنی دارای خواص بسیار جالبی است از آن جمله که نسبت به محور عمودی متقارن می باشد، نیمی از مساحت زیر منحنی بالای مقدار متوسط و نیمه دیگر در پایین مقدار متوسط قرار دارد و اینکه هرچه از طرفین به مرکز مختصات نزدیک می شویم احتمال وقوع بیشتر می شود.

سطح زیر منحنی نرمال برای مقادیر متفاوت مقدار میانگین و واریانس فراگیری این رفتار آنقدر زیاد است که دانشمندان اغلب برای مدل کردن متغیرهای تصادفی که با رفتار آنها آشنایی ندارند، از این تابع استفاده می کنند. بعنوان یک مثال در یک امتحان درسی نمرات دانش آموزان اغلب اطراف میانگین بیشتر می باشد و هر چه به سمت نمرات بالا یا پایین پیش برویم تعداد افرادی که این نمرات را گرفته اند کمتر می شود. این رفتار را بسهولت می توان با یک توزیع نرمال مدل کرد.
 
 
سطح زیر منحنی نرمال برای مقادیر متفاوت مقدار میانگین و واریانس
 

تابع چگالی احتمال

تابع چگالی احتمال برای توزیع نرمال بر حسب امید ریاضی و واریانس تعریف میشود.و تابع آن به صورت زیر است:



اگر در این فرمول باشد در این صورت به آن تابع توزیع نرمال استاندارد گویند. در این حالت تابع توزیع به صورت زیر خواهد بود:

 
 
 

کاربردها

از مهمترین کاربردهای این تابع توزیع در دانش اقتصاد و مدیریت امروز می توان به مدل کردن پورتفولیوها (Portfolios) در سرمایه گذاری و مدیریت منابع نام برد. هنگامی که مقدار منفی برای متغییر معنی نداشته باشد معمولا" در محور x منحنی را منقل می کنند و مقدار میانگین - که دارای بیشترین احتمال وقوع هست - را به سمت مقادیر بزگتر شیفت میدهند.

 
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 18:11 | لینک  | 

شنبه 28 ارديبهشت ماه 1387

دانشگاه آزاد اسلامي همدان دانشكده علوم پايه گروه رياضي

 

 

 

زمان

شرح برنامه

9-8

پذيرش و ثبت نام

9:30-9

 

مراسم افتتاحيه (قرائت قرآن كريم، سرود ملي) ،خير مقدم رياست محترم دانشكده علوم پايه

و دبير علمي همايش

10:30-9:30

سخنراني آقاي دكتر عالم زاده

13-11

ارائه مقالات:

مقاله اول: فضاهاي چند نرمدار احتمالي- مهدي سليمي، عليرضا پورمسلمي*

‍مقاله دوم: معجزه هاي رياضي قرآن- سميرا حدادي

مقاله سوم: ميانگين پذيري ضعيف ايده آلي جبرهاي باناخ- فرزاد راه پيمايي*، مصطفي حسامي ارشد

مقاله چهارم: الگوريتم ژنتيك و كاربردهاي آن- پريسا بگ محمدي

مقاله پنجم: چهارمين بعد- مرضيه كريمي رادپور

مقاله ششم: M- دنباله هاي ضعيف و دنباله هاي منظم صافي-  محمد كاظم خشايار منش*، سارا پوينده

مقاله هفتم:  كواترنيون و دوران سه بعدي- داود رستمي، كبري كريمي*

مقاله هشتم: رياضيات و مثلث خيام پاسكال مريم شريفي فخر

مقاله نهم: اشتباهات رايج آماري- اصغر سيف

مقاله دهم: رياضيات و فيلم هاي سينمايي- نسيبه ماه حيدري

مقاله يازدهم: بسط لاگرانژ و كاربرد آن در حل معادلات- فرج اله محمدي يعقوبي

مقاله دوازدهم: ارتباط مثلث خيام پاسكال با شاخه هاي مختلف رياضيات- علي شرفي فرزاد

 

14-13

ناهار، نماز و استراحت

16-14

ادامه ارائه مقالات:

مقاله سيزدهم: تابعك منيوفسكي و بهترين تقريب تعميم يافته- شيما شعباني

مقاله چهاردهم : مفهوم فضاهاي متري در مجموعه هاي مشكك- طيبه نداف

مقاله پانزدهم: اويلر- سيده كتايون مهدياني*، طاهر لطفي

مقاله شانزدهم: الگوريتم تركيبي اجتماع مورچگان براي مساله.... مجيد يوسفي خوشبخت

مقاله هفدهم: حل عددي دستگاه معادلات خطي فازي- محمود پري پور

مقاله هجدهم: حكيم عمر خيام- طاهر لطفي*، سيده كتايون مهدياني

مقاله نوزدهم: استفاده از منطق فازي در تصميمات كاربردي- بهرام اسدي

16:30-16

گزارش دبير اجرايي و مراسم اختتاميه

 

 نكته مهم: مدت زمان ارائه هر مقاله حداكثر 15 دقيقه مي باشد. اسامي * دار ارائه دهنده مقاله مي باشند.

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 13:55 | لینک  | 

نمیدونم تا حالا درباره‌ی فرضیه‌ی تناقض پدربزرگ چیزی شنیدین یا نه. تو این تئوری، فردی به زمان گذشته بر‌می‌گرده و پدربزرگ خودش رو می‌کشه در حالیکه پدرش (یا مادرش) هنوز به دنیا نیومده . اینجا پارادوکسی داریم از این نکته که در صورت بروز چنین اتفاقی، او اصلاً نمی‌تونسته متولد بشه و نتیجتاً نمی‌تونسته به عقب برگرده و پدربزرگش رو بکشه. بنابراین پدرش (یا مادرش) متولد شده و به همین شکل خودش هم متولد شده. یک نمونه‌ی واضح از حلقه‌ی علت و معلول.

این فرضیه اولین بار در کتاب “مسافر ‌بی‌مقصد” René Barjavel در سال 1942 مطرح شد و پایه‌‌ی بحث‌های فلسفی زیادی در این زمینه شده و اینکه در صورت اختراغ ماشین زمان، فرضیه چطور تعبیر میشه.
تئوری‌های مختلفی به عنوان پاسخ این مساله پیشنهاد شده از جمله اینکه بطور کلی امکان تغییر گذشته به فرد داده نمیشه و خط زمان، یه مسیر ثابت و غیرقابل تغییره و اینکه مسافر زمان، احتمالاً در یک خط سیر زمانی موازی با گذشته‌ی خودش فرود میاد، در حالیکه خط سیر اصلی در مسیر خودش ادامه پیدا می‌کنه. این فرضیه، یکی از بحث‌انگیزترین موارد مطرح شده در زمینه‌ی بعد چهارم به حساب میاد. در مکانیک کوانتومی، تفسیر دنیاهای چندگانه می‌گه که هر پیشامد کوانتومی با احتمال غیرصفر، تمامی آینده‌های احتمالی رو تجربه میکنه منتها هرکدوم در دنیاهای موازی باهم. بنابراین سفر به گذشته می‌تونه کاملاً مستقل از مسیری باشه که یکبار اتفاق افتاده و هیچ تاثیری روی زمان حال نداشته باشه.


فرضیه‌ای مشابه، مطرح می‌کنه که این دنیا‌های متفاوت (که ازشون به عنوان بعد چهارم یاد میشه و متفاوت از تعریف “زمان” به عنوان بعد چهارمه) قطعاً از هم جدا هستند چرا که تلاقی‌شون در هر زمان یا مکانی باعث تولید یک انرژی بسیار عظیم میشه که اونها رو کاملاً متلاشی می‌کنه. در واقع این فرضیه، یکی از احتمالات رخداد Big Bang یا انفجار بزرگ - که منجر به تشکیل دنیا در سه‎میلیارد سال پیش شد- محسوب میشه.

از طرف دیگه عده‌ای معتقدند که اصولاً اعمال مسافران زمان باعث شده تا جهانی که امروز توش زندگی می‌کنیم به شکل الانش باشه و ما همواره تحت تاثیر حوادث ماورایی مرتبط با این موضوع قرار داریم. این نظریه هم با تئوری بالا قابل برداشته چرا که در صورتیکه مسافر زمان، به دنیای موازی خط سیر اصلی برنگرده، احتمال اینکه با انجام کوچکترین عمل در زمان حال، تاثیر قابل ملاحظه‌ای بذاره، کم نیست. چیزی که بهش تاثیر پروانه‌ای گفته میشه و یکی از نتایج فرعی مساله‌ی سفر در زمانه.

11

درباره این موضوع، تابحال فیلم‌های زیادی ساخته شده که شاید معروفترینشون Back to the Future باشن. سه‌گانه‌ی رابرت زمکیس که تمام حالات مختلف سفر در زمان و نتایج حاصل از اون رو بررسی کرده بود..

اگه بخوایم بطورخلاصه بگیم، فرضیه‌های زیر در مورد بازگشت در زمان مطرح شده‌ن:

1 - فرضیه‌ی خط سیر زمانی حفاظت‎شده؛ که درباره‌ش صحبت شد و به فرد مسافر، اجازه هیچ نوع تغییری در زمان نمیده. مثلاً شما می‌خواین پدربزرگ رو با تفنگ بکشین، در همون لحظه‌ای که شما گلوله رو شلیک می‌کنین، پدربزرگ خم شده تا عصاشو که افتاده زمین برداره! یا مثلاً تفنگتون خفه می‌کنه و شلیک نمی‌کنه یا چیزای دیگه و در واقع طبیعت به هر شکلی که ممکنه، شما رو از انجام کاری

که مقدور نیست، باز میداره.butterfly_effect

2 - فرضیه‌ی تخریب زمان؛ که فرد رو مجاز می‌دونه حتی به شکل غیرمستقیم، زمان رو دستکاری کنه و البته باعث تاثیر پروانه‌ای عملش در آینده باشه. فیلم” تاثیر پروانه‌ای” که در سال 2004 اکران شد کاملاً به این فرضیه می‌پردازه.

3 - دنیاهای چندگانه؛ فرد با سفرش، دنیایی موازی دنیای موجود می‌سازه یا اینکه وارد یک دنیای موازی از قبل تعریف‌شده میشه.

4 - خط سیر زمانی مقدور یا تعریف‌شده؛ مشابه فرضیه اول. نمونه‌ی این فرضیه رو در سریال کارتونی Futurama می‌شه دید که شخصیت اصلی با بازگشت به گذشته، نهایتاً مجبور به انجام عملی میشه که در گذشته هم انجام داده بود.

 

برگرفته از سایت http://fancies.wordpress.com

برای مطالب بیشتر در این زمینه:

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 1:55 | لینک  | 

سخنرانی تخصصی گروه ریاضی دانشگاه با عنوان نظریه فازی وکاربرد آن با حضور دکتر توفیق الهویرانلو استاد دانشگاه ومولف ونویسنده کتاب ومقالات متعدد روز شنبه ۴ اسفند ۸۶برگزار شد.

 

  

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 9:40 | لینک  | 

در طول قرن ها ریاضیدانان روش های گوناگون  حل معادلات را توسعه دادند .با استفاده از ظرفیت های کامپیوتر های امروزی جزئیات این روش ها را کاویدن و از چند و چون این روش ها و اینکه کجا قابل اعتماد هستند ، کجا از دادن جواب باز می مانند  و در چه مواردی بصورت عجیبی عمل میکنند ، اطلاع حاصل کرده اند.

نگاره ای ازچند جمله ای درجه 36
اثر بهمن کلانتری

این کاوش های رایانه ای همچنین توانسته ان دیدی آشکار از روند ریاضیاتی که در پس زمینه جریان دارد را ، به صورت دیداری به ما ارائه کنند.همزمان تعدادی از هنرمندان خوش ذوق هم با بهره گیری از مزایای این روش ها که در به تصویر کشیدن ریاضیات به کار می رود،  به خلق آثار هنری دلفریب و طرح های دلپذیری  زده اند.

یکی از این تلاش ها  نرم افزاری است که اخیرا توسط  کارشناس علوم کامپیوتر آقای بهمن کلانتری از دانشگاه روتگرز(Rutgers ) واقع در نیوجرسی آمریکا ابداع شده این نرم افزار جریان پیدا کردن ریشه های یک چند جمله ای را به قلمرو طرح و هنر می آورد.

حتما می دانید یک چند جمله ای یا پلی نمیال عبارتی است جبری که از توان های مختلف متغیر ها ساخته می شود مانند ،x2 + x – 6 یا  . x3 – 10x2 + x + 3

یک روش برای به تصویر کشیدن این عبارات این است که نمودار این عبارت را رسم کنیم به طور مثال
 
y = x2 + x – 6 ، زمانی که حاصل معادله y برای مقادیر مختلف x محاسبه میشود جفت عددی که بدست می آید برای رسم در دستگاه مختصات دکارتی به کار می رود. که حاصل آن سهمی میشود که محور xها را در دو نقطه 2 و -3 قطع می کند.

ریاضیدانان روش هایی را برای پیدا کردن جواب بدون رسم نمودار و تعیین نقطه برخورد منحنی با محور xها ،ابداع کرده اند. در موارد بسیاری می توان با تکرار گام پایه ای که در این روش ها وجود دارد به تقریب نزدیک و نزدیک تری از این جواب ها رسید.

کلیسا اثر بهمن کلانتری

مشابه این مفهوم برای چند جمله ای های با اعداد مختلط قابل تعمیم است ، همانطور که می دانید اعداد مختلط مانند Z   که به صورت a+ib نوشته می شوند از دو جز a قسمت حقیقی  و bi که قسمت موهومی نامیده می شود ساخته می شوند.زمانی که i ریشه دوم عدد -1 را نشان میدهد . این اعداد  بصورت نقطه هایی بر روی صفحه مختلط قابل ترسیم هستند .زمانی که قسمت حقیقی را به عنوان مختص x و قسمت موهومی را به عنوان مختص y تلقی کنیم بعنوان مثال عدد 3+4i مختصات نقطه(۴و۳) را می دهد.

کلانتری جریان تخمین زدن ریشه های یک چند جمله ای مختلط را به روشی برای خلق طرح های جذاب بدل کرده .او به این کار چند جمله ای نگاری میگوید .او همچنین درباره کاری که انجام میدهد می گوید: "برای بدست آوردن این طرح ها نیازمند استفاده  از هزاران پیکسل روی مانیتور یک کامپیوتر هستیم "

یک چند جمله ای مانند z4 – 1 = 0 به تعداد بزرگترین توانی که z با آن ظاهر می شود ریشه دارد (درجه
چند جمله ای ) . مثلا در این مثال  چهار ریشه داریم .معادله
z17z5 + 6 = 0 ، 17 ریشه خواهد داشت .

با به کار گیری رنگ و تقارن خلق آثاری بدیع از طرحهای تکرار شونده ممکن می شود.
اثر بهمن کلانتری

ایده اصلی در پشت روش های پیدا کردن ریشه ها حدس زدن نقطه ای برای شروع و استفاده از الگوریتم خاصی برای نقطه ای بهتر ، سپس تکرار این روش  با نقطه ی جدید به دست آمده است با این هدف که به ریشه چند جمله ای داده شده نزدیکتر شویم .

در هنگام استفاده از روش های پیدا کردن ریشه ، کسی که معادله را حل می کند انتظار دارد  نقطه شروع انتخابی وی ، او را سریعا به جواب برساند امری که همیشه میسر نمی شود.

این گرافیک کامپیوتری است که با به تصویر کشیدن ماجرا ما را از روند کار مطلع می کند. برای  معادله داده شده کامپیوتر به قصد یافتن جواب روشی مشخص را  برای شمار زیاد از مقادیر Z به کار می گیرد . برای هر کدام از مقادیر اولیه ، کامپیوتر با تعیین کردن مقادیر تخمینی  به سمت ریشه ای که آن مقدار(مقدار اولیه) به سمت آن تمایل دارد حرکت می کند و همزمان رنگ خاصی هم به آن نقطه اختصاص میدهد ، رنگ هر ریشه از ریشه دیگر متفاوت است . مقدار پر رنگی آن نقطه مشخص می کند که با چه سرعتی به سمت ریشه نزدیک  می شود.

حاصل کار پرده ای تابناک است ک اغلب دارای حوضچه های رنگ است. این حوزه های جاذب ( همانطور که کلا نتری آهنها را نامیده است) مکانهای امنی هستند . به این معنی که اگر هر کدام از نقاط شروع از این نواحی انتخاب شوند با تعداد معقول تکرار روش حل معادله، به نزدیکی ریشه ای می رسیم که با یک رنگ خاص مشخصشده .به عنوان مثال معادله:
z4 – 1 = 0 چهار حوزه دارد .

وجود یا عدم وجود (ریشه) در نزدیکی مرز های این حوضچه ها به طور قابل توجهی پیچیده تر می شود بسیار پیچیده تر از یک خط  جدا ساز ساده ، مرز ها معمولا از چرخش های با جزئیات زیاد و گرداب هایی تشکیل می شوند که ممکن است هر لحظه روش تخمین ریشه را به یکی از چهار ریشه z4 – 1 = 0 متمایل کنند.در این باز های در هم تنیده کوچکترین جا به جای در انتخاب نقطه شروع می تواند به سر نوشتی کاملا متفاوت منجر شود.

بسیاری از اثر های کلانتری رنگارنگ و خیال انگیز هستند به طوری که در " مهمانی بر روی پل برکلی " هم دیده  می شود

کلانتری این تکنیک های بصری ریشه یابی را برای خلق آثاری  درخشان ،رنگارنگ ، دلپذیر و زیبا تعمیم داده و هماهنگ کرده ، این تکنیک ها به طور مشخص در کاوش هایش راجع به قلمرو ناشناخته ی چند جمله ای هایی با درجات بالاتر از  10 یا 20به کار گرفته شده.او در این کار از خانواده تابع ها ی تکرار شونده استفاده کرده (تابع های که خودش آنها را خانواده بنیادی می نامد).

نرم افزار کلانتری به شما اجازه می دهد تا یک چند جمله ای را مشخص کنید سپس روش پیدا کردن جواب و بعد رنگ و مقیاس مورد نظرتان را انتخاب کنید.

نگار گران  این چند جمله ای ها می توانند طرح های متنوعی ایجاد کنند . خود کلانتری می گوید " این امر از به کار گیری بینهایت تابع تکرار کننده متنوع  به داخل گونه های متنوع چند جمله ای ها امکان پذیر می شود.تنها چیزی که باقی می ماند انتخاب ناحیه مناسب از تصویر ، رنگ بندی و مقیاس مناسب برای رسیدن به یک منظره دلپذیر است.

"کار کردن با این نرم افزار مانند کار کردن با یک دوربین  فیلم برداری یا یک آلت موسیقی است " این حرف را کلانتری میگوید و تاکید می کند که : " در جریان کار با این نرم افزار یک نفر می تواند خلق آثار ی بدیع و الگو های پیچیده را بیاموزد . این طرح ها در بهترین حالت قابل مقایسه با طرحهای ماهرانه بشری است "

وبسایت کلانتری  وقف به تصویر کشیدن چند جمله ها شده و از آدرس زیر قابل دسترسی است.جایی که شما می توانید طرح های خودتان رو خلق کنید:

http://www.polynomiography.com

نسخه  PDF  پیش از چاپ مقاله او با عنوان " ارتباطی تازه بین ریاضیات و هنر " از آدرس زیر قابل دسترسی است:

http://www.polynomiography.com/images/artmath.pdf

پیوندبه متن اصلی:

http://www.maa.org/mathland/mathtrek_04_21_03.html

 -----------------------------

برگرفته از وبلاگ ریاضیات کاربردی نوشته روزبه ابزاری

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:22 | لینک  | 

يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.
پروفسور «ايموتو»‌كه يافته‌هاي خود را در سه جلد كتاب ارائه كرده است، معتقد است كه مفاهيم متافيزيكي محيط بر روي تركيب مولكولي آب تأثير مي‌گذارد.
اين دانشمند ژاپني كه فارغ‌التحصيل دانشگاه يوكوهاماست، داراي يك مؤسسه تحقيقاتي به نام SHM در ژاپن است كه امور تحقيقاتي مربوط به كريستاليزه شدن آب را در آنجا انجام مي‌دهد.

 

 

 

آب، پيام مهمي براي ما دارد. آب به ما مي‌گويد كه نگاه عميق‌تري به خودمان بيندازيم. زماني كه با آيينه آب به تماشاي خود مي‌نشينيم، اين پيام به طور شگفت‌آوري خود را شفاف و درخشان مي‌كند. مي‌دانيم كه زندگي بشر مستقيما به كيفيت آبي كه در اطراف ما يا درون بدن ماست، روي آورده است. تصاوير و اطلاعات ارائه‌شده در اين مقاله،‌ بازتابي از فعاليت «ماسارو ايموتو»، محقق خلاق و روياپرداز ژاپني است. «ايموتو» كتابي با نام «پيغام آب» منتشر كرده كه برگرفته از يافته‌هاي تحقيقات جهاني وي است. اگر شما نسبت به تأثيرپذيري افكارتان از وقايع درون يا پيرامونتان شك و ترديد داريد، اطلاعات و عكس‌هايي كه در اينجا آورده شده را ببيند. اين تصاوير مستقيما بر اساس نتايج به دست آمده در كتاب انتشاريافته «ايموتو» است، مطمئنا در فكر و ذهن شما دگرگوني پديد مي‌آورد و عقايد شما را عميقا تغيير خواهد داد

 

 

بنا بر آنچه در كتاب «ايموتو» آمده است، ما به مدارك حقيقي دست يافته‌ايم كه نشان مي‌دهد، انرژي ارتعاشي بشر، افكار، نظرات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر مي‌گذارد.
آب، ماده‌اي بسيار سازگار است، به گونه‌اي شكل فيزيكي آب به آساني با محيطي كه در آن هست، انطباق پيدا مي‌كند و نه تنها از نظر فيزيكي تغيير مي‌كند، بلكه شكل مولكولي آن نيز تغيير مي‌يابد. انرژي يا ارتعاشات محيط، شكل مولكولي آب را تغيير مي‌دهد. از اين جنبه، نه تنها آب توانايي آن را دارد كه از حيث ديداري، محيط خود را منعكس كند، بلكه از حيث مولكولي هم در انعكاس محيط اطراف خود عمل مي‌كند.

 

        

 

بنا بر آنچه در كتاب «ايموتو» آمده است، ما به مدارك حقيقي دست يافته‌ايم كه نشان مي‌دهد، انرژي ارتعاشي بشر، افكار، نظرات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر مي‌گذارد.
آب، ماده‌اي بسيار سازگار است، به گونه‌اي شكل فيزيكي آب به آساني با محيطي كه در آن هست، انطباق پيدا مي‌كند و نه تنها از نظر فيزيكي تغيير مي‌كند، بلكه شكل مولكولي آن نيز تغيير مي‌يابد. انرژي يا ارتعاشات محيط، شكل مولكولي آب را تغيير مي‌دهد. از اين جنبه، نه تنها آب توانايي آن را دارد كه از حيث ديداري، محيط خود را منعكس كند، بلكه از حيث مولكولي هم در انعكاس محيط اطراف خود عمل مي‌كند.

 

                                                                               

 

 

 

«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد

 

 

هوی متال

 

هیتلر

 

عشق

 

مادر ترزا

 

می کشمت

 

رقص کاواچاکی

 

متشکرم

 

خواندن دعا

«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهد.

 

   

 

 

 

بنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكل‌گيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستال‌هاي آن آب، پس از انجماد،‌ عكسبرداري كرد

آب به صورتي زنده و تأثيرپذير به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد. كاملا روشن است كه آب به آساني، ارتعاشات و انرژي محيطش را به خود مي‌گيرد و جذب مي‌كند؛ خواه آلوده، سمي يا راكد و كهنه باشد. كار غيرعادي «ايموتو»، نمايشي پرهيبت است و ابزاري قدرتمند كه مي‌تواند، درك ما را از خودمان و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، براي هميشه تغيير دهد. هم‌اكنون مدرك قوي و محكمي داريم كه مي‌توانيم به طور مثبت، خود و سياره خود را با انتخاب افكاري كه براي انديشيدن برمي‌گزينيم و راه‌هايي كه اين افكار را به فعليت مي‌رساند درمان نموده تغيير شكل دهيم.

 

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 14:1 | لینک  | 

 

اين مقاله تلاشی است برای آنها كه دنبال عجايب زندگى هستند. آنهايى كه دوست دارند از اسرار نهان جهان آگاه باشند. از جادو لذت ببرند. و در عين حال از خرافات نفرت دارند...

اينجا مى خواهم يك راه جديد براى لذت بردن از لحظه ها را به شما معرفى كنم. يك تفريح مجانى براى آنها كه رياضى را دوست دارند و آنها كه مى خواهند با رياضى دوست شوند. آنها كه برايشان سوال پيش آمده كه فلسفه كجا به درد مى خورد و آنها كه از كاربردهاى فلسفه آگاه اند و از آن لذت مى برند.

و آنها كه بار ها و بارها از بزرگ تر ها ، عاقل تر ها، استادان ، پير تر ها و از فرهنگ و جامعه مى پرسند:

جايگاه ماورأ الطبيعه در باور ها كجاست؟ آيا روزى مى رسد كه علم به اين قصه ى اسرار آميز بها بدهد؟

مى خواهم به آنهایی كه خبر ندارند مژده بدهم و به آنها كه مى دانند ياد آورى كنم كه سالها پيش جريانى در علم وارد شد كه علم را به مرور زمان تغيير داد و در بسيارى از موقف ها آن را آماده ى پذيرفتن و توجيه كردن اتفاقات اسرار آميز و باور نكردنى نمود...

 

ـ بعد يعنى چه؟

خوب ما با دو كلمه سر و كار داريم. بعد + چهارم. پس بهتر است كلمه كلمه جلو برويم. اول مفهوم بعد را توضيح مى دهيم.

مى توان بعد را راستا و  سمت تعريف كرد. اما نه هر سمتى.هر راستا كه تعريف مى كنيم (و مى توان آن را به شكل يك پيكان نشان داد) بايد بر راستاى قبلى عمود باشد. مثلا اگر ما بگوييم بعد اول، با يك خط صاف طرف هستيم. خطى كه مى توان در آن حركت داشت. يك پيكان دو سو كه مثلا بر حسب جهات اختراعى ما به سمت چپ و راست مى باشد. اين خط را مى توان يك جهان فرض كرد.جهانى 1 بعدى. 1بعدى به معنى وجود يك توانايى حركت. قدرت حركت در يك راستا موجود است .جلو و عقب.

حالا وقتى بخواهيم به اين بعد اول بعد جديدى اضافه كنيم، اين بعد و راستاى جديد بايد حتما بر راستاى قبلى عمود باشد. دقيقا مثل محور مختصات. دنياى يك بعدى مثل محور x  است. وقتى مى خواهيم آن را دو بعدى كنيم به آن محور جديد بالا و پايين با نام اختصارى y اضافه مى كنيم.

اين صفحه كه قطر آن صفراست دنياى دو بعدى است.

(جالب: يك كشيش دانا سالها پيش رمانى به نام سطحستان نوشت كه يك چنين دنيايى را تجسم كرده كه در آن اشكال هندسى زندگى مى كنند. مثل مربع و مثلث و دايره. او بيشتر در اين كتاب به محدوديت هاى عصر خود اعتراض كرده بود. ولى روى اين دنياى خيالى و ساده مثال هاى جالبى زده بود كه در هر مثال بحث مهمى از هندسه چهار بعدى نهفته است. از آن به بعد اين بهترين راه براى تحقيق بر بعد چهارم شد. يعنى دانشمند دنياى دو بعدى را مثالى از دنياى ما قرار مى دهد و آنگاه دنياى سه بعدى را مثالى از بعد چهارم مى سازد. آنوقت عقايدش قابل فهم مى شوند. اين كتاب پايه گذارى مهم در اين مبحث به شمار مى رود. )

اگر بعد سومى را بخواهيم بر اين صفحه ى مختصات اضافه كنيم به فضا مى رسيم. براى اين كار راستاى جديدى را بر دو راستاى قبلى اضافه مى كنيم و آن را z  مى ناميم. در فضا هر جسمى توانايى حركت در سه بعد را دارد. به سادگى تمام. پس اگر موجودى ساكن اين دنيا باشد آن را سه بعدى خواهيم ناميد.

چهارمین بعد جايى است كه ديگر مغز ما با مشكلاتى در تصور كردن آن مواجه مى شود. شايد باور نكنيد كسانى كه توانايى تصور 4 بعد را داشته اند و شناخته شده اند شايد از انگشتان دست و پاى شما بيشتر نباشند.

حالا به اينجا مى رسيم كه آيا مى شود راستاى جديدى را بر 3 راستاى قبل عمود كرد؟ خوب فكر نمى كنم راهى بيابيد كه چهار چوب را بر هم عمود كنيد. مى دانيد چرا؟ چون ما در دنيايى سه بعدى قرار داريم. همانطور كه در يك صفحه مختصات نمى شود يك مكعب كشيد و بايد حتما اين صفحه را به فضا تبديل كرد، در دنياى ما هم نمى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. اما دنياى چهار بعدى دنيايى است كه در آن مى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. پس اين وسط بعد چهارم مى آيد وسط. ما توانايى حركت در بعد چهارم را نداريم چون سه بعدى هستيم.

 

                      

(بعد چهارم و فيزيك: بعضى دانشمندان بنام فيزيك براى كار بر روى نظريات خود به هندسه ى چهار بعدى نيازمند شدند. از آن رو كه مجبور بودند فضا و زمان را با هم پيوند بزنند. از اين رو زمان را راستايى بر جهان سه بعدى ما دانستند. اگر شنيديد بعد چهارم زمان است بدانيد گوينده اشتباهى لفظى كرده است. زمان بعد چهارم است. آن هم به قرارداد فيزيك دانانى كه با فضا زمان سر و كار دارند. اما بعد چهارم ممكن است هر چيزى باشد.در صورتى كه ما درك درستى از هندسه چهار بعدى داشته باشيم در نتيجه درك درستى از فضا زمان داريم. پس مى توانيم اصطلاحاتى مانند خميدگى فضا، فوق كره، آينده و گذشته، كند و تند شدن زمان و ... را بهتر بفهميم.)

                                

 

 

 

۱ نقطه را صفر بعدى مى خوانيم.

۲ نقطه يك خط يك بعدى را تشكيل مى دهد.

۴ خط يك مربع دو بعدى را تشكيل مى دهد.

۶ مربع يك مكعب سه بعدى را تشكيل مى دهد.

۸ مكعب يك فوق مكعب چهار بعدى را نشان مى دهد.

به نوعی می توان این گونه نیز تعبیر کرد

ساختار دو بعدى اى معروف به صليب كه از ۶ مربع تشكيل شده است. با بستن اين ساختار يك مكعب سه بعدى به دست مى آيد. بديهى است كه اين ساختار را نمى توان در جهان دو بعدى كاغذ بست. اين ساختار به مكعب باز شده هم معروف است. البته مكعب بعد از باز شدن مى تواند شكل هاى متفاوت ديگرى هم داشته باشد كه اين معروفترين آنهاست.                                         

                                             

يك ساختار سه بعدى متشكل از ۸ مكعب كه به صليب چهار پر معروف است. اين ساختار در واقع يك فوق مكعب باز شده است. با بستن آن مى توانيم از نو يك فوق مكعب داشته باشيم. ولى مسئله اين است كه اين ساختار در جهان چهار بعدى بسته مى شود.

یک تعریف از ب.4 این است که بگوییم :هر فضایی که شخص با حرکت در جهت عمود به فضای 3 بعدی به آن می رسد فضای چهار بعدی نامیده می شود.

 

 

پله اول : بعد صفر

 

یک نقطه را در داخل فضا تصور کنید.این نقطه یک 0.فوق مکعب است.یک نقطه تنها صفر بعدی است چون نه طول، نه عرض و نه ارتفاع دارد و بینهایت کوچک است.(خیلی به ایدهآل یک انسان در برابر خدا نزدیک شد ).تمام نقطه ها یک اندازه و یکسانند.به این خاطر که آنها بعد ندارند.در زیر تصویر یک نقطه را می بینید که بعد صفر را به ما نشان می دهد.

 

 

پله دوم : اولین بعد

 

این نقطه صفر بعدی را بگیرید و در هر جهتی که دلتان خواست به بیرون بکشید. با این کار یک پاره خط می سازید که همان 1.فوق مکعب است.همه پاره خط ها یک بعد دارند چون فقط در یک مقیاس با هم متفاوت هستند یعنی طول. همه عرض و ارتفاعی برابر دارند که بینهایت بار کوچک است.اگر یک خط را بینهایت بار بکشیم سر تا سر فضای یک بعدی را که در آن قرار دارد پوشش می دهد.

 

 

 

پله سوم : دومین بعد

 

حالا این پاره خط را بگیرید و از قالبش به هر جهتی که نسبت به جهت اول عمود باشد بکشید. یک مربع ساخته خواهد شد که 2.فوق مکعب نامیده می شود. هر مربع دو بعدی به این خاطر که باهم در دو مقیاس متفاوت هستند ، طول و عرض.همه آنها ارتفاع یکسان دارند که بی نهایت بار کوچک است. هر کدام از لبه های این مربع طول یکسان دارند و هر کدام از زوایای آن قائمه هستند.اگر بینهایت بار این مربع را پهن کنید سرتاسر فضای دو بعدی را می پوشاند.

 

 

پله چهارم : سومین بعد

 

این مربع متناهی را بگیرید و در جهتی که به دو جهت قبلی عمود باشد بکشید و با این کار یک مکعب بسازید که 3.فوق مکعب نامیده می شود.همه مکعب ها سه بعدی هستند به این خاطر که در هر یه مقیاس شناخته شده ما یعنی طول عرض و ارتفاع  با هم متفاوتند. درست مانند مربع ، تمام لبه های یک مکعب هم اندازه اند و همه زوایا قائمه هستند.اگر این مکعب را در تمام جهات گسترش دهیم  تمام فضای 3 بعدی را پوشش خواهیم داد.

 

 

پله پنجم : چهارمین بعد

 

 

 

و حالا آخرین مرحله ، یک مکعب محدود را بگیرید و باز هم آن را در جهتی دیگر که بر سه جهت اولیه عمود باشد بیرون بیاورید.

 

اما چگونه این کار ممکن می شود ؟

 

این کار در محدودیت های فضای سه بعدی امکان پذیر نیست ( فضایی که در این مقاله به آن فضای  حکومتی می گوییم ) اگر چه در فضای  چهار بعدی ( که آن را تترا اس پیس می نامیم) این کار امکان پذیر است . شکلی که بواسطه کشش مکعب به داخل تترا اس پیس به دست می آید را تسرکت (tesseract)می نامیم که همان 4.فوق مکعب است.هر تسرکت از لحاظ اندازه در چهار مقیاس با تسرکت های دیگر متفاوت است ( که در یک تسرکت واحد تمام آنها با هم برابر هستند.)

طول ، عرض ، ارتفاع و یک مقیاس چهارم که من آن را تترا طول (trength )می نامم.به مکعب های n بعدی قبلی نگاه کنید، همه آنها تترا طول یکسان و بینهایت کوچک دارند.همچنین درست مانند مکعب و مربع همه لبه ها در یک تسرکت دارای اندازه برابر هستند و همه زوایا قائمه است . اگر یک تسرکت را در همه جهات امتداد دهیم ، همه فضای چهار بعدی را خواهد پوشاند.

 

روش های گوناگونی برای نشان دادن تسرکت وجود دارد ، که سه تا از این روش ها را در زیر نشان داده میشود.اولین روش تصویر ساری به درون ( افکنش درونی ، تابش به داخل ) است و  با استفاده از تصوير پرسپکتيوى یک تسرکت به فضای حکومتی ( فضای 3 بعدی) ساخته می شود. قسمت هایی از تسرکت که دورتر است در تصویر داخلی به صورت کوچکتر ظاهر می شود.چهار چوب اصلی مکعب که قبل از گسترده شدن به تسرکت وجود داشت به رنگ خاکستری ، مسیر رئوس به رنگ سبز (گردن مرغابی) ، و مکان توقف چهار چوب مکعبی گسترده شده به رنگ آبی است.

 

نکته :تسرکت اصلی شبیه به شکلی که از روش تصویر سازی به درون بدست می آید، نیست  در واقع تصورسازی درونی تصویری کاملا تحریف شده از حقیقت یک تسرکت است.

هر کدام از لبه ها که شما در این شکل می بینید در واقع هم اندازه اند و تمام زوایای مابین لبه ها قائمه اند.

 

 

دومین روش برای نشان دان تسرکت باز هم یک تسرکت معمولی نیست و چیزی جز یک تصویر سازی موازی از یک تسرکت اریب نیست.برای ساختن همچین شکلی ابتدا یک چهار چوب مکعبی  را تصور کنید سپس چهارچوب مکعب بالائی را در جهتی قطری و به اندازه فاصله کوتاهی در فضای سه بعدی معمولی انتقال دهید .از آنجا که این انتقال موازی و در فضای حکومتی اتفاق می افتد ، در واقع می تواند در هر جهتی که بتوان به سمتش اشاره کرد این انتقال صورت گیرد.بس از انتقال ردی که لبه های تسرکت ایجاد می کند شکل مورد نظر ما را ایجاد میکند.نتیجه این کار شکلی است که دو مکعب با رئوس متصل به هم دارد.در شکل اصلی ، تمام لبه ها در داخل چهار چوب مکعبی اندازه برابر و با هم زاویه قائمه دارند.گرچه ، آنها با لبه های متصل کننده سبز رنگ زاویه قائمه ندارند و این لبه ها اندکی بلند تر از لبه های چهار چوب مکعبی است.

 

 

روش سوم  برای نشان دان یک تسرکت تصویر سازی موازی است .این روش مانند روش تسرکت مایل است با این تفاوت که دیگر انتقال چهار چوب مکعبی بالا وجود  ندارد. از آنچایی که لبه های تسرکت در جهتی که عمود بر فضای حکومتی باشد کشیده می شوند ، زمانی که شکل به داخل خود فضای حکومتی دوباره تصویر می شود لبه های مکعب آبی رنگ بر روی لبه های مکعب خاکستری تصویر می شوند(یعنی یک شکل را در جهتی عمود بر فضای 3 بعدی و دوباره در همان فضای 3بعدی تصویر کنیم) . نتیجه تصویر کردن یک مکعب ساده است.(خلاصه مثل انسان که n تا بعد داره ولی تصویرش همین موجود 3 بعدی زمینی است شاید مثلا بشه ا همین جور یه نظراتی هم راجع به دیدار جبرئیل و پیامبر داد البته فقط نظر).این موضوع در هنگام تصویر سازی درونی اتفاق نیفتاد چون در آنجا ما از اصول پرسپکتیو استفاده میکردیم).

 

 

 

 

آخرین گام از تلاش برای به تصویر کشیدن یک تسرکت مشکلات نمایش اشیاء  فضای چهار بعدی در فضایی که بر ما حکومت می کند با تمام محدودیت هایش نشان داده شد – در واقع یک جهت اضافی وجود دارد که ما قادر به نشان دادن آن بدون تحریف کردن حقیقت شکل اصلی نیستم، به همین دلیل مثال های زیادی برای شروع به درک طبیعت بعد چهارم نیاز است .

این تنها مقدمه ای برای درک این بعد بود هنوز مسائل و خواص ناگفته زیادی از این بعد باقی ماند مانند دوران ، صافی ، شناور سازی و ....

 

اگر این مطالب براتون جالب بود حتما کمک کنید تا ادامه اش بدیم .

 

 منبع:

 

http://tetraspace.alkaline.org/introduction.htm

 


ممنون از نظرات  شما عزیزان

اینم ادامه اش

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:23 | لینک  | 

در قرن نوزدهم دو رياضيدان بزرگ به نام «لباچفسكى» و «ريمان» دو نظام هندسى را صورت بندى كردند كه هندسه را از سيطره اقليدس خارج مى كرد. صورت بندى «اقليدس» از هندسه تا قرن نوزدهم پررونق ترين كالاى فكرى بود و پنداشته مى شد كه نظام اقليدس يگانه نظامى است كه امكان پذير است. اين نظام بى چون و چرا توصيفى درست از جهان انگاشته مى شد. هندسه اقليدسى مدلى براى ساختار نظريه هاى علمى بود و نيوتن و ديگر دانشمندان از آن پيروى مى كردند. هندسه اقليدسى بر پنج اصل موضوعه استوار است و قضاياى هندسه با توجه به اين پنج اصل اثبات مى شوند. اصل موضوعه پنجم اقليدس مى گويد: «به ازاى هر خط و نقطه اى خارج آن خط، يك خط و تنها يك خط به موازات آن خط مفروض مى تواند از آن نقطه عبور كند.» هندسه «لباچفسكى» و هندسه «ريمانى» اين اصل موضوعه پنجم را مورد ترديد قرار دادند. در هندسه «ريمانى» ممكن است خط صافى كه موازى خط مفروض باشد از نقطه مورد نظر عبور نكند و در هندسه «لباچفسكى» ممكن است بيش از يك خط از آن نقطه عبور كند. با اندكى تسامح مى توان گفت اين دو هندسه منحنى وار هستند. بدين معنا كه كوتاه ترين فاصله بين دو نقطه يك منحنى است.


هندسه اقليدسى فضايى را مفروض مى گيرد كه هيچ گونه خميدگى و انحنا ندارد. اما نظام هندسى لباچفسكى و ريمانى اين خميدگى را مفروض مى گيرند. (مانند سطح يك كره) همچنين در هندسه هاى نااقليدسى جمع زواياى مثلث برابر با ۱۸۰ درجه نيست. (در هندسه اقليدسى جمع زواياى مثلث برابر با ۱۸۰ درجه است.) ظهور اين هندسه هاى عجيب و غريب براى رياضيدانان جالب توجه بود اما اهميت آنها وقتى روشن شد كه نسبيت عام اينشتين توسط بيشتر فيزيكدانان به عنوان جايگزينى براى نظريه نيوتن از مكان، زمان و گرانش پذيرفته شد. چون صورت بندى نسبيت عام اينشتين مبتنى بر هندسه «ريمانى» است. در اين نظريه هندسه زمان و مكان به جاى آن كه صاف باشد منحنى است. نظريه نسبيت خاص اينشتين تمايز آشكارى ميان رياضيات محض و رياضيات كاربردى است. هندسه محض مطالعه سيستم هاى رياضى مختلف است كه به وسيله نظام هاى اصول موضوعه متفاوتى توصيف شده اند. برخى از آنها چندبعدى و يا حتى nبعدى هستند. اما هندسه محض انتزاعى است و هيچ ربطى با جهان مادى ندارد يعنى فقط به روابط مفاهيم رياضى با همديگر، بدون ارجاع به تجربه مى پردازد. هندسه كاربردى، كاربرد رياضيات در واقعيت است. هندسه كاربردى به وسيله تجربه فراگرفته مى شود و مفاهيم انتزاعى برحسب عناصرى تفسير مى شوند كه بازتاب جهان تجربه اند. نظريه نسبيت، تفسيرى منسجم از مفهوم حركت، زمان و مكان به ما مى دهد. اينشتين براى تبيين حركت نور از هندسه نااقليدسى استفاده كرد. بدين منظور هندسه «ريمانى» را برگزيد.

 

 

                                 

 

هندسه اقليدسى براى دستگاهى مشتمل بر خط هاى راست در يك صفحه طرح ريزى شده است اما در عالم واقع يك چنين خط هاى راستى وجود ندارد. اينشتين معتقد بود امور واقع هندسه ريمانى را اقتضا كرده اند. نور بر اثر ميدان هاى گرانشى خميده شده و به صورت منحنى در مى آيد يعنى سير نور مستقيم نيست بلكه به صورت منحنى ها و دايره هاى عظيمى است كه سطح كرات آنها را پديد آورده اند. نور به سبب ميدان هاى گرانشى كه بر اثر اجرام آسمانى پديد مى آيد خط سيرى منحنى دارد. براساس نسبيت عام نور در راستاى كوتاه ترين خطوط بين نقاط حركت مى كند اما گاهى اين خطوط منحنى هستند چون حضور ماده موجب انحنا در مكان - زمان مى شود.


در نظريه نسبيت عام گرانش يك نيرو نيست بلكه نامى است كه ما به اثر انحناى زمان _ مكان بر حركت اشيا اطلاق مى كنيم. آزمون هاى عملى ثابت كردند كه شالوده عالم نااقليدسى است و شايد نظريه نسبيت عام بهترين راهنمايى باشد كه ما با آن مى توانيم اشيا را مشاهده كنيم. اما مدافعين هندسه اقليدسى معتقد بودند كه به وسيله آزمايش نمى توان تصميم گرفت كه ساختار هندسى جهان اقليدسى است يا نااقليدسى. چون مى توان نيروهايى به سيستم مبتنى بر هندسه اقليدسى اضافه كرد به طورى كه شبيه اثرات ساختار نااقليدسى باشد. نيروهايى كه اندازه گيرى هاى ما از طول و زمان را چنان تغيير دهند كه پديده هايى سازگار با زمان - مكان خميده به وجود آيد. اين نظريه به «قراردادگرايى» مشهور است كه نخستين بار از طرف رياضيدان و فيزيكدان فرانسوى «هنرى پوانكاره» ابراز شد. اما نظريه هايى كه بدين طريق به دست مى آوريم ممكن است كاملاً جعلى و موقتى باشند. اما دلايل كافى براى رد آنها وجود دارد؟

 



منبع : روزنامه شرق
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 14:40 | لینک  | 

 

 

 

 

Software Name :
Fourier series
:نام نرم افزار
سری فوریه

 

 

Description :
:توضیحات

 

 

Download  

 

 


 
   
Software Name :
Numerical Integration
:نام نرم افزار
ا نتگرا لگيري عددی

 

 

Include :
:شامل

 

 

Download Brief Guide  

 


   
Software Name :
Differential Equations
:نام نرم افزار
معادلات دیفرانسیل

 

 

Includ :
:شامل

 

 

Download Brief Guide  

 

 

برگرفته از سایت http://www.geocities.com/science_serv/Softwares/

برای دریافت دیگر نرم افزارها میتوانید به این سایت مراجعه کنید.http://www.geocities.com/science_serv/Software01.htm

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:56 | لینک  | 

یه مطلبی براتون پیدا کردم که خیلی جالب بود گفتم بذارم واستون تا از دستش ندین.خودم خیلی خوشم اومده. بگذاريد بدون اطالهء کلام به اصل مطلب بپردازم.

 همه چيز با چند تا فرض شروع می شود:

 

1-  تمام موجودات و به تعبیری ممکنات را با اعداد نشان دهیم. به عبارت دیگر، اعداد نمادی از ممکنات و موجودات باشند.آنها را با x نشان می دهیم.


2-   عدم و نیستی را با صفر نمادگذاری می کنیم.


3-   خدا را با بینهایت نمادگذاری می کنیم.


 

  حال کسرهای 0/0 ، ∞/∞ ، x/0 ،0/x  ، ∞/0 ، 0/∞ ، x/∞ و ∞/x را تعبیر کنید. مثلاً نسبت ما در مقابل خداوند مثل 0=∞/x است که صفر می شود. از منظر ایمان به خدا معنای روشنی دارد. موجودات در مقابل خداوند هیچ (صفر) هستند. بقیه را خودتان تعبیر کنید. فقط برای یادآوری برخی از دوستان، مقدار کسرها را می نویسم:

 


0=∞/x


∞=x/∞


=0∞/0


∞0=/∞

0/x=0


∞=x/0


مبهم=0/0


مبهم=∞/∞

 

   فکر کنم تعابیر روشن هستند[1]. فقط نسبت عدم با عدم و نسبت خدا با خودش است که مبهم است!. جالبه نه؟!


  در این مطلب هیچ چیز را ادعا نکرده ام و قصد هیچگونه سخن حکیمانه و مطلب مناقشه برانگیزی هم ندارم. این را هم مانند مطلب قبل می توانید بخشی از تخیلات و حتی رؤیاهای من بدانید که زمانی در آن سنین دلم و فکرم را مشغول کرده بود (هر چند رؤیاها هم می توانند حاوی حقیقتی باشند!).

  همیشه صفر و بینهایت به هم ربط دارند. خیلی وقتها به شوخی می گوییم که برای حل یک معادله می توان طرفین را در صفر ضرب کرد. این سخن وراء شوخی ساده اش حاوی نکتهء عمیق تری است. در حقیقت می توان نشان داد که اگر کسرهای 0/0 و ∞/∞، مبهم نبودند همه چیز با همه چیز مساوی می شد!![2] جالب نیست؟ می خواهید جالب تر شود؟ کافیست تعبیر ایمانی آنها را با این جملهء اخیر من بیامیزید تا ببینید به چه نتایجی می رسید. می توان این سخن را به خیلی جاهای دیگر کشاند ولی آنرا به تخیل و اندیشهء خودتان وا می گذارم.

--------------------------------------------------------

[1]  تنها کسری که نیاوردم مربوط به نسبت موجودات به هم است. اگر آنها را  x1  و x2 بنامیم. x2/x1 فقط نشان می دهد که نسبت آنها محدود و معین است که چندان مورد ویژه ای نیست.


 

[2]  مثلاً از  0=0   => <=   a×0=b×0     با تقسیم طرفین بر 0 ، هر a با هر b برابر می شد. البته این خاصیت در ذات تعریف صفر است و آن ابهام با این خاصیت که حاصلضرب هر چیز در صفر، صفر می شود همراه است.

                                                                                                       منبع: نقطه ی صفر

                                                                                                       طاهره(دنیای علم)

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:57 | لینک  | 

جان نش ریاضیدان نابغه و برجستهٔ آمریکایی که در سنین جوانی به بیماری شیزوفرنی از نوع پارانویید مبتلا شد و بر اساس زندگی وی فیلمی به نام یک ذهن زیبا یا ذهنی زیبا نیز ساخته شده است. کار مهم او معرفی مفهومی است که بعدها به تعادل نش معروف شد. کارهای او در گسترش نظریهٔ بازی‌ها (از شاخه‌های ریاضیات نوین) بسیار موثر بوده است.

<جان نش> اكنون 78 ساله و يكي از معروف‌ترين اساتيد رياضيات در دانشگاه پرينستون است. البته همان 70 سال پيش هم، اطرافيان و به‌خصوص خانواده‌اش مي‌دانستند كه آينده درخشاني پيش روي اوست. <نش> در 20 سالگي مدرك ليسانس و فوق ليسانس را يكجا اخذ كرد و 2 سال بعد هم، در 22 سالگي، به درجه دكترا نايل شد. او به معناي واقعي كلمه يك نابغه رياضي بود و تئوري‌هاي مهم و بحث‌انگيزي در حوزه رياضيات و اقتصاد وضع كرد كه برايش جوايز متعددي به همراه داشت.
او در سال 1994، به جايزه نوبل اقتصاد نيز دست پيدا كرد. اما آنچه از <جان نش> چهره‌‌اي ممتاز و مورد توجه ساخته است، نه نبوغ رياضي، كه استقامت او در مبارزه با بيماري اسكيزوفرني است.
خودش در يادداشتي براي پايگاه اينترنتي بنياد نوبل مي‌نويسد:<از كودكي تمايل داشتم كه كارهايم را تنهايي انجام بدهم. گوشه‌گير بودم و دوست نداشتم كه با همكلاسي‌هايم بجوشم. فكر مي‌كردم كارهاي‌شان، تفريحات‌شان، همه و همه يك جور وقت تلف كردن است. در 31 سالگي هنوز هم گوشه‌گير بودم. همسرم باردار بود و من در دانشگاه تدريس مي‌كردم. همه چيز روبراه بود تا اينكه كم‌كم سر و كله آن فكرهاي عجيب و غريب و آن صداهاي لعنتي پيدا شد.>
<جان نش> صداهايي غيرواقعي را مي‌شنيد كه او را از خطراتي موهوم حذر مي‌دادند و وادارش مي‌كردند كارهايي برخلاف خواسته‌اش انجام بدهد. رفته رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و زندگي‌اش در آستانه فروپاشي قرار گرفت. همسرش او را ترك كرد، كرسي استادي خود را در دانشگاه از دست داد و بالاخره در بيمارستان بستري شد.
پزشكان بيماري‌اش را نوعي <اسكيزوفرني هذياني> تشخيص دادند كه با افسرگي خفيف و كاهش اعتماد به نفس همراه شده بود.
<نش> در ابتدا از خود سرسختي و مقاومت نشان مي‌داد و سعي مي‌كرد با هر ترفندي شده از بيمارستان و حتي از نظارت مستقيم روانپزشك، فرار كند. اما با شدت گرفتن بيماري، كم‌كم به درمان تن داد. سواي درمان، آنچه بيش از همه به <نش> كمك كرد، تلاش آگاهانه‌اي بود كه او از خود نشان داد.
او با تمام توان سعي كرد تا محتواي ذهني بيمار خود را ذره ذره اصلاح كند. اين فرآيند جبراني، چيزي نزديك به 25 سال از بهترين سال‌هاي عمر او را گرفت اما اميد و اراده‌اي كه او از خود نشان داد، كار خودش را كرد و رياضيدان نابغه بالاخره از بند بيماري نجات پيدا كرد.
خودش اين طور مي‌نويسد: <به مرور زمان سعي كردم بخش بيمار ذهن خودم را شناسايي و پاك كنم. سعي كردم رفته رفته ذهنيت عالمانه‌اي را كه از قبل داشتم، بازسازي كنم. اين كار خيلي طول كشيد، خيلي چيزها را از من گرفت اما فكر مي‌كنم الان ديگر بخش اعظم آن هذيان‌ها و آن توهمات را دور ريخته‌ام. اينكه در اين سن و سال هنوز مي‌توانم يك رياضيدان و تئوريسين فعال باشم، به اين معني است كه من در مبارزه با بيماري‌ام موفق شده‌ام.>
علاوه بر كتاب‌هاي مختلفي كه در باره زندگي عبرت‌آموز و اميدبخش <جان نش> نوشته شده، 2 فيلم نيز بر همين اساس توليد شده است. يكي فيلم آشناي <ذهن زيبا> كه با بازي راسل كرو و كارگرداني ران هوارد توليد شده و از واقعيت زندگي و بيماري جان نش خيلي فاصله دارد؛ و ديگري فيلم مستند <جنون درخشان> كه نگاه دقيق‌تر و وفادارتري به زندگي او داشته است.
نش داراي 2 فرزند پسر است. فرزند اولش كه درست همزمان با شروع بيماري پدر به دنيا آمد، رياضيدان است و از بد حادثه، درست مانند پدر، به بيماري اسكيزوفرني هذياني مبتلاست. او نيز سال‌هاست كه تحت نظارت و درمان پزشكان قرار دارد.

مي گويند مرز بين نبوغ و جنون به باريكي يك تار مو است. در يك ذهن زيبا ما با نابغه اي روبرو هستيم كه از اين مرز عبور كرده است.
يك ذهن زيبا فيلم بسيار خوش ساختي است. يك كار بياد ماندني از "رون هاوارد". فيلم داستان زندگي جان نش (راسل كرو) برنده جايزه نوبل اقتصاد در 1994 است نابغه اي كه مبتلا اسكيزوفرني است.

نابغه اي كه در دنيايي غير از دنياي ما زندگي مي كند شايد نبوغ بيش از حد او را به اين ورطه انداخته است. زماني كه فيلم را مي بينيم ناخود آگاه اين پرسش براي ما مطرح مي شود كه آيا هر يك از شخصيت هاي ساخته ذهن جان نش جوابي به يك نياز بيروني براي او نبوده است؟

 

http://reyazipooya.persianblog.com/

http://www.govashir.com

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 15:50 | لینک  | 

خرداد و زنده یاد دکتر علی شریعتی

خرداد ماه برای ایرانیان ماه پررویداد و پرخاطره ای بوده است.
دست کم اینکه ماه امتحان های نهایی و اینکه بعد از امتحان بر می گشتیم خانه. چه خاطراتی.
و یک بار هم بواسطه درگذشت آیت اله خمینی رهبر انقلاب یک هفته تعطیل شدیم.

 دوم خرداد هم سالروز دوم خرداد است !! روزی که ایرانیان یک صدا یک چیزی را نخواستند و یک چیز دیگری را خواستند  سوم خرداد هم برای همه ایرانیان یک روز بیاد ماندنی است. حتی برای کسانی که از جنگ ثانیه به ثانیه انتقاد داشتند. اما بازپس گیری خرمشهر چیزی نیست که بتوان آن را ساده فراموش کرد. یا کوچک شمرد.

درگذشت معلم شهید استاد دکتر علی شریعتی نیز در همین ماه پر حادثه رخ داده است.
۲۹ خرداد سالروز در گذشت مردی است از سرزمین خراسان ؛ از دیار عرفای نامدار چون ابو سعید ابولخیر ؛ ملا هادی سبزواریدکتر علی شریعتی و جامی.

گرچه انتقادهای تند و تیزی بر شریعتی وارد می شود اما شریعتی همچنان محبوب قلبهای بسیاری است.
بسیاری پیدایش انقلاب اسلامی و روی کار امدن حکومت دینی در ایران را نتیجه افکار و اندیشه های او در زمینه ایدئولوژیک کردن مذهب و نقش آن در جامعه میدانند. و معتقدند چنین اندیشهایی بود که به روحانیون مجال قدرت ، بدون پاسخگویی را داد.

 

برخی از مخالفان شریعتی (بویژه مذهبیون ) نیز معتقد هستن که شریعتی اسلام شناس نبوده و وی را به واسطه نگرش های جامعه شناختی اش در حیطه مذهب و مقابله با فقه سنتی ، سرزنش می کنند.

 کتابهای عرفانی وی که خودش آنها را کویریات می نامید متنی عاشقانه و عارفانه دارند و حال و هوای عرفای نامدار خراسان را در شهر های حاشیه کویر تداعی می کنند. یاد جامی ها و یاد ابو سعید های خراسان را.

 

دکتر شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان متولد شد. شریعتی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته دکترای جامعه شناسی به ‌فرانسه رفت. شریعتی در سال ۱۳۴۳ به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به فعالیت کرد. دکتر شریعتی در سال ۱۳۴۸ به‌ حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از دکتر شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله‌تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده‌است. علی شریعتی روز ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ درگذشت. آرامگاه وی در سوریه است.

نگاهی به زندگی دکتر علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی(همسردکتر)


در فاصله سال‌های تدریسش، سخنرانی‌هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می‌کرد، از قبیل دانشگاه آریامهر (صنعتی‌شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی‌تکنیک‌تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت‌ها سبب شد که مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس‌های وی که در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند.سال شمار زندگی دکتر : ۱۳۱۲: تولد ۲ آذر ماه ۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین» ۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد» ۱۳۲۷: عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی ۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد ۱۳۳۱: اشتغال در ادارهٔ فرهنگ به عنوان آموزگار. شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه و دستگیری کوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان. ۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی ۱۳۳۳: گرفتن دیپلم کامل ادبی ۱۳۳۵: ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر غفاری ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت ۱۳۳۷: فارق‌التحصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول ۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس دولتی ۱۳۴۰: همکاری با کنفدراسیون‌ دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران آزاد ۱۳۴۲: اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس‌های جامعه‌شناسی ۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز ۱۳۴۵: استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد ۱۳۴۷: آغاز سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد ۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی ۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد ۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.

 

 

 

آثار دکتر شریعتی

عمده آثار وی در قالب سخنرانی و تعداد کمی نیز نوشته‌هایی است از وی بر جا مانده‌است.

سخنرانیها:

  • اسلام شناسی
  • حسین وارث ادم
  • علی تنهاست
  • علی اسطوره تاریخ
  • مذهب علیه مذهب
  • شیعه علوی، شیعه صفوی
  • نیایش

با کاروان هله نوشته‌ها:

  • هبوط
  • کویر
  • گفتگوهای تنهایی
  • مذهب علیه مذهب
  • میعاد با ابراهیم
  • فاطمه فاطمه‌است
  • ابوذر

صفحه شریعتی در ویکی پدیا

من و باورهایم

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 15:33 | لینک  | 

 

بسیاری از پدیده ها در دنیا خاصیت بازگشت به میانگین (Mean Reversion) دارند یعنی اگر رفتارشان را در طول زمان تماشا کنیم می بینیم که انگار وقتی از میانگین فاصله می گیرند تمایل دارند که دوباره به سمت میانگین باز گردند و لذا در بلندمدت حول یک خط نوسان می کنند. از این مفهوم در بازار دارایی زیاد استفاده می شود. وقتی قیمت دارایی ها که در بازار به این شکل رفتار می کند خیلی زیاد یا کم می شود احتمال این که دوباره به میانگین قیمت های قبلی برگردد بالاتر می رود. انگار فنری به متغیر وصل است که هر چه بیشتر از میانگینش دور می شود بیشتر او را می کشد. ( درست مثل توزیع نرمال در آمار)

این ماجرا در زندگی روزمره هم فراوان است. حدس من این است که این حس گنگ که خیلی از ما نسبت به خوشی زیاد داریم و نگران هستیم که اگر خیلی شاد باشیم حتما به زودی اتفاق بدی خواهد افتاد ناشی از همین تجربه است. ما به تجربه فهمیده ایم که میزان لذت هر کس در زندگی میانگین مشخصی دارد و لذا وقتی برای مدتی خیلی زیاد شاد هستیم می فهمیم که الان باید منتظر این باشیم که اتفاقات بدی بیفتد تا خوشی ما را حول میانگین نگاه دارد.

حالا جالب است که همین خاصیت بازگشت به میانگین می تواند باعث خطاهای جالبی در تحلیل نتایج یک کار شود. مثلا یک لیگ فوتبال را در نظر بگیرید. به تجربه می دانیم که احتمال این که یک تیم همه بازی هایش را ببازد یا همه بازی هایش را ببرد خیلی زیاد نیست و تیم های کمی این بلا سرشان می آید (معادلش یک دانش آموز معمولی را تصور کنید که معدل حول و حوش 16 دارد و احتمال خیلی کمی دارد که همه امتحان هایش را بیست یا صفر شود.) حالا فرض کنید یک تیم متوسط به بالای فوتبال 5 بازی اول از مثلا 10 بازی خودش را باخته است (یا دانش آموز چند امتحان اولش را حسابی خراب کرده است). احتمالا مدیران باشگاه با ملاحظه چنین اتفاقی عصبانی می شوند و مربی را تغییر می دهند. درست بعد از تغییر مربی تیم دو یا سه مسابقه را می برد و لذا طرف داران تعویض مربی استدلال می کنند که دیدید گفتیم این مربی خیلی به تر از آن یکی است!

در واقع ماجرا لزوما این طور نیست. حتی اگر مربی هم عوض نمی شد با احتمال زیادی این تیم این سه بازی (یا یکی دو تا از آن ها) را می برد. چرا؟ جوابش خیلی سخت نیست. چون اگر آن بازی ها را هم ببازد آن وقت میانگین بردش به صفر نزدیک می شود و این احتمالا برای یک تیم متوسط به بالا خیلی خیلی بعید است (در واقع احتمال این که یک تیم معمولی به طور پیوسته هشت بازی خودش را ببازد بسیار ناچیز است). از تئوری بازگشت به میانگین می دانیم که وقتی وزن یک طرف میانگین زیاد شد احتمال وقوع طرف دیگر باید خیلی بالا برود تا رفتار حول میانگین حفظ شود.

حامد قدوسی

یک لیوان چای داغ

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 14:57 | لینک  | 




تصویر




واژه‌ای است که در زمینه‌های متعدد و رشته‌های گوناگون از قبیل فلسفه ، جامعه‌شناسی ، معماری و شهرسازی بطور وسیع استفاده می‌شود. لیکن تکثّر کاربرد واژه فضا به معنی برداشت یکسان از این مفهوم در تمام زمینه‌های فوق نیست، بلکه تعریف فضا از دیدگاههای مختلف قابل بررسی است.

مطالعات نشان می‌دهد با وجود درک مشترکی که به نظر می‌رسد از این واژه وجود دارد، تقریباً توافق مطلقی در مورد تعریف فضا در مباحث علمی به چشم نمی‌خورد و این واژه از تعدد معنایی نسبتاً بالایی برخوردار است و تعریف مشخص و جامعی وجود ندارد که دربرگیرنده تمامی جنبه‌های این مفهوم باشد. فضا یک مقوله بسیار عام است. فضا تمام جهان هستی را پر می‌کند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده‌ است و ... .
فضا ماهیتی جیوه مانند دارد که چون نهری سیال ، تسخیر و تعریف آن را مشکل می‌نماید. اگر قفس آن به اندازه کافی محکم نباشد، به راحتی به بیرون رسوخ می‎کند و ناپدید می‌شود. فضا می‌تواند چنان نازک و وسیع به نظر آید که احساس وجود بعد از بین برود (برای مثال در دشتهای وسیع ، فضا کاملاً بدون بعد به نظر می‌رسد) و یا چنان مملو از وجود سه بعدی باشد که به هر چیزی در حیطه خود مفهومی خاص بخشد.

با اینکه تعریف دقیق و مشخص فضا دشوار و حتی ناممکن است، ولی فضا قابل اندازه‌گیری است. مثلاً می‌گوییم هنوز فضای کافی موجود است یا این فضا پر است. نزدیکترین تعریف این است که فضا را خلأی در نظر بگیریم که می‌تواند شیء را در خود جای دهد و یا از چیزی آکنده شود. نکته دیگری که در مورد تعریف فضا باید خاطر نشان کرد، این است که همواره بر اساس یک نسبت که چیزی از پیش تعیین شده و ثابت نیست، ارتباطی میان ناظر و فضا وجود دارد. بطوری‌ که موقعیت مکانی شخص ، فضا را تعریف می‌کند و فضا بنا به نقطه دید وی به صورتهای مختلف قابل ادراک می‌باشد.

سیر تحول تاریخی مفهوم فضا

فضا مفهومی است که از دیرباز توسط بسیاری از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی بر اساس رویکردهای اجتماعی و فرهنگی رایج ، به شیوه‎های گوناگون تعریف شده است. مصریها و هندیها با اینکه نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ مرز مشخصی بین فضای درونی تصور (واقعیت ذهنی) با فضای برونی (واقعیت عینی) وجود ندارد. در واقع فضای درونی و ذهنی رویاها ، اساطیر و افسانه‌ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود.

آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می‌کند، جنبه ساختی و نظام یافته فضاست، ولی این فضای نظام یافته مربوط به نوعی صورت اساطیری است که برخاسته از تخیل آفریننده‌ می‌باشد. در زبان یونانیان باستان ، واژه‌ای برای فضا وجود نداشت. آنها بجای فضا از لفظ مابین استفاده می‌کردند. فیلسوفان یونان فضا را شیء بازتاب می‌خواندند.


  • افلاطون مسئله را بیشتر از دیدگاه تیمائوس (Timaeus) بررسی کرد و از هندسه به عنوان علم الفضاء برداشت نمود، ولی آن را به ارسطو واگذاشت تا تئوری فضا (توپوز) را کامل کند.

  • از نظر ارسطو فضا مجموعه‌ای از مکانهاست. او فضا را به عنوان ظرف تمام اشیاء توصیف می‌نماید. ارسطو فضا را با ظرف قیاس می‌کند و آن را جایی خالی می‌داند که بایستی پیرامون آن بسته باشد تا بتواند وجود داشته باشد و در نتیجه برای آن نهایتی وجود دارد. در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود.

  • لوکریتوس (Lucretius) نیز با اتکاء به نظریات ارسطو ، از فضا با عنوان خلاء یاد نمود. او می‌گوید: همه کائنات بر دو چیز مبتنی است: اجرام و خلاء، که این اجرام در خلاء مکانی مخصوص به خود را دارا بوده و در آن در حرکت‌اند. در یونان و بطور کلی در عهد باستان دو نوع تعریف برای فضا مبتنی بر دو گرایش فکری قابل بررسی است:

تعریف افلاطونی که فضا را همانند یک هستی ثابت و از بین نرفتنی می‌بیند که هرچه بوجود آید، داخل این فضا جای دارد. تعریف ارسطویی که فضا را به عنوان Topos یا مکان بیان می‌کند و آن را جزئی از فضای کلی‌تر می‌داند که محدوده آن با محدوده حجمی که آن را در خود جای داده است، تطابق دارد. تعریف افلاطون موفقیت بیشتری از تعریف ارسطو در طول تاریخ پیدا کرد و در دوره رنسانس با تعاریف نیوتن تکمیل شد و به مفهوم فضای سه‌بعدی و مطلق و متشکل از زمان و کالبدهایی که آن را پر می‌کنند، درآمد.
  • جیوردانو برونو (Giordano Bruno): در قرن شانزدهم با استناد به نظریه کپرنیک ، نظریه‌هایی در مقابل نظریه ارسطو عنوان کرد. به عقیده او فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد (جداره‌ها) ، درک می‎شود و به فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می‌گردد. فضا مجموعه‌ای است از روابط میان اشیاء و آنگونه که ارسطو بیان داشته است، حتماً نمی‎بایست که از همه سمت محصور و همواره نهایتی داشته باشد.

    در اواخر قرون وسطی و رنسانس ، مجدداً مفهوم فضا بر اساس اصول اقلیدسی شکل گرفت. در عالم هنر ، جیوتو نقش مهمی را در تحول مفهوم فضا ایفا کرد، بطوری‌که او با کاربرد پرسپکتیو بر مبنای فضای اقلیدسی ، شیوه جدیدی برای سازمان‎ دهی و ارائه فضا ایجاد کرد.

دوره رنسانس

با ظهور دوره رنسانس ، فضای سه ‌بعدی به عنوان تابعی از پرسپکتیو خطی معرفی گردید که باعث تقویت برخی از مفاهیم فضایی قرون وسطی و حذف برخی دیگر شد. پیروزی این شکل جدید از بیان فضا باعث توجه به وجود اختلاف بین جهان بصری و میدان بصری و بدین ترتیب تمایز بین آنچه بشر از وجود آن آگاه است و آنچه می‌بیند، شد.

در قرون هفدهم و هجدهم ، تجربه‌گرایی باروک و رنسانس ، مفهوم پویاتری از فضا را بوجود آورد که بسیار پیچیده‌تر و سازماندهی آن مشکلتر بود. بعد از رنسانس به تدریج مفاهیم متافیزیکی فضا از مفاهیم مکانی و فیزیکی آن جدا و بیشتر به جنبه‌های متافیزیکی آن توجه شد، ولی برعکس در زمینه‌های علمی ، مفهوم مکانی فضا پر رنگتر گشت.

نظریه دکارت

دکارت از تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن هفدهم ، در حدفاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک ‌سو و اعتلای فلسفه اروپا از سویی دیگر ، می‌باشد. در نظریات او بر خصوصیت متافیزیکی فضا تأکید شده‌است، ولی در عین حال او با تأکید بر فیزیک و مکانیک ، اصل سیستم مختصات راست ‌گوشه (دکارتی) را برای قابل شناسایی کردن فاصله‌ها بکار برد که نمودی از فرضیه مهم اقلیدس درباره فضا بود. در روش دکارتی همه سطوح از ارزش یکسانی برخوردارند و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی مطرح می‌شوند. تا پیش از دکارت ، فضا تنها اهمیت و بعد کیفی داشت و مکان اجسام به کمک اعداد بیان نمی‌شد. نقش عمده او دادن بعد کمی به فضا و مکان بود

نظریات لایب‌نیتز و نیوتن

لایب‌نیتز از طرفداران نظریه فضای نسبی بود و اعتقاد داشت، فضا صرفاً نوعی سیستم است که از روابط میان چیزهای بدون حجم و ذهنی تشکیل می‌شود. او فضا را به عنوان نظام اشیای همزیست یا نظام وجود برای تمام اشیایی که همزمان‌ هستند، می‌دید. بر خلاف لایب‎نیتز ، نیوتن به فضایی متشکل از نقاط و زمانی متشکل از لحظات باور داشت که وجود این فضا و زمان مستقل از اجسام و حوادثی بود که در آنها قرار می‌گرفتند.

در اصل ، او قائل به مطلق بودن فضا و زمان (نظریه فضای مطلق) بود. به عقیده نیوتن فضا و زمان اشیایی واقعی و ظرفهایی به گسترش نامتناهی هستند. درون آنها کل توالی رویدادهای طبیعی در جهان ، جایگاهی تعریف شده می‌یابند. بدین ترتیب حرکت یا سکون اشیاء در واقع به وقوع می‌پیوندد و به رابطه آنها با تغییرات دیگر اجسام مربوط نمی‌شود.

 


نظریه کانت

1800 سال بعد از ارسطو ، کانت فضا را به عنوان جنبه‌ای از درک انسانی و متمایز و مستقل از ماده ، مورد توجه قرار داد. او جنبه‌های مطلق فضا و زمان در نظریه نیوتن را از مرحله دنیای خارجی تا ذهن انسان گسترش داد و نظریات فلسفی خود را بر اساس آنها پایه‌گذاری کرد. به عقیده کانت ، فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی هستند که دقیقاً در ذهن انسان و در ساختار فکری او جای دارند و از ارگانهای ادراک محسوب می‌شوند و نمی‌توانند قائم به ذات باشند.

فضا مفهومی تجربی و حاصل تجارب بدست آمده در دنیای بیرونی نیست. می‌توانیم صرفاً فضا را از دیدگاه انسان تعریف کنیم. فرای وضعیت ذهنی ما ، باز نمودهای فضا به هر شکلی که باشد، معنایی ندارد، چون که نه نشانگر هیچ یک از ویژگیها و مقادیر فضاست و نه نشانی از آنها در رابطه‌شان با یکدیگر. بدین ترتیب و با این دیدگاه آن چه ما اشیای خارجی می‌نامیم، هیچ چیز دیگری جز نمودهای صرف احساسهای ما نیستند که شکلشان فضاست.

دیدگاه هگل

هگل به حقیقت فضا و زمان معتقد نبود. در نظر او زمان صرفاً توهمی است که ناشی از عدم توانایی ما در دیدن کل است. در فلسفه برگسون نیز فضا به عنوان مشخصه ماده از قطع جریانی برمی‌خیزد که حقیقت است. برعکس زمان خصوصیت اساسی زندگی یا ذهن است. به عقیده او زمان ، زمان ریاضی نیست، بلکه تجمع همگن لحظات است و زمان ریاضی در واقع شکلی از فضاست.



img/daneshnameh_up/5/5e/origins.jpg




فضا در فیزیک

تعریف فضا در فیزیک مورد اختلاف است. عقاید متنوعی که برای تعریف فضا استفاده شده‌اند شامل موارد ذیل می‌باشند:
  • ساختاری که با یک مجموعه از "ارتباطات فاصله‌ای" بین اشیاء تعریف شده است.

  • یک مانیفولد که بوسیله یک سیستم مختصات (جایی که یک شیئ می‌تواند قرار گیرد( تعریف شده باشد.
  • یک نهاد که تمام اشیاء موجود در جهان را از تماس با یکدیگر باز می‌دارد.

در فیزیک کلاسیک ، فضا یک فضای اقلیدسی سه بعدی است، جایی که هر موقعیتی با استفاده از سه مختصات توصیف می‌شود. فیزیک نسبیت از فضا-زمان بجای فضا استفاده می‌نماید، فضا-زمان به صورت یک مانیفولد چهار بعدی مدل شده است. سوالات فلسفی درباره فضا شامل:

آیا فضا مطلق یا بصورت خالص نسبیتی است؟ آیا فضا یک هندسه صحیح دارد یا اینکه هندسه فضایی فقط یک قرار داد است؟ شخصیتهای برجسته تاریخی مثل آیزاک نیوتن (Isaac Newton) (فضا مطلق است) ، لایب نیتز Gottfried Leibniz (فضا نسبیتی است) و هنری پوآنکاره (Henri Poincare) (هندسه فاصله‌ای یک قرار داد است)، از سردمداران این منازعه می‌باشند. فضا بخشهای نسبتا خالی کیهان است، بیرون از اتمسفر سیارات. گاهی به نام "فضای خارجی" نامیده می‌شود تا از فضای هوایی مکانهای خاکی تمیز داده شود.



از آنجائی که اتمسفر زمین هیچ سراشیبی یا بریدگی ناگهانی ندارد، بلکه بصورت تدریجی با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود، هیچ مرز مشخصی بین فضا و اتمسفر وجود ندارد. در زمین ، به افرادی که بالاتر از ارتفاع 80 کیلومتری (50 مایل) سفر می‌کنند، فضانورد می‌گویند. ارتفاع 120 کیلومتری (400،000 فوت یا 75 مایل) مرزی را تعیین می‌کند که اثرات اتمسفر در هنگام بازگشت قابل توجه می‌شوند. همچنین غالبا ارتفاع 100 کیلومتری (یا 62 مایلی) برای مرز بین اتمسفر و فضا استفاده می‌شود.

 


 برگرفته از سایت دانشنامه رشد

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 23:6 | لینک  | 

 
 
تصویر واقعی از یک شمش یک کیلو گرمیاحتمالا تبلیغ جوایز حسابهای قرص الحسنه یکی از بانکها را در آن زوج جوانی از یک طلا فروش درباره قیمت شمش یک کیلویی سوال میکنند را در سیمای ملی دیده اید.نکته جالبی که در تبلیغات پانصد شمش طلای این بانک وجود دارد این است که تصاویر گرافیکی شمشهای نمایش داده در اندازه شمش یک کیلویی نیستند و به نظر می رسد که یا کارگردان آگهی فوق تا به حال شمش یک کیلویی ندیده یا آنکه قصد بزرگنمایی جوایز بانک فوق را داشته است. در آگهی بانک دیگری صدها سفر مذهبی (همراه با نمایشی از امکان مقدس مذهبی ) به عنوان جوایز حسابهای قرص الحسنه بانک فوق یاد می شود و در آگهی بانک دیگری از آسمان اتومبیل می بارد!
سالهاست که بانکهای ایرانی بیشتری بودجه تبلیغاتی خود را (که مبلغ بسیار بالایی نیز هست ) صرف آگهی جوایز قرعه کشی حسابهای قرص الحسنه خود میکنند. در حالیکه این روش  دیگر در بسیاری از کشور ها منسوخ شده است. این روزها در تبلیغات بانکهای ایرانی افتتاح حساب قرض الحسنه یک کار بسیار نیک و خدا پسندانه معرفی می شود و به نوعی مردم دعوت به شرکت در این کار نیک می شوند، اما اگر براستی قرض الحسنه خوب است چرا بانکها خود چنین نمی کنند و چرا آنها به عنوان کاری خداپسندانه به مردم قرض (وام) از نوع حسنه نمیدهند؟
در کشور ما افتتاح حساب قرض الحسنه هیچگونه سودی برای کسی که آنرا باز و پول خود را به این حساب واریز میکند ندارد و حتی براساس آنچه که اشاره خواهد شد حتی وی ضرر هم خواهد کرد. بانکهای ایرانی با وعده جایزه ، سکه ، طلا ،اتومبیل و سفرهای مذهبی که طرفداران زیادی در جامعه مذهبی ایران دارد تلاش دارند که انگیزه ای برای افتتاح یا وازیر پول بیشتر به حسابهای قرض الحسنه ایجاد کنند. این کار شاید اشکال قانونی نداشته باشد اما وقتی خوب دقت میکنیم اینکار نوعی دعوت مردم به امتحال شانس و یک جور لاتاری بانکی است. صحبت از سکه ها و شمش های طلا و امید یک شبه پولدرا شدن مرا به یاد تبلیغات و پرزنتهای شرکتهای تجارت هرمی یا Network Marketing می اندازد. آنجا نیز با خرید یا به اصلاح سرمایه گذاری به نوعی فرصتی را برای شانس پولدار شدن تجربه میکنید. احتمالا بسیاری خواهند گفت که حسابهای قرض الحسنه با مثلا لاتاری یا محصولات شرکتهای تجارت هرمی بسیار فرق میکند و احتمالا دلیل ایشان این هست که در اینجا پول مردم حفظ می شود و مانند لاتاری از بین نمی رود یا مانند شرکتهای تجارت هرمی محصولی گرانتر از آنچه که هست خریداری نمی شود. اما با نگاهی به نرخ تورم در کشور متوجه می شویم که در حقیقت دارندگان حسابهای قرض الحسنه ضرر قابل توجهی میکنند. در کشور ما نرخ تورم بطور متوسط حدود 15 درصد است و البته بسیاری معتقدند که نرخ تورم بسیار بالاتر از نرخ اشاره شده است اما اجازه دهید بصورت پیش فرض همان رقم 15 درصد را در نظر بگیریم. با این حساب اگر شما یک میلیون تومان در ابتدای سال در حساب قرض الحسنه خود داشته باشید در آخر سال بدلیل تورم قدرت خرید شما با همان مبلغ یک میلیون تومان بطور متوسط 15 درصد کاهش یافته است و برابر 85 هزار تومان شده است و به روایت دیگر شما 150 هزار تومان ضرر کرده اید. این در حالی است که اگر شما در ابتدای سال 85 پول خرید یک خانه را حساب قرض الحسنه خود داشته باشید در آخر همان سال شما نزدیک به 40% از توان خرید خود برای خرید مسکن را از دست داده اید. شاید بسیاری از مردم مبلغ یک میلیون تومان در حساب قرض الحسنه خود نداشته باشند اما با کمی تحقیق و ارزیابی میتواند میلیاردها تومان پول مردم را در حسابهای قرض الحسنه بانکها در نظر بگیرید که هر سال 15% از قدرت آن برای دارندگان حساب کاسته میشود و این در حالی است که بانکها با سرمایه گذاری این حسابها مثلا در بخشهایی همچون مسکن و نه تنها از تورم  سود می برند بلکه درصدی  هم به عنوان سود سرمایه گذاری برداشت خواهند کرد که دیگر دارندگان حسابهای این بانکها در آن شریک نیستند.
 
برگرفته از وبلاگ علیرضا شیرازی(مدیر سایتهای پارسیک و بلاگفا)
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:55 | لینک  | 

فراکتال اژدها یا پارک ژوراسیک

نوشته: روزبه ابرازی

برگرفته از وبلاگ ریاضی کاربردی

افلاطون گفت :«خدا هندسه دان است .» ژاکوبی این جمله را چنین تغییر داد : «خدا حساب دان است .» سپس کرونکر آمد و این سخن به یاد ماندنی را باب کرد: « خدا عدد های طبیعی را آفرید ، مابقی کار انسان است »فلیکس کلاین

اول یک تکه کاغذ 30x2cm تهیه کنید حالا این نوار کاغذی را به موازات عرض و هر بار از وسط 4 بار تا بزنید به طوری که تمام خط های تا به موازات عرض قرار بگیرد .حالا شروع کنید به باز کردن کاغذ از روی خط های تا اما دقت کنید زاویه های ایجاد شده روی هر یک از خط های تا 90 درجه باشد به عبارت دیگر دو لبه ی هر خط  تا با هم زاویه 90 درجه بسازند یعنی یه چیزی شبیه به تصویر پایین: 

 

حالا این شکل چیه ؟ این کجاش شبیه یک شکل فراکتالی زیباست ! صبر کنید "همیشه اشکال فراکتالی در مراحل اولیه کلید های کمی از ساختار ریاضیاتی زیبای خود ارائه می دهند" نوار کاغذی ما بعد از باز شدن از کنار مانند تصویر زیر است:

 

شکل(1)

ما نمی تونیم بیش از 8 تا به کاغذ بزنیم بعد هم تمام زوایا را بصورت 90 درجه در بیاوریم پس برای ادامه راه از همون موجود کودنی که در مقابل هوش سرشار شما قرار گرفته استفاده می کنیم یعنی اینکه قاعد کلی حرکت این خطوط را استخراج می کنیم و می دیم دست رایانه!

اگر خوب به ابتدای مسیر حرکتی (خطوط قرمز) که از بالا شروع میشود نگاه کنیم می بینمی که ابتدا متحرک ما به سمت راست پیچیده خوب ما این حرکت را با یک R نشان می دهیم سپس دوباره بسمت راست و بعد از ان به سمت چپ L و.... حالا خودتون به رشته حروف زیر دقت کنید ببینید می توانید قاعده اصلی را بدست بیاورید:

......R->RR->RRL->RRLR->RRLRRLL

خوب حالا اگر این 2 تا قاعده را اجرا کنید می توانید بقیه مسیر رو بدون نگاه کردن به باقی شکل بنویسید:

1.ابتدا با یک حرکت R شروع کنید.
2.متمّم رشته حرکات قبل از
R ی که هم اکنون نوشته شده را از انتها به ابتدا وارد کنید، ( اگر متوجه نشدید صبر کنید) به عبارت دیگر به حرکت ماقبل R نوشته شده نگاه کنید اگر R بود شما L را به بعد از R اضافه کنید و اگر R بود شما L را به بعد از R دستور(1) اضافه کنید و همین کار را برای حرکت های قبلی هم تکرار کنید تا به اولین حرکت برسید.

خوب اگر دقت کنید برای اولین R قانون دوم اجرا نمی شود چون در سمت چپ آن حرفی نیست . حالا برای اینکه بهتر متوجه ماجرا بشیم به چند گام ابتدایی زیر دقت کنید و آن را با رشته حرکاتی  که پیش از این نوشتیم مقایسه کنید .

R
RRL
RRLRRLL
RRLRRLLRRRLLRLL
RRLRRLLRRRLLRLLRRRLRRLLLRRLLRLL
.
.
.

من R های قانون اول را پر رنگ تر نوشتم ولی R هایی که از قانون دوم بدست آمده با حروف معمولی نوشته شده. رشته حروف چهارم دقیقا تمام شکل(1) را کامل میکند ولی رشته پنجم به شکل زیر است :

                                         

حالا فکر می کنید اگر این قاعده 20 بار و در مسیر های کوتاه اجرا شود چه شکلی بدست می آید، برای دیدن چهره واقعی این فراکتال زیبا از برنامه کوچکی (18k )که دوست عزیزم آقا تایماز برای اون نوشته استفاده کنید اینم لینک برنامه:

The Jurassic Park Fractal

البته این برنامه فراکتال را در دو جهت رسم می کند یعنی دو متحرک بصورت قرینه از یک نقطه شروع به حرکت می کنند.

اما در انتها می خواهیم ببینیم چطور میشه حرکت nام  ( راست یا چپ بودن )را پیدا کنیم :

ابتدا عدد n را بصورت K2n  بنویسید طوری که k یک عدد فرد باشد حالا اگر باقیمانده k بر 4 عدد 1 شد nامین حرکت R و اگر باقیمانده 3 بود nامین حرکت L است.

مثال: می خواهیم جهت حرکت  10 را حساب کنیم :

۵x21 à 5 mod 4 = 1


پس حرکت 10 ام به سمت راست
R است.
 یا مثلا حرکت 76376

76376 = 9547 x 8 =9547 x 23

    ۹۵۴۷mod4 = 3  


بنابراین حرکت 76376 به سمت چپ
L است.

حالا اگر می خواهید ببینید که این فراکتال با چه تابع تکرار شونده ای تعریف میشه و دنباله حرکات در مبنای 2 یا 8 کدام دنباله ها از اعداد را میدهد ، نمودار رخداد (recurrence plot ) این فراکتال چگونه است  ، تاریخچه و تصاویر دیگر آن به چه نحو است، به لینک های منبع مراجعه کنید.

منابع :


http://math.rice.edu/~lanius/frac/jurra.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Dragon_curve

http://mathworld.wolfram.com/DragonCurve.html 

 


نام چند سایت در مورد فراکتال و تصاویر فراکتالی

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 16:18 | لینک  | 

 
 
 
واسيلي كاندينسكي منتقد نامدار روس مي گويد: «هنرها سراپا بي فايده هستند.» يعني اين كه نمي توانند مانند دانش و علوم تجربي براي خواننده و شنونده و بيننده مفاهيمي صريح و قابل درك را القا كنند ولاجرم قادر نيستند مفيد باشند اما هرگز و هرگز اين مفيدنبودن به اعتبار مسائل مادي نمي تواند بهانه اي براي غيرضروري خواندن آنها به دست دهد چرا كه سودمندي يك امر مادي است و لذت يك احساس معنوي.
ژرژ پمپيدو رئيس جمهور اسبق و اديب فرانسه در يكي از مقالات باارزش خود مي نويسد:«در حقيقت نظم فقط يكي از چندين طريق ممكن براي بيان «شعر» است. شعر در همه جا هست يا مي تواند باشد. همه كس يا تقريباً همه كس در برابر شعر حساس است. همه چيز يا تقريباً همه چيز درمعرض شعر است.»
 

133686.jpg


اصولاً شعر براي خود شخصيتي جداگانه حتي جداي از خالق و پردازنده خود دارد. شعر براي خود حقيقتي يا وجودي مستقل است كه وقتي به پايان مي رسد حتي به شاعر خود نيز تعلق ندارد. در هنرهاي ديگر قدرت و كمال آفرينش گاهي نياز به شعر ندارد اما منظومه اي كه شعر نباشد مرده تر از مرده است. تحمل ناپذير است. پس شعر چيست؟ كيست كه بتواند به اين سؤال جواب بدهد؟ روح چيست؟ مي توان در تن انسان همه تجليات حيات را دريافت، مي توان جسم او را تشريح كرد يا همه اعضا و جوارحش را روي يك ماكت پلاستيكي شبه انسان نشان داد ولي نمي توان روح او را مشخص كرد كه خدا هم به پيغمبر گفت: «يسئلونك عن الروح. قل الروح من امرربي » شعر هم از اين مقوله است. از مقوله روح است. لطيفه اي است اثيري، غيرقابل توصيف و بسيار متوسع و متغير و ناپذيراي قالب و فرمول و حكم كلي. مي توان ساختمان لغات، وزن، قافيه، آهنگ، سجع، موسيقي و عناصر متشكله ديگرش را باز نمود ولي نسبت اين امور به شعر مانند نسبت قلب تپنده است به روح. يعني تجلي خيره كننده اي از گونه وحي و ناپيدايي هاي الوهيت. شاعر از جهان دست يافتني خاك و آب و حقايق ناسوتي حيات پا فراتر نهاده و به «آن چه اندر وهم نايد…» پا مي نهد. اگر شيخ بهايي آن عالم جليل القدر مبتكر شاعر و رياضيدان در مورد مولانا مي فرمايد:
مثنوي او چو قرآن مدل
هادي بعضي و بعضي را مضل
من نمي گويم كه آن عاليجناب
هست پيغمبر ولي دارد كتاب
مثنوي معنوي مولوي
هست قرآني به لفظ پهلوي
في الحقيقه ناظربرهمين شخصيت والا، ناشناخته، رمزآميز، رفيع وپيغمبرگونه شاعر است.
گوستاو فلوبر خالق رمان مشهور «مادام بواري » در نامه اي به «گئورگو دوكازون» مي گويد: «…حس نمي كنم كه براي دنياي پيش پا افتاده مادي ساخته شده باشم. برعكس ستايش من براي شاعران روزبه روز افزوده مي شود» پس وقتي ما از جهان ملموس و محسوس عيني خود خارج مي شويم لاجرم از اين مفاهيم دست يافتني يا قابل دسترسي ودرخور توجيه دور مي افتيم . دراين رهگذر با معقولات وجو غيرملموس شعور انساني مواجه شده وگويي بالكل از خاك وتوده غبرا وآنچه در محدوده ناسوت است جدا شده ايم وآنچه اندر و هم نايد آن شده ايم. الهام در شعر شاعران ناشي از همين سير درجهان معقولات وناشناخته ها و بيخودي ها وشيفتگي هاي غيرقابل تعريف است.
ويليام فاكنر نويسنده بسيار معتبر آمريكايي، برنده جايزه نوبل وخالق اثر معروف «خشم وهياهو» مي گويد: «سرودن يك شعر همانند ثبت تمام گفته هاي عالم بالاست برنوك سوزني . انسان در فاصله اي كه ناگزير كوتاه است مي كوشد سخني بگويد ونقش مبهمي از زندگي ترسيم كند.
« البته اين بدان معنا نيست كه شاعر از دنياي پيرامون خود: از خانه، كارخانه ، كوچه پس كوچه ها، پاركها ورگهاي حياتي مادي ديگر چشم بپوشد وبه قول فروغ فرخزاد به اتاق هاي در بسته پناه ببرد . شعر محصول درخشان امتزاج آسمان وزمين است وتلفيق شگفت انگيز لاهوت و ناسوت، ابر وخاك وآب وآسمان وانديشه واندوه.
شاعر گزارشگر نيست كه وقايع واتفاقات را بنويسد، مورخ نيست كه از جنگها وصلحها وقتل ها… بنگارد، دانشمند نيست كه پديده هاي علمي را تشريح كند، مصلح اجتماعي نيست كه روابط سالم انسانها با يكديگر را ترويج وتعميق نمايد، اديب نيست كه در دنياي وزن و قافيه و رديف و سجع وپيوند افقي مصاريع وارتباط عمودي ابيات وتوالي آنها و آرايه هاي بديعي و اختيارات شاعري و قوالب عروضي وغيره وغيره سير كند. او به درون خود نقب مي زند همچنان كه بيرون را مي نگرد. واين عالم عالم پيچيده اي است. مبهم است، رازآميز است. دنياي وسيع وافسون زده وپرتب وتاب وشگفت انگيزي است . شاعر بين دنياي تودرتوي دروني خود واين دنيايي كه توصيفش آمد قصد گره زدن دارد لاجرم شعرش چون فضاي بخارآلود دنياي پيداوپنهانش مبهم وغامض است.
نيما مي گويد: «آن چيزي كه عميق است ، مبهم است كنه اشيا جز ابهام چيزي نيست. جولانگاهي كه براي هنرمند هست اين وسعت است».
صدها كلام روزمره را به آساني مي فهميم كه براي ما سودمندند يا درك ما را از زندگي و يا رابطه ما را با اطراف تسهيل مي كنند ولي شعر نيستند. گفت وگوهاي روزمره ما با يكديگر از كلمات تشكيل مي شوند. شعر هم از كلمات به وجود مي آيد اما هيچ ارتباطي بين آنها وجود ندارد.
صداي زنگ در ما را به سوي در مي كشاند تا آن را باز كنيم. صداي زنگ تلفن ما را به طرف تلفن جذب مي كند تا به طرفمان پاسخ دهيم. اين صداها صداهايي رسا و سودمندند اما بار هنري ندارند ولي يك هارموني دلپذير يك ملودي، حتي يك زخمه، يك ضرباهنگ موسيقي ما را به وجد مي آورد، ما را غمگين مي كند. درون ما را متحول مي سازد. سود مادي هم برايمان ندارد و به دنبال معني و مفهوم و مقصد و مرادش هم نيستيم. پس هميشه سودمندي و نيز سهل التناول بودن كلام نمي تواند زيبا باشد. استاد پرويز ناتل خانلري كه بدون شك از بنيانگذاران نقد ادبي جديد و علمي و نيز از شناسندگان شعر معاصر ايران هستند مي گويد (نقل به مضمون): مي توان در كاسه سر يك مجسمه زيبا كه مثلاً ميكل آنژ آن را ساخته و پرداخته آب نوشيد اما او براي آب نوشيدن مااين كار را نكرده.

133689.jpg

سودمندي با هنر ارتباط ارگانيك ندارد. ما از يك اركستر سنفونيك، لذت مي بريم ولي براي ما سودي دربرندارد شايد هم معني و مقصود كمپوزيتور را درك نكنيم اما همان طور كه گفتم از آن لذت مي بريم. چه كسي مي تواند منكر جذابيتهاي بي تاب كننده سنفوني هاي اشتراوس، چايكوفسكي و آثار بتهوون و شوبرت و هندل و شومان و موتسارت و كمپوزيتورها و نوازندگان بزرگ ديگر جهاني باشد. اما اين سنفوني ها و اين كمپوزيسيونها و اين آثار چه مي گويند؟ چه هدفي دارند؟ چه مطلبي را بيان مي كنند؟ چه شعاري مي دهند؟ چه درسي را مي آموزانند؟ في الحقيقه هيچ. تابلوهاي بسيار پرارزش نقاشان عظيم الشأن عالم چون ون گوك، گوگن، سزان، كمال الملك، را مي راند و ديگران و ديگران هزاران زيبايي را در خود جا داده و به اندرون بيننده با ذوق خود منتقل مي سازند اما هيچ سودي براي آنها دربرندارد. پس مقوله سودمندي از مقوله زيبايي جداست.
بسيار اتفاق مي افتد كه شعر در ورطه توضيح و تشريح منتقدان و مفسران و اديبان و شارحان مثله مي شود و زيباييهاي خود را بالكل از دست مي دهد. آنچه مسلم است اندام زن زيبايي كه در سالن تشريح تكه پاره مي شود و مورد آموزش دانشجويان قرار گيرد ديگر زيبا نيست. شايد مفيد باشد اما زيبا نيست. شايد بتوان با آن برخوردي عالمانه كرد اما از مواجهه هنرمندانه خالي است. جوهر والايي كه در ذات شعر مستتر است در همان استتار و اختفا، خود شكل مي گيرد و زندگي مي كند. شايدبميرد و شايد از دست ما بگريزد. ريشه گياه در خاك پنهان شده است. اگر آن را بيرون بكشيم گياه مي ميرد. اگر بخواهيم معاني و مفاهيم شعر را با برداشتهاي خودمان پيدا بكنيم و آن را از پرده اختفا و استتار و ابهام بيرون آوريم ريشه هاي آن گياه زيباي بالنده چشمنواز جان بخش را بيرون كشيده و يا آوندهاي گياهي آن را پاره پاره كرده ايم.
ما با شعر رابطه برقرار مي كنيم، با آن رفيق مي شويم، از آن لذت مي بريم و آن ارتباط رفاقت آميز و لذت دروني توصيف ناپذير، منبعث از ذات پرراز و رمز پوشيده و پنهان شعر است.
چرا همه در فكر اين هستيم كه دريچه ها را بگشاييم ببينيم آن پشت چه خبر است؟ بايد بدانيم شعر، جدول كلمات متقاطع نيست كه قلم به دست گرفته و حلش كنيم.
هر راز و رمزي زيباست. هر چه در پشت هاله اي از ابهام و در وراي مهي از استتار و اختفا باشد شگفت و باشكوه است. اين همه شارحين شعر حافظ، حافظ شناسان، استادان حافظ پژوه كوشيده اند اشعار آن بزرگمرد را براي ما حلاجي كنند به گمان من از اين كار طرفي نبسته اند و چيزي بر شعر حافظ نيفزوده اند.
البته همه ما حافظ دوستان وحافظ ستايان ايراني بدون شك مديون و مرهون اديبان و حافظ پژوهان بزرگي چون علامه قزويني، دكترقاسم غني، عبدالرحيم خلخالي، سيدمحمد قدسي شيرازي، پرتو علوي، سيدمحمدرضا جلالي نائيني، مسعود فرزاد، پرويز ناتل خانلري، سيدابوالقاسم انجوي شيرازي، حسين پژمان بختياري، مرتضي مطهري، بهاءالدين خرمشاهي، خليل خطيب رهبر و كوشندگان و پژوهندگان ديگر هستيم و بي شك هر يك از آنان در روشن كردن گوشه اي و نقطه اي از آسمان شعر حافظ براي خوانندگان سعي فراوان داشته اند ومن زحمات وخدمات همه اين عزيزان و بسياري حافظ شناسان ديگر را كه در اينجا اسم نبرده ام و البته در عرصه وسيع حافظ شناسي نامشان و يادشان محفوظ است قدر مي دانم و سپاس مي گزارم اما حرف من چيز ديگري است و آن اين است كه شعر حافظ حتي اگر به مفهوم و معنا واستعاره، ايهام و ظرايف بديعي اش پي نبريم باز زيباست، باز شعر حافظ است، باز آن را با قلبمان مي خوانيم و با جانمان درك مي كنيم و با وجودمان ـ همه وجودمان ـ از آن لذت مي بريم.
 
سيدمحمود سجادي
نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:29 | لینک  | 

به هیزم شکن ماهری کاری دریک تجارتخانه بزرگ چوب پیشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پیشنهادی و همه شرایط کار فوق العاده بود و به همین خاطر هیزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده.
کارفرما یه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد.
روز اول 15 تا درخت رو انداخت.
کارفرما برای کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همینطوری ادامه بده... این تشویق باعث شد هیزم شکن تو کارش انگیزه بیشتری پیدا کنه
روز بعد هیزم شکن بیشتر تلاش کرد ولی این بار 10 تا درخت رو انداخت
روز سوم حتی از روز دوم هم بیشتر سعی کرد ولی فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنه
هر روز که میگذشت تعداد درختها کمتر میشد
با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست میدم
رفت پیش کارفرما و بهش گفت که چی شده و اینکه چقدر ناراحته
کارفرما گفت: آخرین بار کی تبرتو تیز کردی؟
هیزم شکن گفت: تیز؟؟؟ وقت نداشتم تیزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!!
گاهی تو زندگی لازمه که یه کم وایسیم و نگاهی به خودمون و داشته هامون بندازیم.. چیزایی که داریم همیشه کافی و کامل نیستن . کلید موفقیت اینه که هر چند وقت یه بار تبر وجودمونو تیز کنیم!

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:23 | لینک  | 

ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخی اجتناب‌ناپذير بود.
خاتمی: چون ميخواست با مرغهای آن طرف خيابان گفتگوی تمدنها بکند.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را ميمکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است
همينگوی: برای مردن. در زير باران.
اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.
خوانندهء آهنگهای آبدوغ‌خياری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...
روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.
حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
کافکا: ک. به آن سوی خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوی ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهی بی‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکی خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامی وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود.
بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.
ناصرالدين‌شاه: يک حالتی به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.
طرفدار داستانهای علمی - تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستی را
۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟
جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکی مجدد از سوی تروريسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنيت ملی ايالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود. وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.
احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌های ذهن خويش، ميجويم. من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايه‌های دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
لات محل: به گور پدرش ميخنده! هيشکی نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفس‌کش!
بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفی ميکنی.
پدرخوانده: جای دوری نميتواند برود.
فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.
ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتی ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.
هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلمانی از خيابان رد خواهد شد!.
فوتباليست: آفسايد بود آقا! ما هر چی به اين داور گفتيم بی‌انصاف قبول نکرد!
کودک: که به اون طرف خيابون برسه !

جاده خاکی

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:23 | لینک  | 

وجود خدا و شيطان

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و
خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی
داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460-
F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن

 

جاده خاکی

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 0:19 | لینک  | 

                                               

Email:gaeghaubifm@Yahoo.com

        فرج الله محمدي يعقوبي                                                                                                                            

                                                   

 سوابق تحصيلي:

كارشناسي   دانشگاه سراسري تبريز رياضي محض                                 

ارشد دانشگاه صنعتي شريف رياصي محض                             

پايان نامه : معادلات ديفرانسيل پاره تصادفي   

استاد راهنما : دكتر بيژن ظهوري زنگنه            

استاد مشاور : دكتر حميده داريوش همداني    

 

 سوابق تدريس: 

 تدريس در دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان از سال 1383                                

 تدریس در دانشگاه صنعتي شريف در زمان تحصيل                                            

توا نايي تدريس دروس رياضيات عمومي و كاربردي و مهندسي معادلات ديفرانسيل هندسه رياصيات گسترده و كليه دروس رشته رياضي محض                                                                             

 

خلاصه پايان نامه :

 در اكثر وقايع طبيعت مانند رشد جمعيت و بازار سهام .... ممكن است عوامل پیش بيني نشده مانند (زلزله وقيمت نفت و.......) به يكباره باعث تغيير روند طبيعي رشد شوند.                

اين عوامل را ميتوان به عنوان نويز سفيد در معادلات وارد كرد كه اين گونه معادلات را معادلات تصادفي گويند .                                                                                                                   

از طرفي تغيير متغير در حل معادلات بسيار مهم ميباشد و ميتواند معادلات پيچيده را به معادلات سادهتر تبديل كند . در پايان نامه فوق تغيير متغير در معادلات تصادفي وبخصوص اثر تغيير متغير روي نويز سفيد بررسي شده است . ضمنا نويز سفيد به كمك حركت براوني تعريف ميشود و حركت براوني فرايندي است كه همه جا پيوسته ميباشد و هيچ جا مشتق پذير نيست مانند حركت گرده گياهان در داخل آب يا قدم زدن تصادفي كه طول قدمها به صفر ميل مي كند.                                              

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:59 | لینک  | 

 

 

 

 

                     

 

عليرضا رضايي

 

 

 

 

Email:rezaie485@yahoo.com

 

سوابق تحصیلی:

کارشناسی: رشته ریاضی محض  – دانشگاه رازی –

کارشناسی ارشد: رشته ریاضی کاربردی گرایش علوم کامپیوتر (هندسه محاسباتی)- دانشگاه صنعتی امیرکبیر


 

موضوع پایان نامه :مساله قالب گیری اجسام از دیدگاه هندسه محاسباتی(CAD/CAM).   

 استاد راهنما : دکتر علی محدث خراسانی.

 

سوابق علمی:

 الگوریتم و پیچیدگی الگوریتمها- الگوریتمهای تعیین کننده قالب­های مناسب(Manufacturing) -  کوتاهترین مسیر(انواع کاربردی این مساله) و مسیریابی های بهینه برای ربات­ها(Robotic)- Database( کاربردهای آن و طراحی و تحلیل ساختمان داده­های مناسب در بعضی از زمینه­های مختلف).

 

سوابق آموزشی:

 تدریس و برگزاری کلاس های حل تمرین دروس مختلف ریاضی و کامپیوتر (به عنوان T.A) در دانشگاه امیر کبیر.

تدریس دروس مختلف  رياضي در دانشگاه آزاد اسلامی همدان.

تدریس دروس مختلف  کامپیوتر در دانشگاههای دولتی، پیام نور و آزاد اسلامی ملایر.

تدریس دروس مختلف ریاضی در مدارس راهنمایی و دبیرستانهای سامن ملایر و تهران.

 

سوابق تدریس:

 مبانی کامپیوتر ، زبان برنامه­نویسی Pascal،  c++، c ، طراحی الگوریتمها، طراحی و پیاده سازی زبانهای برنامه سازی، ساختمان گسسته،ذخیره و بازیابی اطلاعات، ساختمان و زبان ماشین، کاربرد کامپیوتر در حسابداری 2و3، کامپیوتر و کاربرد آن در مدیریت، ریاضیات عمومی،  ریاضی مهندسی، ریاضی عمومی 1و2، هندسه1 و ریاضی 1و2 دبیرستان،.

 

زمینه توانائی ارائه مشاوره:                                     

تدریس دروس محاسبات عددی، پایگاه داده، هندسه محاسباتی، زبانهای برنامه نویسی, Fortran,برنامه سازی پیشرفته، نظریه زبانها و ماشینها، آنالیز عددی، تحقیق(پژوهش) در عملیات، نرم افزارهای عملی و کاربردی، معادلات دیفرانسیل.

 

خلاصه پایان نامه:

یافتن مناسب ترین نقطه و جهت پر شدن قالبی که برای ساختن یک شیئ طراحی می شود از مهمترین مسائل مورد نظر مهندسین و طراحان قالب است که تا کنون با آزمایش و خطا و تجربه صورت می گرفت. اما امروزه با پیشرفت کامپیوتر و طراحی الگوریتم های مناسب، بدین منظور نرم افزارهایی پیشرفته پدید آمده اند. در این پایان نامه برخی از این الگوریتم ها و پیچیدگی زمانی آنها بررسی و تجزیه و تحلیل شده و برخی از آنها بهبود یافته اند.

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:55 | لینک  | 

محسن اسماعیل بیگی

     esmaeelbeigi@yahoo.co:E-MAIL

سوابق تحصیلی:

دوره کارشناسی :  دانشگاه شیخ بهایی اصفهان   رشته: ریاضی کاربردی گرایش کامپیوتر

دوره کارشناسی ارشد : دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران   رشته  ریاضی کاربردی گرایش آنالیزعددی

عنوان پایان نامه:

 کاربرد کیو متعامدها در بهینه سازی روش انتگرال گیری گاوسی

استاد راهنما : دکتر سید مقتدی هاشمی پرست

 

خلاصه پایان نامه :

وجود حاصل­ضرب­های نامتناهی در عبارت انتگرالده، باعث پيچيدگی و دشواری در حل انتگرال می­گردد، چرا که يافتن پادمشتق صريحی برای چنين انتگرالدهی يا امکان پذير نيست يا با دشواری همراه است.دو دسته از  انتگرال­هايی که در آنها حاصل­ضرب­های نامتناهی وجود دارد و پاد مشتق صريحی برای عبارت انتگرالده آنها وجود ندارد، به صورت زير هستند.

 و

که و

با توجه به اين­که بازه­ انتگرال­گيری انتگرال­های فوق،  و  است، مناسب­ترين توابع برای تقريب انتگرال به روش گاوسی کلاسيک به ترتيب توابع لاگوره و چبيشف می­باشند.

در روش­های گاوس- لاگوره و گاوس- چبيشف، به ازاء  های کوچک، دقت تقريب چندان مطلوب نيست و از طرفی حجم محاسبات نيز نسبتاً زياد است. به ازاء  های بزرگ، از آنجايی که حجم محاسبات به شدت افزايش   می­يابد، امکان واگرايی نيز وجود دارد.

توابع کيو- متعامد، حالت تعميم يافته­ای از توابع متعامد هستند و همانند آنها از خواصی نظير رابطه تعامد و رابطه بازگشتی برخوردارند. توابع کيو- متعامد در حالت حدی و زمانی که ، به سمت توابع متعامد کلاسيک همگرا می­گردند.

بعد از آن­که در روش­ گاوسی توابع کيو- لاگوره و کيو- هرميت پيوسته به ترتيب جايگزين توابع لاگوره و چبيشف شدند، اولاً به ازاء  های کوچک، جوابی با دقت بسيار بالا به دست آمد و در ثانی حجم محاسبات نيز به شدت کاهش يافت.

 

سوابق پژوهشی:

1- ارائه مقاله و سخنرانی تخصصی، تحت عنوان کیو متعامدها و کاربرد آن در بهینه سازی روش گاوسی در کنفرانس بین المللی ریاضی  ایران در یزد

2-شرکت در کارگاه آموزشی نظریه تقریب در دانشگاه فردوسی مشهد

 

سوابق آموزشی:

تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی همدان

توانایی مشاوره وتدریس:

 دروس ریاضیات عمومی وکاربردی ،معادلات دیفرانسیل،ریاضی مهندسی ،ریاضیات گسسته ودروس تخصصی رشته ریاضی کاربردی

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:47 | لینک  | 

 

پریسا  بيگ محمدی

 

سوابق تحصیلی:

کارشناسی ارشد ریاضی کاربردی دانشگاه آزاد لاهیجان 1379

کارشناسی ریاضی کاربر دی دانشگاه آزاد همدان 1377

 

عنوان پایان نامه:

بهینگی کارایی سیستم با روش تعمیر کمینه وقتی زمانهای تعویض و تعمیر عامل اغماض نباشند

استاد راهنما : دکتر اسماعیل خرم (عضو هيأت علمی دانشگاه امیر‌کبیر )

 

خلاصه پایان نامه :

در این پایان نامه اندازه های کارایی یک سیستم تعمیر پذیر،با تعمیر کمینه و با زمانهای تعمیر ثابت ارائه می شود .برای این نوع سیستم روش موجود و یک روش جدید برای جایگزینی قطعات ، مورد بحث قرار می گیرد . هر یک از اینها شامل تعویض یا جایگزینی قطعات در اولین خرابی بعد از گذشت مدت زما ن T  است ،که در آن T کل زمان کارکرد در مدل حاضر و T کل زمان سپری شده از جمله زمان کارکرد  و زمان تعمیر در محل جدید را نشان می دهد .مقادیر بهینه T برای هر دو روش در حوزه تعریف پارامتر محاسبه می شود .نتایج حاصل دلالت بر آن دارد که روش جدید نسبت به روش موجود کارایی کمتری از خود نشان می دهد .

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:44 | لینک  | 

 

نسرین کرمی کبیر            

 

 e-mail:n_sha55@yahoo.com

 

سوابق تحصیلی:

کارشناسی ریاضی محض دانشگاه بوعلی سینا همدان

کارشناسی ارشد ریاضی محض دانشگاه تهران

عنوان پایان نامه : پویایی انقباض ها The dynamic of contraction

استاد راهنما : دکترمسعود صباغان

 

خلاصه پایان نامه :

فرض کنید ایکس یک فضای متری است که مرز آن با مرز فضای هذلولی مشابه است . نشان می دهیم که دنباله اف به

توان ان از انقباض به يك نقطه در x موضعا يكنواخت همگراست .اين مطلب قضيه دانژوا وولف كلاسيك براي نگاشتهاي تحليلي روی قرص يكه را به يك فضاي متري با متر خاص تعميم ميدهد و نيز نتايجي را براي زير حوزه اكيدا محدب D در  با متر هيلبرت ارائه و اثبات ميكند.

 

زمینه های تحقیق:

آنالیزحقیقی و مختلط-هندسه هذلولی-سیستم های دینامیکی-نظریه ارگودیک

 

سوابق آموزشی:

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان از 1379 تا کنون

 

سوابق پژوهشی:

مقاله نکاتی در نظریه اندازه A note on measure (بیست و سومین سمینار مسابقات ریاضی ایران)

مقاله کاربرد انقباض ها و نگاشت های تحلیلی  application of contraction (سمینار ریاضی دانشگاه آزاد همدان )

مقاله ابن سینا وریاضیاتAre sina and mathematics(همایش بین المللی بوعلی سینا)

طرح پزوهشی بررسی تواتر انقباض ها و نگاشت های تحلیلی

Random iteration of contraction and analytic maps

 شرکت در کارگاههای tofel – مقاله نویسی به زبان فارسی-انگلیسی _ نگارش cv_ نرم افزارهایword-spss_ latex فارسی انگلیسی_ power point-الگوهای یادگیری روشهای برقراری ارتباط با دانشجو-اینترنت windows-کتابخانه دیجیتال-آمار پیشرفته و...

 

سوابق تدریس

آنالیز ریاضی 1و2و3 _توابع مختلط – منطق ریاضی – ریاضی عمومی 1و2و3 – معادلات دیفرانسیل – مبانی ریاضیات - هندسه دیفرانسیل – مبانی هندسه- توپولوژی- جبرخطی

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:38 | لینک  | 


اقبال کيهانی                                 

سوابق تحصیلی:

دانشجوی دکتری : رياضي محض دانشگاه علوم وتحقیقات.

کارشناسی ارشد: رياضی محض ۱۳۶۸ - ۱۳۷۱ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال


کارشناسی: رشته رياضی محض ۱۳۶۴ - ۱۳۶۸ در دانشگاه رازی کرمانشاه

سوابق کاری:

عضو هيئت علمی تمام وقت از سال ۷۱ تا حال حاضر در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

عضو هيئت علمی نيمه وقت از سال ۷۶ تا سال ۸۰ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک

مدرس مدعو در در دانشگاه آزاد اسلامی واحد های تهران مرکزی و تهران جنوب و تهران شمال و کرمانشاه و پيام نور مرکز همدان و بوعلی سينای همدان

دروس تدریس شده:

آناليز رياضی ۱ و ۲ و ۳، توابع مختلط، هندسه ی ديفرانسيل، تئوری مجموعه ها، نظريه ی اعداد،  رياضيات گسسته ،  نظريه ی گراف، مبانی هندسه، توپولوژی، مبانی رياضی ، رياضيات ۳ و ۴ و ۵ و ۶ و ۷ رشته های کاردانی پیوسته، بررسی کتب رياضی ۱ و ۲ دروس راهنمايی، آموزش رياضی ۱ و ۲ دروس دبيرستانی، مبانی رياضی ۲ کارشناسی ناپیوسته رياضی، رياضيات مهندسی، رياضيات عمومی ۱ و ۲ و ۳ رشته های مختلف فنی و مهندسی و علوم پايه، رياضيات و کاربرد آن در مدريت ۱ و۲ رشته های حسابداری و اقتصاد و بازر گانی و مديريت ،  رياضيات پیش دانشگاهی رشته های مختلف فنی و مهندسی  و علوم پايه و علوم اسلامی..

سوابق اجرائی:

مسئول آمار از سال ۷۲ تا ۷۳

معاون گروه رياضی از سال ۷۲ تا سال ۷۷

 مدير گروه رياضی از سال ۷۷ تا سال ۷۸

دبير برگزاری اولين و دومين همايش گروه رياضی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

سوابق پژوهشی:

قضيه ی چگال بودن برای F - فضاها و دوباره نرمال کردن جبر های باناخ و محدب موضعی و مثال هايی از جبر های ناتوپولوژيک پذير به عنوان پايان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد در سال ۱۳۷۱

رياضی دانان مسلمان به عنوان مقاله در ويژه نامه علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

۳)Dearangment ها و کاربرد آنها در حل Combinatorial پاره ای  از مسائل به عنوان سخنرانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

آموزش مفاهيم مجموعه ها و يک اشکال در زيربنا (سخنرانی در سومين همايش علمی منطقه ای گروه رياضی واحد همدان) برسی برخی Cconjecture ها در *C - جبر ها به عنوان طرح پژوهشی در دانشگاه آراد اسلامی واحد همدان

بررسی يک ايده در معرفی يک مفهوم زير بنايی در رياضيات نوين به عنوان طرح  پژوهشی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:35 | لینک  | 

                                   همایش دهه ریاضی

               

 

                                    همایش ریاضیات ملایر

 

 

 

 

نمایشگاه دستاوردهای علمی دانشگاه آزاد غرفه ریاضی

 

 

 

 

 

 

اعضاي هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامي

 

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:3 | لینک  | 

۱-روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد
دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3- وقتي ميخواين
برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4- وقتي از کسي آدرسي رو
مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5- کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت
کنيد

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين


7- جدول نيمه
تموم دوستتون رو حل کنين

8- روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ
با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي
تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10- از بستني فروشي بخواين که اسم
پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11- در يک جمع سوپ يا چايي رو با
هورت کشيدن نوش جان کنين

12- به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين


13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو
ترک کنين

14- وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين


15- موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز
پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16- ايده هاي ديگران رو به اسم
خودتون به کار ببرين

17- بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف
پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18- شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين


19- اگر سر دوستتون طاسه
مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20- وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين
خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21- صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين


22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين


23- وقتي دوستتون رو بعد
ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24- وقتي کسي در جمعي جوک
تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25- چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو
مرتب بهش يادآوري کنين

26- بادکنک بچه ها رو بتر*****ين


27- مرتب
اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28- وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد


29- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين


30- کليد آپارتمان
طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31- ايميل هاي فورواردي
دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32- توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و
هنري ، بي موقع دست بزنين

33- هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون
رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34- حبه قند نيمه جويده و خيستون
رو دوباره توي قنددون بذارين

35- نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين


36- دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين


37- عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين


38- پيچهاي كوك گيتار
دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39- با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي
روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40- شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس
فلفل رو عوض كنين

41- موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين


42- توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته
بذارين

43- شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان
خاله سوسكه رو تعريف كنين

44- توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از
وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45- توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت
فرو كنين

46- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين


47- يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين


48- توي
مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49- چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين


 50- ورقهاي
جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين .

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 21:57 | لینک  | 

 

 

فایلهای pdf خبرنامه انجمن ریاضی

 

صفحه اول                   600kb

مصاحبه با آقای امیر آبادی   664kb

فایل سوم                   1,483kb

فایل چهارم               ۴۸۵kb

فایل پنجم             874kb

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 15:54 | لینک  | 

 

 

 

 

                     

 

 

 

1-  در باره اينكه با چه انگيزه اي وارد دانشگاه شده ايد؟

69/47درصد پاسخ دهندگان كسب مدارج علمي را انتخاب كرده اند 24/43 درصد بدست آوردن موقعيت شغلي بهتر و 1/8 در صد گزينه هيچ كدام را انتخاب كردند.

 

2- رشته رياضي تا چه حد انتظار شما را بر آورده است؟

82/44 درصد پاسخ دهندگان بيان كرده اند كه رشته رياضي انتظارشان را به حد خوب برآورده و در حدود 82/44 انتظارشان در حد متوسط بر آورده شده است در حالي كه 34/10 درصد اعلام كرده اند رياضي انتظارشان را كم بر آورده است.

 

3- چگونه رشته رياضي را انتخاب كرده ايد؟

30/42 درصد گزينه صرف ورود به دانشگاه را انتخاب كرده اند در حالي كه 68/57 درصد با آشنايي و علاقه رشته رياضي را انتخاب نموده اند.

 

4- در باره اينكه رشته رياضي تا چه حد در فكر شما تاثير گذشته است؟

50 درصد پاسخ دهندگان گفته اند كه تحصيل دررشته رياضي تاثير متوسط در طرز فكر آنها گذاشته و 33/43 درصد گزينه زياد 66/6 درصد گزينه كم را انتخاب كرده اند.

 

5-ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر را در چه دانشگاهي تر جيح مي ديد؟

06/62 درصد دانشگاه ديگري در داخل كشور13/24 درصد دانشگاه خارج از كشور را انتخاب نموده اندو 79/13 درصد مي خواهند در دانشگاه خودمان(؟)تحصيل كنند.

 

6- بهترين دليل براي درس خواندن شما چيست؟

14/57درصد پاسخ دهندگان علاقه به موضوع و فهم آن را مهمترين دليل براي درس خواندن اعلام كرده اند و 33/33 درصد علاقه به استاد52/9 درصد رقابت را دليل درس خواندن خود اعلام كرده اند.

 

7- از نظر شما در دانشگاه به كارهاي پژوهشي چقدر اهميت داده مي شود؟

96/68 درصد بيان كرده اند در دانشگاهها به كارهاي پژوهشي بسيار كم اهميت داده مي شودو 68/20 درصدفكر مي كنند به طور متوسط و 52/9 درصد اعلام كرده اند هيچ بهايي به كارهاي پژوهشي داده نمي شود.

 

8- آيا در كنار درس خواندن به كارهاي جنبي نيز مشغول هستيد؟در اين صورت علت آن چيست؟

51/61 درصد افرادي كه در كنار درس خواندن يه كارهاي جنبي مشغولند علاقه و 58/22 درصد مزاياي مالي و اجتماعي و در حالي كه 35/19 درصد از دانشجويان به كارهاي جنبي مشغول نيستند.

 

9- آيا به كار دانشجويي اشتغال داريد؟

در اين صورت علت كار كردن شما چيست؟

فقط 67/9 درصد به كار دانشجويي اشتغال دارندكه در آمد را دليل كار كردن خود مي دانند .

 

10- در پاسخ سوال كدام يك از مشخصات زير را در اكثر اساتيد دانشكده مشاهده مي كنيد؟

در سه گزينه علم و اطلاعات به روز اخلاق خوب و احترام به دانشجو و نحوه تدريس قابل فهم 38/52 درصد اخلاق خوب واحترام به دانشجو 28/14 درصد علم و اطلاعات به روز 28/14 درصد نحوه تدريس قابل فهم و 04/19 درصد دانشجويان گزينه هيچ كدام را خودشان اضافه كرده اند.

 

11- آيا از ارتباط استاد و دانشجو راضي هستيد؟

14/48 درصد از ارتباط استاد و دانشجو راضي و 33/33 درصد ناراضي و 51/18 درصد كاملا ناراضي اند.

 

12- در حال حاضر از كداميك از عوامل در دانشگاه خود رضايت داريد؟

20 درصد از رشته رياضي 32 درصد از جو همكاري و فعاليت هاي دانشجويي و 12 درصد از فضاي علمي و 12 درصد از اساتيد و 24 درصد گزينه هيچ كدام را خودشان اضافه كرده اند.

 

13- در حال حاضر از كداميك از عوامل در دانشگاه خود ناراضي هستيد؟

66/6 درصد از رشته رياضي 66/26 در صد از جو همكاري و فعاليتهاي دانشجويي و 33/43 درصد از فضاي علمي و 33/33 درصد ازاساتيد ابراز نارضايتي كرده اند.

 

14-دوستان شما در علاقه مندي شما به رشته رياضي چه تاثيري داشته اند؟

13/24 درصد تاثير مثبت و 10 درصد تاثير منفي و 51/65 درصد دوستانشان در علاقه مندي آنها به رشته رياضي تاثير نداشته اند.

 

15-اگر دانشجوي درس خواني نيستيد كدام علت را در اين مورد مقصر مي دانيد؟

25/32 درصد از شركت كنندگان با پاسخ ندادن به اين سوال خود را دانشجوي درس خوان مي دانند و از ميان افرادي كه پاسخ داده اند 50 درصد محيط و فضاي دانشگاه 27/27 درصد مشكلات خوابگاهي و خانه و 72/22 درصد اساتيد خود را علت درس نخواندن خود مي دانند.

 

16- اگر به رشته رياضي بي علاقه هستيد علت را چه مي دانيد؟

11/61 درصد مبهم بودن آينده شغلي و 88/38درصد سخت بودن رشته رياضي را علت بي علاقه گي خود معرفي كرده اند و اين در حالي است كه 93/41 درصد به رشته رياضي علاقه مند هستند.

 

و اما پاسخ شما به سوالات تشريحي ما:

 

درنظر سنجي و آمار گيري از شما خواسته بوديم چند نمونه از كاربردهاي رياضي در صنعت را نام ببريد عبارت هاي زير در پاسخ به اين سوال بيشتر به چشم مي خورد :

 

همه علوم از رياضي بهره مستقيم و غيرمستقيم مي برند- هواشناسي –نمي دانم – اهميت ندارد!!!

چون كاملا عيان و آشكار است – كارخانه سيمان تبريز كه دكتر لطفي عسگر زاده ابداع كرده اند – نظريه گرافها در كنترل ترافيكي شهري- انتگرالها براي تعيين حجم ها- تمام كاربردهاي رياضي غير مستقيم اند زيرا براي هر شغلي و رشته اي كه رياضيات در آن تاثير مستقيم دارد رشته اي تعبير شده است- در ارتباط با رياضي فقط شغل تدريس را انتخاب كرده ام.

 

شما كدام يك از گرايش هاي رياضي را مي پسنديد؟چرا؟

آموزش رياضي چون از همه آسان تر است – رياضي عمومي – جبر-هر دو هم محض و هم كاربردي زيرا هر كدام زيبايي و جذابيت خاص خود را دارد – آناليز رياضي – هيچكدام –كاربردي(اگر به صورت كاربردي تدريس شود)-كاربردي (دليل كاربرد مطالب را بيابم- رياضي عمومي( ملموس تر است)كاربردي(چون جاي پيشرفت زياد داردمخصوصا در رشته هاي فني- رياضي عمومي –كاربردي(چون حداقل مي توان در كارهايي كه در جامعه است كاربرد داشته باشد)-دبيري(چون شغل آينده مان حداقل مشخص است)-كاربردي (عمل را بيشتر مي پسندم )-جبر (به علت خصلت مجرد و انتزاعي بودن آن)-كاربردي (بهتر بودن موقعيت شغلي )- كاربردي (چون شاخه هاي بيشتري دارد – آمار – كاربردي (ارتباط با زندگي روزمره )-

 

از شما خواسته بوديم بگوييد آينده شغلي خود را چگونه مي بينيد؟

خيلي بد- مبهم – در حد عالي بايد باشي تا با توجه به رشته اي كه خوانده اي بتواني كاري پيدا كني-

به گفته خيلي ها رياضي آينده خوبي دارد مخصوصا رياضي كاربردي ولي من هنوز به عينا نديده ام –خوب- فكر نمي كنم شغلي مرتبط با رشته ي خودمان پيدا شود مگر آن كه ارشد خود را در رشته ديگري بگيريم –روي آب!!!-مبهم- خيلي بد-معلوم نيست ولي اگر تلاش كنم به نظرم روشن است –فكر نكردم – مبهم –شاغلم –درخشان –بسيار خوب ان شاء ا... –خيلي خيلي خيلي بد-مبهم به عبارتي تاريك و وحشتناك

 

هر چه مي خواهد دل تنگت بگو .

به مسئولان بگوييد بيشتر پاسخ گو باشند و به كار دانشجويان رسيدگي كنند و با نه وآره برو سراغ اون يكي پاسخ گو نباشند-آموزش رياضي در كشور ما از پايه ضعيف است بطوريكه بعد از دوره ليسانس ضعف علمي مشاهده مي شود –لطفا جو پ‍‍ژوهش و تحقيق در دانشگاه اصلاح شود –اطلاعات اساتيد به روز شود – از استادها خواسته شود دانشجو را به تحقيق ترغيب كنند و شيوه تدريس جزوه گويي را تغيير دهند- وقت ندارم – اي كاش همه اساتيد براي دانشجويان ارزش قائل شوند – دلم تنگ نيست !به رشته ما اهميتي داده نمي شود – دراين دانشگاه هر كس به فكر خودش است و هم كاركنان و هم دانشجويان در حد خوبي نيستند.

رياضي در ايران بسيار مهجور و نظرات در مورد آن بسيار بي انصافي است.

 

شايان ذكر است كه اين نظر سنجي در دانشگاههاي صنعتي شريف –تهران –علم و صنعت –امير كبير و بوعلي نيز اجرا شده كه به نتايج مشابه رسيده است .

اين سوالات و جوابها صرفا يك نظر سنجي دانشجويي براي شناخت بهتر دانشجويان رياضي خودمان بوده است و مي دانيم كه دانشگاه و گروه رياضي تمام تلاش خود را براي ارتقاء و بهبود سطح علمي و كيفي دانشگاه دارند.

موفقيت همه شما رياضي خوانها و رياضيدانها را آرزومنديم.

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 13:21 | لینک  | 

 

 

                           

 

 

 

 

طاهر لطفي

 

     Lotfitaher@Yahoo.com                                                                                    

 

سوابق تحصیلی

كارشناسي  رشته : رياضي كاربردي    گرايش : كاربرد در كامپيوتر محل تحصيل  : يزد

 

كارشناسي ارشدرشته : رياضي كاربردي  گرايش : آناليز عددي محل تحصيل : تربيت معلم تهران

 

عنوان پايان نامه : ماتريسها و گشتاورها و انتگرال گيري

 

استاد راهنما : دكتر اسماعيل بابليان

 

دكتري رشته : رياضي كاربردي     گرايش : آناليز عددي محل تحصيل : دانشگاه آزاد اسلامي  تهران-واحد علوم و تحقيقات     استاد راهنما : پروفسور بابليان ، پروفسورمالك نژاد

 

عنوان پایان نامه  : حل معادلات انتگرال به روش تصوير توسط موجك ها

 

گرايش اصلي رشته : آناليز عددي –علوم محاسباتي – جبر خطي و علوم كامپيوتر

 

سوابق آموزشي :

 4 سال تدريس در دانشگاه (رياضي عمومي ومعادلات ديفرانسيل و رياضيات مهندسي و آناليز عددي و جبر خطي و رياضيات گسسته و زبان تخصصي و..................)

 

سوابق پژوهشي :

ISI

شركت در بيش از 10 كنفرانس داخلي و چاپ مقاله در مجلات

و كتب مختلف رياضي _  عضو شوراي پژوهشي دانشگاه -  عضو شوراي انتشارات دانشكاه _ عضو باشگاه پژوهشگران جوان _ عضو انجمن رياضي ايران _ پژوهشگر نمونه در علوم پايه 3 سال متوالي .

 

سوابق اجرايي :

قابليت و توانايي : برگزاري انواع كارگاههاي آموزشي نرم افزارهاي رياضي مانند :

Matlab _ Maple _ Mathematica _ texفارسي_ Latex _

مشاوره در زمينه آموزش و تدريس رياضي و علوم محاسباتي و الگوريتم .............

 

 

خلاصه پایان نامه ها:

 

خلاصه پايان نامه كارشناسي ارشد : .در اين پايان نامه روشهاي عددي براي تخمين درايه هاي يك ماتريس تابعي ارائه مينمائيم .

خلاصه پايان نامه دكتري : در اين پايان نامه معادلات انتگرال فرد هم نوع اول و دوم را با استفاده از توابع و پايه هاي موجكي با روشهاي پروجكشن (تصوير) مانند : گلركين و كالوكيشن حل مينماييم .

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 15:47 | لینک  | 

 

 عیسی زارعی

 

سوابق تحصیلی:

کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه رشته ریاضی گرایش محض

کارشناسی ارشد دانشگاه سیستان بلوچستان رشته ریاضی گرایش کاربردی

عنوان پایان نامه : روش های حرکت شبکه معادلات دیفرانسیل جزیی بر اساس اصل هم توزیعی

استاد راهنما:  دکتر علی رضا سهیلی

 

سوابق تدریس :

ریاضی عمومی معادلات دیفرانسیل آنالیز عددی تحقیق در عملیات ریاضیات پایه مبانی ریاضی مبانی کامپیوتر

 

سوابق اجرایی :

مقالات : حل عددی شبکه معادلات دیفرانسیل و مشتقات جزیی 

ارائه در کنفرانس ریاضی دانشگاه تهران 

حل عددی معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزیی بر اساس هموار کردن فاصله ها

ارائه دومین سمینار انالیز عددی دانشگاه سیستان و بلوچستان

بررسی و تشریح نرم افزار LSODI

ارائه 23 مسابقه ریاضی دانشجویی کشور دانشگاه خواجه نصیر طوسی

 

سوابق آموزشی :

تدریس در دانشگاههای پیام نور قروه

آموزشکده فنی سما همدان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

 

سوابق علمی :

حل عددی سیستم PDI و ODI مسائل بهینه سازی

 

خلاصه پایان نامه :

روش های انتخاب شبکه  معادلات برای حل معادلات دیفرانسیلی که تغییرات بزرگی در جوابها دارند در دهه  اخیر به طور نا محدودی به کار می رود .در این پایان نامه روش های حرکت شبکه براساس اصل هم توزیعی بیان شده است همچنین پایداری این روش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 15:44 | لینک  | 

 

              

 

 

 

 

 

شاهرخ قاسم زاده           

                    e-mail:ghiauh-55@yahoo.com

سوابق تحصیلی

کارشناسی :ریاضی محض دانشگاه بوعلی سینا همدان

کارشناسی ارشد :ریاضی محض دانشگاه گیلان

عنوان پایان نامه :نگرشی جدید در دوره زمان

استاد راهنما : دکتر اسدا... آسرایی

 

خلاصه  پایان نامه :

بررسی و توسعه سیستمهای منفرد به شکل  و  با E منفرد در نظریه کنترل.

 

زمینه های تحقیق:

نظریه کنترل _معادلات دیفرانسیل عادی با مشتقات جزئی_

 

سوابق آموزشی:

عضو هیاّت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان تاکنون

تدریس در دانشگاه بوعلی سینای همدان

 

سوابق پژوهشی:

 مقاله:نکاتی در اعداد p-adic (سومین سمینار منطقه ای دانشگاه آزاد همدان)- شرکت در کارگاههای tofel – مقاله نویسی به زبان فارسی-انگلیسی _ نگارش cv_ نرم افزارهایword-spss_ latex power point -الگوهای یادگیری روشهای برقراری ارتباط با دانشجو-اینترنت windows-کتابخانه دیجیتال-آمار پیشرفته و...

 

سوابق اجرایی:

مدیر گروه ریاضی از سال 1385 تاکنون

استاد نمونه گروه ریاضی 1385

دبیر اجرایی چند سمینار

 

سوابق تدریس:

معادلات دیفرانسیل – نظریه معادلات دیفرانسیل – مبانی هندسه – ریاضیات عمومی1و2و3 – مبانی ریاضیات_ دروس ریاضی رشته های مختلف.

 

         

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 21:26 | لینک  | 

 

 

 

 

بهرام اسدی                                 

            EMAIL : asadi@iauh.ac.ir 

 

سوابق تحصیلی

کارشناسی ریاضی کاربردی دانشگاه مازندران 1376

کارشناسی ارشد ریاضی کاربردی دانشگاه فردوسی مشهد 1379

عنوان پایان نامه :

اجرای الگوریتم QMR  در حساب ممیز شناور و حساب تصادفی

(CESTAC-METHOD)

گرایش اصلی رشته  تحصیلی ریاضی کاربردی

 

گرایش های فرعی رشته تحصیلی (یا زمینه های تحقیق و مطالعه ):

بهینه سازی تحقیق در عملیات نظریه شبکه ها ،حساب تصادفی، نظریه فازی

 

سوابق آموزشی :

تدریس در دانشگاهها غیر انتفاعی خیام مشهد ،فردوسی مشهد

دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان ،واحد ملایر ،واحد برجرد ،واحد تویسرکان و آموزشکده فنی مفتح،اموزشکده سما همدان

 

سوابق اجرایی :

عضو انجمن ریاضی ایران از سال 1376 

نماینده انجمن ریاضی ایران در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

مدیر طرح برنامه و بودجه واحد همدان

مدیر آمار و اطلاعات و رایانه ای واحد همدان

مدیر دفتر مطالعات و آموزش نیروی انسانی واحد همدان

دبیر اجرایی چندین همایش و سمینار

 

سوابق پژوهشی :

مقاله الگوریتم QMR در حساب تصادفی

ارائه در 30 کنفرانس بین المللی ریاضی کشور دانشگاه تهران 1379

مقاله ISI

NUMERICAL IMPLEMENTATAOM OF THE QMR ALGORITHM BY

USING DISCRETE  STICHASTIC ARITHMETIC

JOURNAL OF APPLED MATHEMATICS & COMPUTING (2005)

 مقاله فراکتال ها و نظریه آشوب

ارائه هفتمین سمینار سیستم های دینامیکی و معادلات دیفرانسیل دانشگاه تبریز1384

طرح پژوهشی فراکتال ها 1385

طرح پژوهشی : اجرای روش GMRES برای حل دستگاهها ی معادلات خطی غیر هرمیتی در حساب ممیز شناور و حساب تصادفی

 

 

سوابق تدریس :

آنالیز عددی ،تحقیق در عملیات، محاسبات عددی ، برنامه سازی کامپیوتر ،ریاضیات عمومی ، معادلات دیفرانسیل ،ریاضیات مهندسی ، جبر خطی ، آموزش نرم آفزار های ریاضی

 

زمینه توانایی ارائه مشاوره :

نظریه فازی ،نظریه آشوب ، نظریه شبکه ها ، سیستم های دینامیکی

 

 

 

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 21:20 | لینک  | 

آيا تابحال با چهره ايرانيان موفق آشنا شده ايد؟

 

0

پيير اميديار

پيير اميديار موسس و رئيس شركت ebay بنيانگذار تجارت الکترونيک در جهان

پروفسور لطفي زاده

پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپيوتر هوشمند و بنيانگذار نسل سوم کامپيوتر در جهان

اميد كردستاني

اميد كردستاني معاون ارشد سايت google

حسين اسلامبلچي

حسين اسلامبلچي رئيس شرکت مخابرات آمريکا AT&T

کريستينا امان پور

خانم کر يستينا امان پور رئيس بخش سي ان ان در آمريکا

پروفسور مجيد سميعي

پروفسور مجيد سميعي رئيس جراحان مغز جهان در آلمان

بيژن داوري

پروفسور بيژن داوري معاون ارشد شرکت IBM  بزرگترين شرکت سخت افزار کامپيوتر در جهان

قاسم اسرار

قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا

انوشه انصاري

خانم انوشه انصاري رئيس موسسه تکنولوژي تل کام و اولين فضا نورد زن تاريخ

پروفسور علي جوان

پروفسور علي جوان در سال 1958 زماني که کارمند آزمايشگاه بل بود، ايده قانون کلي ليزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروري رساند. او در سال 1964 براي کارهايي که در زمينه ليزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاين Stewart Ballentine را از انستيتو فرانکلين دريافت نمود و در سال 1966 مدال بنياد فني و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردريک آيوز Fredrick Ives از انجمن اپتيکال و در سال 1993 مدال علمي جهاني آلبرت اينشتين Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دريافت کرد

فرح کريمي

خانم فرح کريمي تنها زن ايراني پارلمان هلند

محمد جمشيدي

پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا

آزاده تبازاده

خانم آزاده تبازاده دانشمند ايستگاه فضايي ناسا

فرزاد ناظم

فرزاد ناظم مدير فني سايت yahoo

ماريا خرسند

خانم ماريا خرسند رئيس شرکت اريکسون

فريار شيرزاد

فريار شيرزاد معاون وزارت بازرگاني آمريکا و دستيار رياست جمهوري

 

 

بر گرفته از وبلاگ  http://www.jorab-bibo.blogfa.com

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 22:7 | لینک  | 

یکی از مسائلی که در جلسه در مورد آن بحث شد این بود که" چرا انجمن یک مکان ثابت ندارد؟"و آقای امیر آبادی در ایجاد یک مکان ثابت برای انجمن تاُکید کردند.

اما جالب اینجاست که ما بارها و بارها برای حل این مشکل مسیرهای مختلف دانشگاه را طی طریق کرده و به بن بست برخورده ایم. اما یک موضوع که خیلی مبهم به نظر می رسد این است که در این دانشگاه با این همه وسعت که روز به روز هم به فضای آن افزوده میشود ، یعنی یک فضای 6متری پیدا نمیشود که به یکی از انجمن های (به قول مسئولین )فعال دانشگاه اختصاص داده شود.بعد انتظار دارند که انجمنها و دانشجویان اکتیو باشند. چند وقت دیگر نمایشگاه دستاوردهای دانشگاه آزاد برگزار خواهد شد و مسئله ای که جالب است این است که آیا در بین این دستاوردها ، دستاوردهای دانشجویی هم خواهیم داشت؟! و اگر چنین است دانشگاه تا چه حد در به ثمر رسیدن آنها نقش داشته . یکی از مسائلی که دانشگاهها به آن توجه دارند انجمنهای دانشجویی و افزایش تعداد آنهاست اما شما هم باید به این موضوع معتقد باشیدکه کیفیت بهتر از کمیت است و اگر چند انجمن فعال داشته باشیم خیلی بهتر از آن است که چندین انجمن غیر فعال.

هر بار که فردی وارد انجمن میشود به دلیل نبود مکان ثابت یا تاُمین نشدن بودجه کافی و خرج شدن آن در بخشهایی همچون بخش پژوهشو مشاهده مشکلات ما شانه از زیر بار مسئولیت خالی می کند و پشت سرش را نگاه هم نمی کند. ما در ترم بهار سال 85 با تمام مشکلات پیش رویمان و کمی وقت خبرنامه ویژه انجمن را آماده انتشار کرده و به هفته آخر ترم رساندیم  و این در صورتی بود که به ما این اطمینان داده شده بود که مجوزی برای انتشار نشریه نیاز نیست و اگر دکتر کسایی موافقت کنند خبرنامه اجازه چاپ خواهد داشت، که با کمال تاُسف در آخرین لحظه به ما خبر دادندکه باید از شورای فرهنگی مجوز تهیه کنیم و بدون مجوز از شورای فرهنگی اجازه چاپ نداریم. وتا حالا که حدوداٌ پنج ماه از آن موقع میگذرد هیچ گونه جوابی برای درخواستمان نشنیده ایم. وما که نمی توانستیم دست روی دست بگذاریم چاره ای ندیدیم جز اینکه فایلهای PDF  خبرنامه را بر روی وبلاگ قرار دهیم تا حداقل قسمتی از زحمات دوستان جبران شود .

 

و حالا با وجود مشکلاتی که برای خبرنامه فرهنگی انجمن به وجود آمده نیروی خود را بر روی نشریه علمی تخصصی formath قرار داده ایم .نشریه ای که قبلاٌ مجوز آن گرفته شده و مشکلی در اجازه انتشار آن نداریم . اما به قول استاد امیرآبادی اگر وضع به همین منوال پیش برود و نتوانیم مکان ثابت و بودجه کافی برای خود دست و پا کنیمهمین نشریه هم حداقل یکی دو شماره بیشتر دوام نخواهد اورد. اما با تمام این حرفها به قول استاد سیف این عشق به کار است که ما را در کنار هم قرار داده و مانع از فروپاشی انجمن شده و این مشکلات برای همه انجمن ها در همه جا بوده و هست وتلاش ما تا به اینجا بر خلاف جریان آب شنا کردن بوده که همین خود کم موضوعی نیست.

 

به قول یکی از دوستان ما که نمی توانیم با داشتن یک مکان ثابت اظهار وجود کنیم حداقل میتوانیم با فعالیت های خود ،با وبلاگ ،نشریه ،خبرنامه ،کلاسهای آموزشی و.....اظهار وجود کنیم تا شاید به چشم بیاییم و یاد ما هم بیفتند و دلشان بسوزد و بخواهند یک مکانی هم به ما بدهند و بودجه مان را هم خرج قسمتهای دیگر نکنند.

با تمام این مشکلات ما امید خود را ازدست نداده ایم و عزم خود را جزم کرده ایم تا با قدرت پیش رویم و اولین شماره نشریه رامنتشر کرده و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

 

و این طور که به نظر میرسد با همیاری اساتید و گروه با انجمن به زودی ای مشکلات به پایان خواهد رسید و کارهای ناتمام دوستان به ثمر خواهد رسیددر این راه به کمک اساتید ، گروه و علی الخصوص دانشجویان نیاز داریم و منتظر حضور آنها در انجمن هستیم.

نوشته شده توسط مرضیه کریمی رادپور در ساعت 13:51 | لینک  |